01:14 - 2025/06/02

وقتی داستان ها مانند واقعیت احساس می کنند: چرا داستان ها اعتقادات ما را شکل می دهند

[ad_1] چند هفته پیش ، من تحقیقاتی را از دانشگاه فلوریدا جنوبی به اشتراک گذاشتم که نشان می دهد استفاده از تلفن های هوشمند ممکن است در هنگام بهزیستی نوجوانان ، هیولای زیر تخت نباشد (مارتین و همکاران ، 2025). یافته های این مطالعه نشان داد که...

وقتی داستان ها مانند واقعیت احساس می کنند: چرا داستان ها اعتقادات ما را شکل می دهند

[ad_1]

چند هفته پیش ، من تحقیقاتی را از دانشگاه فلوریدا جنوبی به اشتراک گذاشتم که نشان می دهد استفاده از تلفن های هوشمند ممکن است در هنگام بهزیستی نوجوانان ، هیولای زیر تخت نباشد (مارتین و همکاران ، 2025). یافته های این مطالعه نشان داد که مالکیت تلفن های هوشمند با سلامت روان بچه ها ارتباط مثبت دارد. بسیاری از عوامل دیگر بخشی از داستان بودند ، اما من فکر کردم با توجه به بسیاری از رسانه های اجتماعی و مکالمات سلامت روان که در حال حاضر تحت سلطه عذاب هستند ، یک یافته جالب “خط برتر” است.

نظرات به پست ریخته شده است. در مورد کشتن پیام رسان صحبت کنید! برخی متهم کننده بودند ، برخی دیگر کاملاً متهم کننده بودند. اما یک پاسخ برجسته بود: “شما فقط باید تماشا کنید دورانبشر این نمایش همه چیزهایی را که باید بدانید به شما می گوید. “

من تعجب کردم ، اما احتمالاً نباید چنین بود. از زمان انتشار آن ، دوران توسط گروه های والدین و سیاست گذاران به طور یکسان به اشتراک گذاشته شده ، مورد بحث و ارجاع قرار گرفته است. این یک نمایش داستانی است. اما تأثیر آن؟ عمیقاً واقعی مغز به راحتی تجربیات دراماتیک را از احساسات زندگی واقعی جدا نمی کند زیرا احساسات هر دو واقعی هستند. ما می توانیم تشخیص دهیم که یک نمایش داستانی است ، اما هنوز هم می تواند دیدگاه ما را تغییر دهد. وقتی چیزی احساس واقعی می کند ، به بخشی جدایی ناپذیر از نحوه درک جهان ، چه واقعی است یا نه.

ما نباید از استفاده از رسانه های محبوب به عنوان شواهد مسخره کنیم. حقیقت این است که ما برای داستان سیم کشی شده ایم. با این حال ، هرچه رسانه ها پیشرفته تر ، اقناع کننده و شفاف تر می شوند ، باید آسیب پذیری های ذاتی خود را در مورد داستان پردازی بشناسیم و شروع به پرسیدن سؤالات بهتر کنیم زیرا هزینه ای برای اجازه دادن به داستانهای غیرقابل انکار تصمیمات ما را نشان می دهد.

چگونه یک داستان به یک اعتقاد تبدیل می شود

دوران یک سریال محدود Netflix محدود است که به دنبال جیمی میلر 13 ساله ، به جرم قتل یک همکلاسی دستگیر شده است. این سریال از نظر بصری قانع کننده است. واقع گرایی آن توسط تکنیک های عالی بازیگری و تک دوربین ، تولید مداوم ، که باعث می شود یک درام جرم در زمان واقعی باشد ، افزایش می یابد ، زیرا تأثیر آن بر جیمی و خانواده ، مردانگی ، رادیکال سازی آنلاین و چالش های والدین را بررسی می کند. با این حال ، این یک مستند نیست. این الهام از دو پدیده متفاوت اما ترسناک بود: افزایش جنایات چاقوی نوجوان در انگلستان و افزایش تأثیر شخصیت های “مانوسفر”. با این حال ، والدین در سراسر جهان آن را به اشتراک می گذارند که گویی این یک سری از رویدادهای واقعی است.

روانشناس شناختی ، جروم برونر (1986) استدلال كرد كه انسان در دو حالت فکر می كند ، آنچه او پارادایم (منطقی/علمی) و روایت می نامید. منطق به ما کمک می کند تا تجزیه و تحلیل کنیم ، اما روایت باعث می شود احساس کنیم. روایت همچنین یک ساختار زمانی برای درک اهداف و احساسات و همچنین سازماندهی روابط علت و معلولی در زندگی روزمره فراهم می کند. داستانهای داستانی که منعکس کننده نگرانی های واقعی – مانند فرزندپروری در عصر دیجیتال – شک و تردید عقلانی است. ما فقط آنها را تماشا نمی کنیم. ما آنها را تجربه می کنیم.

غوطه وری باعث می شود داستان بچسبد

حمل و نقل روایی احساس غوطه ور شدن کاملاً در یک داستان است (گرین و بروک ، 2000). این احساس غوطه وری از تفکر انتقادی ما از طریق “تعلیق مایل به کفر” ما کم می کند و احتمال ضد تحمل یا مقاومت در برابر پیام های قانع کننده را کاهش می دهد. هرچه داستان بیشتر از نظر عاطفی بیشتر شود ، بیشتر به ما منتقل می شویم ، به پیام داستان مستعد تر می شویم و احساس واقعی می کنیم. کی دوران یک نوجوان را نشان می دهد که از فشارهای رسانه های اجتماعی آشکار می شود ، والدین می بینند که ترس های آنها تجسم شده است.

