من به عنوان کارآموز در بیمارستان کمبریج ، به من یک کارشناس بین المللی دلبستگی ، کارلن لیونز-روت ، به عنوان سرپرست آزمایش روانشناختی اختصاص یافتم. در حین لجن در آزمایش ، ما با تحقیقات وی در مورد دلبستگی نوزادان و والدین صحبت کردیم. در سکته مغزی از ثروت خوب ، او این فرصت را به من داد تا با داده های خود کار کنم و تفاوت های ظریف دلبستگی والدین و کودک را بررسی کنم (لیون-روت ، برونفمن ، و پارسونز ، 1999 ؛ برونفمن ، 1993). این زمانی بود که من شروع به نگاه کردن به رفتار والدین ، به روش های مولکولی ، به عنوان ابزاری برای درک پیدایش مشکلات روانی. من شروع به دیدن رفتارهای کوچک ، مانند والدین می خندند ، به روشی جدید.
درک دلبستگی نوزادان
مجموعه داده های کارلن برای گرفتن یک جمعیت چالش برانگیز قابل توجه بود: نیمی از والدین به عنوان غفلت یا سوءاستفاده شناخته شدند. نیمی دیگر در مورد جمعیت با هدف قرار گرفتند اما مشخص نشد که سوءاستفاده یا غفلت باشد. همه کودکان در رنگهای من که ارزیابی کردم 18 ماهه بودند ، نشان می دهد که سوء استفاده/غفلت باید خیلی زود شناسایی شده باشد.
من تحقیقات خود را در یک زمان هیجان انگیز در دنیای دلبستگی شروع کردم. اصلی و سلیمان (1990) طبقه بندی جدیدی از دلبستگی نوزادان ، یعنی دلبستگی نوزادان سازماندهی شده را شناسایی کرده بودند. Ainsworth و همکارانش (1978) پیش از این سه طبقه بندی دلبستگی را شناسایی کرده بودند: ایمن ، اجتناب ، و مبهم/مقاوم. نتیجه گیری قدرتمند این بود که “الگوهای” دلبستگی وجود دارد که به مرور زمان از طریق روابط ساخته می شوند ، نه یک سری تعامل مستقل. یک مشکل اساسی وجود داشت. بسیاری از محققان ، مانند کارلن ، نمونه هایی از کودکانی داشتند که سابقه سوءاستفاده را گزارش می کردند و در عین حال دلبستگی ایمن به والدین خود نشان می دادند. منطقی نبود در تحقیقاتی که فقط به عنوان درخشان ، اصلی و سلیمان توصیف می شود ، این نوزادان شناخته شده را که به عنوان “ایمن” کدگذاری شده اند ، حتی در زمینه سوءاستفاده ، بررسی کردند تا ببینند که چگونه آنها رفتار می کنند. اصلی و سلیمان رفتارهای غیر عادی در نوزادان با سوءاستفاده و غفلت پیدا کردند که منجر به کشف دلبستگی نوزادان بی نظم شد. گرچه این نوزادان “ایمن” به نظر می رسید ، اما آنها رفتارهای غیرمعمول داشتند ، مانند نزدیک شدن به والدین در حالی که در هنگام تعامل با والدین ، به دور نگاه می کنند و یخ می زنند.
مقیاس محیط و رفتارهای مشکل ساز
کارلن معتقد بود که ممکن است نه تنها در کودکان بلکه والدین این رنگهای بی نظم نیز اختلافاتی وجود داشته باشد. پس از ارزیابی میکروسکوپی دشوار والدین در نمونه خود با افزودنیهای مفید از ادبیات موجود ، ما توانستیم مقیاس ، محیط ایجاد کنیم (برونفمن ، 1993 ؛ برونفمن ، مادیگان و لیونز-روت ، 2021) ، که با موفقیت والدین نوزادان ناسازگار و والدین مشکل ساز را در غیر این صورت شناسایی کرد (Madigan ، Voci & Benoit ، 2011).
بعد از کدگذاری بیش از 1000 تعامل فیلمبرداری از رنگهای والدین و کودک در طی 30 سال ، جذابیت خود را با رقص تعامل والدین و کودک ادامه می دهم. فعل و انفعالات مشکل ساز در اطراف ما است. محیط ، مقیاس ما ، با شناسایی انواع رفتارهایی که می تواند به ما هشدار دهد که ممکن است در افق مشکل ایجاد شود ، کار می کند. برخی از رفتارهای نادر فقط به این دلیل که اتفاق می افتد ، مانند حرکت در حرکت آهسته یا انجماد در هنگام تعامل ، نگران کننده هستند. این موارد منحصر به فرد است که شما معمولاً در تعامل روزانه با دوستان و همسایگان خود نمی بینید.
