کسانی که شخصیت های قلدری بزرگسالان را مطالعه می کنند ، از رویکرد متفاوت خود در مورد رهبری اکثر رهبران تعجب نمی کنند. بیشتر رهبران می خواهند کار کنند با دیگران و می خواهند کسب کردن احترام آنها با هدایت آنها در تلاش های موفق برای سود گروهبشر قلدرها به دنبال این هستند تسلط یافتن دیگران دیگران و احترام خود را تقاضا کنید با کنترل آنها و اغلب تحقیر آنها برای فایده خود قلدربشر تا زمانی که این تفاوت قابل توجه را تشخیص ندهید ، ممکن است بی گناه در یک درایو قلدر برای قدرت مشارکت داشته باشید و سهواً از رفتار سوءاستفاده قلدری در هنگام مقاومت در برابر آن دفاع کنید.
حرکت اساسی شدید قلدرها برای تسلط بر دیگران شامل حمله به متحدین طبیعی آنها است. این باعث می شود آنها از گارد محافظت کنند و ابراز تمایل آنها به قلدر باعث افزایش قدرت قلدری و ارعاب سایر متحدین می شود. این نقش اساسی در همه تصمیمات آنها ، چه فکری و چه تحریک آمیز دارد. موارد زیر برخی از رفتارهای قابل پیش بینی آنها است:
حملات شخصی: قلدرها همه افراد را برتر یا فرومایه می دانند. آنها در یک دنیای خیالی با خودشان در صدر و بالاتر از همه زندگی می کنند. هرچه فکر و انگیزه ای داشته باشد باید “درخشان” باشد ، نه به این دلیل که مبتنی بر دانش ، تجربه یا تحقیق خودشان است ، بلکه به این دلیل است که به سادگی از مغز “برتر” خود ناشی می شود. آنها واقعاً این را باور دارند. آنها به طور غریزی آنهایی را که می بینند فرومایه هستند ، زیرا می خواهند با مقایسه و به نظر برسند. هنگامی که آنها این کار را با متحدین خود انجام می دهند ، هر کس دیگری را شوکه و مرعوب می کند زیرا می ترسند بعدی باشند ، این باعث افزایش قدرت قلدری بر همه می شود. تعداد کمی از افراد حاضرند گردن خود را به دور قلدر بچسباند.
حذف محدودیت ها: در حالی که سرپرستان ، کارمندان و سایرین برای توضیح منطق هر عمل و سیاست رهبران قلدر در سازمان ها تلاش می کنند ، آنها نمی دانند که این مربوط به کارآیی ، برنامه ریزی ، انصاف ، اختلال لازم یا هر “دلیل منطقی” نیست. هر کجا که باشند ، قلدرها به دنبال از بین بردن هرگونه قوانین ، سیاست ها یا افرادی هستند که آنها را مهار می کنند ، اکنون یا در آینده. قلدرها خط آخر را می دانند: جایی که هیچ قانونی وجود ندارد ، فقط قلدرها حکمرانی خواهند کرد.
اهداف سرزنش: قلدرها همیشه “اهداف سرزنش” را دارند ، که آنها بی وقفه برای فعال کردن احساسات ابتدایی دیگران از ترس و عصبانیت به آنها حمله می کنند. اینها معمولاً افراد یا گروههایی هستند که ضعیف و مقصر هستند زیرا ناتوان هستند و تعداد کمی از افراد آنها را می شناسند. در محیط کار ، این اغلب به عنوان موبایل نامیده می شود. این باعث می شود همه افراد اطراف خود از تعادل خارج شوند و از حضور در کنار هم ترسیده باشند. آنها دائماً مردم را علیه یکدیگر تقسیم می کنند و همه را از آنچه قلدر انجام می دهد ، دور می کند و آنها را برای مبارزه با یکدیگر به جای تعیین محدودیت در قلدر ، دور می کنند.
طرفداران منفی: بخش عمده ای از تلاش های قلدر به استخدام “طرفداران منفی” است که رفتارهای منفی خود را ترویج و دفاع می کنند. اینها اغلب افرادی هستند که اعتبار بیشتری نسبت به قلدر دارند. متأسفانه ، طرفداران منفی غالباً توسط احساسات شدید قلدر قلاب می شوند و در مورد گذشته واقعی و رفتارهای آینده خود بی اطلاع هستند. آنها ممکن است سرانجام قلدر را رها کنند ، یا قلدر آنها را روشن می کند و به هدف بعدی سرزنش تبدیل می شوند. هنگامی که قلدرها حملات شدید شخصی خود را تکرار می کنند ، طرفداران منفی خود را برای پیوستن به این حملات بسیج می کنند و در عین حال اهداف خود را نیز بی حرکت می کنند و قدرت خود را بیشتر می کنند.
تکرار عاطفی: سبک ارتباطی آنها ساده ، عاطفی و تکراری است. اظهارات غالباً مبهم آنها وقتی بارها و بارها شنیده می شود احساس صادقانه می کنند. این اثر “توهم حقیقت” است. آنها با استفاده از ایمیل ، متون و سایر رسانه های سازمانی می توانند بر مکالمات سازمان مسلط شوند و ظاهر آنها از تسلط اجتناب ناپذیر را افزایش دهند. با استفاده از رسانه های اجتماعی ، تکرار عاطفی هرگز قوی تر نبوده است.
آنها نمی توانند جلوی خود را بگیرند: قلدرها همه چیز در مورد قدرت عاطفی ابتدایی است و نه در مورد منطق سازمانی یا مالی یا منافع خانواده ، جامعه ، تجارت ، غیرانتفاعی ، داوطلب ، آموزشی یا مراقبت های بهداشتی که ممکن است رهبری کنند و در تلاش برای تسلط هستند. بیشتر مردم امیدوارند که به زودی راضی شوند. واقعیت این است که آنها هرگز در تلاش خود برای تسلط بر بیشتر و بیشتر مردم راضی نخواهند شد. در طول تاریخ ، قلدرها متوقف نشده اند. همیشه این سؤال است که چه کسی جلوی آنها را خواهد گرفت.
محکوم به شکست: قلدرها اغلب دارای صفات خودشیفتگی هستند. تحقیقات در مورد خصوصیات خودشیفتگی موارد زیر را نشان می دهد ، که متناسب با رهبران قلدر است: “خودشیفتگان دوست دارند برنده شوند ، اما در اکثر تنظیمات آنها در واقع برنده نیستند … به عبارت دیگر ، بیش از حد به آتش سوزی می پردازند. این حس می کند ؛ خودشیفتگان در انتقاد و یادگیری از اشتباهات شیطنت می کنند. آنها همچنین دوست دارند همه و همه چیز را به جز خودشان به خاطر کاستی های خود سرزنش کنند. “1 تحقیقات در مورد مدیر عاملان خودشیفتگی نتایج زیر را ارائه داده است: “در بیش از 100 شرکت فناوری ، آنها دریافتند که هرچه مدیرعامل یک شرکت خودشیفتگی تر باشد ، عملکرد شرکت بی ثبات تر است.” درعوض ، موفق ترین مدیرعامل “کمتر خودشیفتگی” ، فروتن تر و “عملکرد پایدار تر” بودند.2
پایان
قلدرها به عنوان رهبران به طور کلی شکست می خورند زیرا خیالات آنها از خود اغراق آمیز است و از واقعیت یاد نمی گیرند. در حالی که به خود و ایده های مبتنی بر شخصیت آنها اعتقاد داشتند ممکن است در ابتدا برای دیگران جذاب به نظر برسند ، واقعیت در غیر این صورت نشان می دهد. از آنجا که آنها نمی توانند جلوی خود را بگیرند ، اغلب مداخله مدیران هیئت مدیره ، محققان یا خود مصرف کنندگان را انجام می دهد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای شخصیتی قلدرها و قدرت عاطفی ابتدایی آنها ، به کتاب من مراجعه کنید دنیای جدید ما از قلدری های بزرگسالان: چگونه آنها را تشخیص دهیم – چگونه آنها را متوقف کنیم (2024).