از صفحه به خط مشی

پیامدها می توانند بسیار واقعی باشند. والدین با محدود کردن استفاده از فناوری فرزندان خود بر اساس تجربیات حکایتی و روایت های رسانه ای که خطرات آنلاین را برجسته می کنند ، واکنش نشان می دهند. گروه های وکالت از روایت های رسانه ای برای لابی برای مقررات سختگیرانه تر در رسانه های اجتماعی استفاده می کنند. سیستم عامل های آنلاین داستان های حسی ، تصاویر غیرواقعی و اطلاعات نادرست را تقویت می کنند.

تفکر انتقادی وقتی که ترس منابع را از قشر جلوی مغز ما به آمیگدال ما منحرف می کند ، کمبود دارد (کلارک ، 1995). هنگامی که ما شاهد صحنه های شدید هستیم ، مانند یک نوجوان که از کنترل آنلاین خارج می شود ، ترس ما فعال می شود و لحظه را با وزن عاطفی نشان می دهد و “نشانگرهای جسمی” ایجاد می کند که تصمیمات آینده را راهنمایی می کند. هرچه نمونه ای واضح تر و باورپذیر تر باشد ، بیشتر فکر می کنیم واقعیت را نشان می دهد. پوشش مکرر ، وقایع حسی و تمایل ما به جستجوی اطلاعاتی که اعتقادات ما را تقویت می کند ، همه در تمایل ما به فرض یک مشکل کمک می کند.

افراط و تفریط در دوران هنجار نیستند بررسی مطالعات موجود نشان داد که نتایج منفی شدید نادر است (Odgers & Jensen ، 2020) ، در حالی که بسیاری از نوجوانان تجربیات خنثی یا مثبت را بصورت آنلاین گزارش می دهند. و در حالی که این یافته ها حاکی از رابطه ظریف بین استفاده از فناوری و سلامت روانی است ، ترس خود را به ظرافت وام نمی دهد.

استعاره ها بلندتر از واقعیت ها صحبت می کنند

برنامه هایی مانند دوران فقط از نظر عاطفی مؤثر نیستند – آنها از نظر نمادین غنی هستند. محتوای و ساختار رسانه ها پر از هر دو استعاره ظریف و آشکار هستند که با پیوند با مدلهای ذهنی موجود و احساسات ذخیره شده در مغز ما ، مقدار زیادی از اطلاعات را منتقل می کنند و استعاره های جدید و چسبناک و میانبرهای شناختی را ایجاد می کنند. از زوایای دوربین گرفته تا تصاویر بتونی ، استعاره ها می توانند مفاهیم انتزاعی مانند فشار دیجیتال را به تصاویر واضح و بتونی مانند غرق شدن ترجمه کنند ، از این طریق حافظه و معنای فریم را تقویت می کنند. Docudrama “معضل اجتماعی“پر از استعاره بود که رسانه های اجتماعی را به عنوان خطرناک استفاده می کردند ، مانند یک نوجوان که از قلاب های گوشتی آویزان شده بود ، هوش مصنوعی ، آواتارهای عامل ، عاملی که از قدرت خود لذت می بردند و عمداً اعلان ها را تحریک می کردند ، و تلفن هایی که به عنوان دستگاه های حافظه فعال کننده دوپامین نشان داده می شوند.

وقتی داستان ها برای شواهد ایستاده اند

هنگامی که قصه گویی بزرگترین ترس والدین را آینه می دهد ، استعاره ها به حقیقت محرمانه می شوند-عاطفی واقعی ، حتی اگر در واقع چنین نباشد. روانشناس دونالد پولکینگورن (1988) این را “دانستن روایت” تعریف کرد ، که انسجام و محتمل را در مورد تأیید اولویت بندی می کند. وقتی کسی استناد می کند دوران به عنوان شواهد ، این راهی برای بیان حقیقت عاطفی و اجتماعی است. لزوماً هیچ سردرگمی بین واقعیت و داستان را نشان نمی دهد. با این حال ، ارزش های تولید بالا ، گفتگوی طبیعی و طنین انداز عاطفی واقع گرایی درک شده را ایجاد می کند و باعث می شود داستان “واقعی تر” از واقعیت باشد.

چرا اکنون این مهم است

وقتی رسانه های محبوب به عنوان شواهد ارائه می شوند ، نباید تعجب کنیم. ما حیوانات قصه گویی هستیم. داستان ها معنا ایجاد می کنند ، به ترس و شفافیت می دهند. آنها به ما کمک می کنند تا در مورد چیزهای سخت صحبت کنیم. با این حال ، هرچه محتوای رسانه به طور فزاینده ای از نظر عاطفی ، واقع بینانه و غوطه ور می شود ، باید حساسیت خود را به ترغیب روایت بشناسیم.

هنگامی که روایت ها تصمیماتی را در مورد والدین ، ​​آموزش یا سیاست های عمومی پیش می برند ، ما باید آن داستانها را تا نور نگه داریم و سؤالات بهتری بپرسیم ، فراتر از این که به سادگی بپرسید ، “آیا این درست است؟” ما باید بپرسیم ، “چرا این احساس برای من صادق است؟” اگر این کار را نکنیم ، در برابر کسانی که داستان می گویند برای تأثیرگذاری بر رفتار ما و دستکاری اعتقادات ما آسیب پذیر هستیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان