12:57 - 2025/06/05

وقتی فرزند شما مانند سابق شما صدا می کند

[ad_1] در حالی که آنها برای شام می نشینند ، لورا از پسر دوازده ساله خود ایتان می پرسد که آیا او کارهای خانه خود را تمام کرده است یا خیر. او به پایین نگاه می کند ، تردید می کند ، سپس پاسخ می دهد ، “بله ، من آن را تمام کردم. من این کا...

وقتی فرزند شما مانند سابق شما صدا می کند

[ad_1]

در حالی که آنها برای شام می نشینند ، لورا از پسر دوازده ساله خود ایتان می پرسد که آیا او کارهای خانه خود را تمام کرده است یا خیر.

او به پایین نگاه می کند ، تردید می کند ، سپس پاسخ می دهد ، “بله ، من آن را تمام کردم. من این کار را درست بعد از مدرسه انجام دادم.”

لورا در مورد تردید و مطبوعات خود به آرامی متوجه می شود: “مطمئن هستید؟ اگر به من احتیاج دارید ، خوشحالم که کمک می کنم.”

او کوچک می شود و با لبخندی عصبی می گوید: “من این کار را کردم. این کار تمام شده است. دست از من نگیرید.”

لورا اخم می کند ، احساس می کند چیزی خاموش است. کمی بعد در طول وعده غذایی ، وی خاطرنشان می کند که معلمش او را در مورد تکالیف گمشده خود صدا می کند.

“گیز ، مامان!” او ضربه می زند. “او باید به معنای شخص دیگری باشد. چرا همیشه باید بیش از حد واکنش نشان دهید؟”

معده لورا قطره می کند. او نمی خواهد استدلال کند ، بنابراین او در سکوت می خورد و منتظر است تا ببیند ایتان چیزی بیشتر خواهد گفت یا خیر.

بعد از گذشت چند دقیقه ، او چنگال خود را پایین آورد و عذرخواهی کرد: “من سعی کردم این وظیفه را انجام دهم ، اما گیر افتادم. من چیزی نگفتم زیرا نمی خواستم شما یا پدر دیوانه شود. من گاهی اوقات احمق هستم. قول می دهم که اکنون این کار را می کنم.”

باز کردن این مطالعه موردی

اگرچه لورا از نتیجه در این روز خاص راضی است ، اما از الگویی که در رفتار پسرش و به ویژه با دروغ گفتن و نامگذاری او می بیند ناراحت است. او گیج شده است زیرا نمی فهمد که چرا ایتان به این روش واکنش نشان می دهد.

با کمک یک حرفه ای ، لورا قادر است تشخیص دهد که تعامل او با اتان پویایی کلیدی را در روابط خود با سابق خود منعکس می کند. قبل از اینکه لورا و سباستین از هم جدا شوند ، هر زمان که احساسات خود را به اشتراک می گذاشت ، از او عصبانی می شد ، پیشنهاداتی را در مورد فرزندپروری خود ارائه می داد ، یا از او خواست که در اطراف خانه کمک کند. او اظهارات خود را به اطراف می چرخاند و او را سرزنش می کرد یا از او انتقاد می کرد که بیش از حد کنترل می شود. او به طور مداوم شکایت می کرد که او را آزار می دهد.

لورا سالها در طول ازدواج خود صرف تلاش برای جلوگیری از واکنش های سباستین و به سادگی حفظ صلح شد. او سعی کرد چیزهای درست را بگوید یا عصبانیت او را برطرف کند. با گذشت زمان ، او خود را احساس می کرد که احساس کوچک ، گیج شده ، زبان گره خورده و در اطراف سابق خود خسته شده است. او خود را به دلیل احمق بودن یا گفتن چیزهای اشتباه سرزنش کرد.

شناخت الگوهای کودک

تنها پس از آنكه لورا از اوضاع فاصله گرفته بود و با كمك درمانگر ، آن را كشف كرد ، او توانست ببیند كه پسرش به همان شیوه واکنش نشان می دهد و با استفاده از همان زبانی كه با پدرش شاهد بوده است. علاوه بر این ، او از همان مکانیسم های مقابله ای استفاده می کرد که لورا با سباستین از آن استفاده کرده بود تا در امان بماند و سعی کند رابطه خود را نجات دهد.

