به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، در دورانی که هر کاربر یک رسانه بالقوه است و هر گوشی هوشمند، یک پخشکننده روایت، سکوت رسانهای دیگر یک استراتژی محافظهکارانه نیست، بلکه یک اشتباه پرهزینه است. در جهان پرشتاب ارتباطات، آنچه گفته نمیشود، مهمتر از آنچیزی است که گفته میشود؛ چون آنچه گفته نمیشود، بلافاصله در فضای غیررسمی بازتولید، تحریف و هدایت میشود.
سکوت، دیگر امن نیست
تا چند سال پیش، تأخیر در اطلاعرسانی یا نپرداختن به یک موضوع، در برخی موارد میتوانست از شدت بحران بکاهد. اما امروز، همین تأخیر، بهسرعت به شکاف اعتماد عمومی و گسترش روایتهای غیرمستند تبدیل میشود. افکار عمومی دیگر منتظر بیانیه رسمی نمیماند. روایت خود را از توییتر، تلگرام، استوری اینستاگرام یا یک صفحه ناشناس میگیرد. و وقتی سازمانها و نهادها تصمیم به اطلاعرسانی میگیرند، دیگر دیر شده است؛ آنگاه که زمین بازی را واگذار کردهاند.
روایتسازی؛ مسئولیت یا فرصت؟

روایتسازی؛ مسئولیت یا فرصت؟
مدیریت رسانهای بحران یعنی روایتسازی قبل از دیگران. یعنی در برابر هر حادثه، بهجای انکار، روایت خود را با زبان انسانمحور، دقیق، بهموقع و صادقانه بیان کنیم. حتی روایت یک اشتباه اگر درست و شفاف منتقل شود، از هزار توجیه دیرهنگام، مؤثرتر است. افکار عمومی، بیشتر از آنکه دنبال مقصر باشد، بهدنبال شفافیت و پاسخگویی است. سازمانی که پیشدستانه حرف میزند، مسئولیت میپذیرد و راهکار ارائه میدهد، از بحران عبور میکند؛ اما سازمانی که تنها در لاک دفاعی فرو میرود، دیر یا زود به قربانی موج بیاعتمادی تبدیل میشود.
سه ستون در مدیریت رسانهای هوشمند
۱. پیشدستی در روایت:
روایت رسمی باید سریعتر از روایتهای غیررسمی منتشر شود. رسانه رسمی نباید دنبالکننده فضای مجازی باشد، بلکه باید روندساز و مرجع خبری باقی بماند.
۲. زبان انسانی و اقناعکننده:
اطلاعیه خشک و حقوقی دیگر کفایت نمیکند. مخاطب امروز نیاز به درک، همدلی و صداقت دارد. استفاده از زبان انسانی، با تکیه بر واقعیتها، اعتماد را بازسازی میکند.
۳. تعامل، نه فقط اطلاعرسانی:
رسانهها و روابط عمومیها باید از حالت یکطرفه خارج شوند. پاسخ به نظرات، برگزاری نشستهای گفتوگو محور و گفتوگوی دوطرفه، امروز کلید بازسازی اعتبار سازمانهاست.
از بحران نترسیم، از سکوت بترسیم
رویکرد سازنده به رسانه یعنی درک این واقعیت که بحران، پایان اعتبار نیست؛ بلکه فرصتی برای بازآفرینی سرمایه اجتماعی است. مردمی که احساس میکنند صدایشان شنیده میشود و پاسخ میگیرند، حتی در سختترین شرایط، به سازمان وفادار میمانند.
برخلاف گذشته، دیگر نباید مدیریت رسانهای را به بعد از بحران موکول کرد. رسانه، بخشی از مدیریت بحران است، نه حاشیه آن. مدیران ارشد، بهویژه در نهادهای دولتی و عمومی، باید از نگاه سنتی به روابط عمومی عبور کنند و آن را بازوی استراتژیک در حکمرانی رسانهای بدانند.
در نهایت، آنچه سازمانها را از بحران عبور میدهد، نه امکانات بیپایان، نه دستور از بالا، بلکه راهبرد رسانهای درست و روایتی انسانی، شفاف و قابل اعتماد است. اگر امروز روایت نکنید، فردا باید پاسخگوی روایتی باشید که دیگران برایتان ساختهاند. و این، همان جاییست که سکوت، گرانتر از هر کلامی تمام میشود.
پایان/*
.