رفتارهای دیگر به دلیل زمینه ای که در آن رخ می دهد مشکل ساز است. به عنوان مثال ، هنگامی که شما پس از ترک کودک با یک غریبه باز می گردید ، و آنها بازوهای خود را به سمت شما نگه می دارند ، با صدای بلند ، به احتمال زیاد انتظار می رود که آنها را انتخاب کنید. نادیده گرفتن آنها یا راه رفتن با نزدیک شدن آنها غیر منتظره خواهد بود.
سپس رفتارهای دیگری نیز وجود دارد که همه دیده اند و فقط می دانند بلافاصله خوب نیستند ، مانند هل دادن کودک به زمین. سپس آن رفتارهایی وجود دارد که به دلیل فرکانس آنها فقط یک مشکل هستند. آنها ممکن است بارها و بارها پشت سر هم اتفاق بیفتند ، مانند عدم پاسخگویی به کودکی که با شما صحبت می کند یا خواستار بارها و بارها/بوسه/توجه در هنگام بازی کودک است.
سرانجام ، رفتارهایی وجود دارد که به طرز شگفت آور مشکل ساز هستند. در سطح ، ممکن است آنها بد به نظر نرسند. یکی از این رفتارها ، “می خندد وقتی گریه می کند” ، خیلی بیشتر در والدین اتفاق می افتد که شیرخوار دلبستگی بی نظمی دارد (چهار برابر بیشتر در نمونه اصلی ما). گاهی اوقات خنده دار به نظر می رسد وقتی کودک در حال گریه کردن از یک چیز کوچک است. گفته می شود ، یافته ها واضح است. این یک رفتار است که نشانگر الگوهای تعامل مشکل ساز است.
هنگامی که روی رادار من بود ، من در همه جا متوجه این رفتار شدم ، از جمله در روان درمانی با بچه ها و والدین. وقتی والدین و کودک با هم می خندند ، یک ارتباط شگفت انگیز وجود دارد. با این حال ، خندیدن بسیار متفاوت است در کسی به تازگی ، در آماده سازی برای ارائه مقابله پزشکی ، تیم ابتکار عمل مقابله پزشکی خانواده (FMCI) در بیمارستان کودکان بوستون (از جمله آنی بنکس ، گیل ویندموئلر و من) یک فیلم یوتیوب از یک دختر را در مطب پزشک خود که قرار بود برای سه ایمن سازی باشد ، تماشا کرد. اعضای تیم پزشکی و همچنین خانواده وی می خندند زیرا او کاملاً مضطرب است. رفتار او مطمئناً غیر منتظره است و شاید به اندازه کافی چشمگیر باشد که یک عنصر طنز داشته باشد ، اما تعداد افرادی که می خندند ، عدم همدلی و پاسخ به او شگفت آور است: دختر کوچک قبل از گرفتن عکس در ملاقات دکتر – دیلی میل.
چرا مردم از گریه کردن کودکان می خندند؟
این نوع تعامل را بارها و بارها مشاهده می کند که باعث شده من قدرت مستقیم و خورنده خندیدن را ببینم.
من هنوز فکر می کنم که چرا مردم وقتی کودک گریه می کند می خندند. داده ها به این سوال پاسخ نمی دهند. چند فیلم YouTube دارای یک دیدگاه طنز از گریه کودک است؟ چند بار داستان غم انگیز یک دوست را شنیده ایم و ناتوانی در پردازش آن یا احساس همدلی در آن لحظه وجود دارد؟ آیا می تواند عصبی ، ناتوانی در تحمل غم در جهان یا ایجاد آسیب ها یا ناراحتی های خودمان باشد؟ شاید خنده ما را از احساسات ناخوشایند محافظت کند. شاید این امر ما را از مسئولیت بهتر کردن احساسات و موقعیت های غم انگیز دور کند ، یا فکر می کنیم خنده باعث می شود که احساس راحتی کند که آسایش مورد نظر خود را به دست نمی آورد. دلیل این امر احتمالاً به این شرایط یا دنیای داخلی ناگفته خنده بستگی دارد.
خندیدن وقتی کسی گریه می کند به چه معنی است؟ ما می دانیم که چیست. پیوستن یا همدلی نیست. این می گوید احساسات شما برای من خنده دار است. من نمی توانم شما را بگیرم یا آنچه را که برای شما اتفاق می افتد رسیدگی کنم. من به شما کمک نمی کنم شما احمق هستید که احساس می کنید احساس می کنید. شاید حتی “من رنج شما را خنده دار می دانم.”
برای من ، بلافاصله آشکار نبود که خندیدن وقتی که یک نوزاد گریه می کند به همان اندازه مشکل ساز است. اکنون که من آن را اغلب به اندازه کافی دیده ام ، نمی تواند آشکارتر باشد. در برابر وسوسه خندیدن وقتی کودک گریه می کند مقاومت کنید.