به عنوان مثال ، ایتان از پدرش آموخته است که با کنار گذاشتن حقیقت یا افراد خوشحال ، از یک واکنش شدید یا احتمالاً از نظر عاطفی فرار کند. ما می توانیم این را ببینیم که او در مورد اتمام تکالیف خود دروغ می گوید و سپس به دروغ به مادرش اطمینان می دهد که نیازی به کمک ندارد. او همچنین یاد گرفت که سرزنش را از خود به مادرش منتقل کند ، مانند زمانی که او را به واکنش بیش از حد متهم می کند. او همچنین از چراغهای گاز استفاده می کند – “او باید به معنای شخص دیگری باشد” – برای جلوگیری از واکنش منفی مادرش.

عزت نفس ایتان وقتی می بیند که یکی از عشق والدینش مشروط است رنج می برد. او می آموزد که انجام کارها به درستی به او توجه و تأیید مثبت از پدرش می رسد ، در حالی که کارها را اشتباه انجام می دهد یا نمی داند چگونه آنها را انجام دهد ، منجر به انتقاد یا واکنش خشن و شرم آور مانند “احمق نیست” یا “شما باید بهتر بدانید”. حتی اگر فقط یک والدین این کار را انجام دهند ، ایتان به طور طبیعی مهارت های مقابله ای تطبیقی ​​را که در هنگام با والدین دیگر نیز یاد می گیرد ، اعمال می کند.

مکانیسم های دوگانه و مقابله

دیدن رفتارهایی در فرزند شما می تواند چالش برانگیز باشد که شبیه رفتارهای ناسالم شما با شریک سابق خود باشد. دشوار است بدانید که چگونه می توانید به استراتژی های مقابله ای که در پاسخ به رفتارهای سمی والدین دیگر خود یا حتی شاید به خودتان پاسخ دهید ، پاسخ دهید. این همچنین می تواند برای کودک شما گیج کننده باشد. آنها می بینند که یک والدین به یک روش رفتار می کنند و دیگری به روش دیگری. هنگامی که آنها مجبورند برای امنیت در یک خانه به روشی خاص رفتار کنند ، هنگام رفتن به خانه دیگر خود ، می توان آن را تکان داد.

والدین ضروری می خواند

در این حالت ، لورا و سباستین از هم جدا شدند. با این حال ، همان پویایی می تواند در یک خانواده واحد بازی کند. آنها حتی ممکن است دلیلی برای جدایی و طلاق باشند. در حالی که من توصیه می کنم به دنبال کمک حرفه ای باشید ، ممکن است بتوانید به تنهایی به این مسائل آگاهی دهید. درک کنید که فرزند شما مواردی را آزمایش می کند ، رفتارهای تقلیدی را که در خانه می بینند ، تقلید می کند و از مکانیسم های مقابله ای استفاده می کند زیرا می آموزد چه چیزی آنها را ایمن نگه می دارد و همچنین ممکن است امنیت و امنیت آنها قابل اعتماد نباشد.

کودک شما ممکن است نام ، طعنه و طعنه را امتحان کند یا ممکن است چراغ های گاز ، سرزنش یا دروغ گفتن را به عنوان راهی برای پاسخگویی به پاسخگویی امتحان کند. افراد خوشایند و کمال گرایی روش های دیگری هستند که کودک شما ممکن است واکنش والدین خود را مدیریت کند یا سعی کند تأیید و عشق خود را بدست آورد. این که آیا رفتارهای فرزند شما منعکس کننده مکانیسم های بقا ناسازگار است یا تقلیدی از آنچه که شاهد بوده اند ، لازم نیست ، شما لازم نیست که این رفتارها فرزند شما را تعریف کند.

ایجاد یک محیط سالم تر

داشتن دو خانه می تواند فرصتی برای فراهم کردن محیط سالم تر و ایمن تر به کودک شما باشد. هنگامی که والدین دیگر حضور ندارند ، می توان آگاهی را به موضوعاتی که در فرزند خود مشاهده می کنید ساده تر کنید. شما می توانید رفتار ناسالم آنها را نامگذاری کنید ، در مورد احساسات ، ارزش های مدل و مرزهای آنها تأمل کنید و رفتارهای سالم تر و روشهای مقابله را آموزش دهید. صحبت کردن صریح می تواند به کودک شما کمک کند تا در معرض سرزنش قرار نگیرد و می تواند آنها را از درونی یا کپی کردن رفتارهای ناسالم باز دارد.

شروع روند بهبودی

اما شفابخشی باید از شما شروع شود. همانطور که لورا آموخته است ، می توانید آگاهی را به شما بیاورید و الگوهای یا عقاید منفی خود را بهبود بخشید. سپس می توانید بینش های خود را برای کمک به فرزندتان به کارگردانی و الگوهای ناسالم خود کمک کنید. با گذشت زمان ، این تجربیات مثبت از رشد احساس خود ، احساس امنیت و اعتماد به دیگران و مقاومت عاطفی حمایت می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان