من همیشه مجذوب نقاشی ها و نقاشی های ایجاد شده توسط حیوانات غیر انسانی (حیوانات) هستم. بسیاری مرا به یاد آثار هنری تولید شده توسط انسانها ، از جمله برخی از هنرمندان مشهور جهان می اندازند ، و من اغلب تعجب می کنم که حیوانات چه فکر می کنند و احساس می کنند ، چگونه می توان آثار هنری آنها بیان حواس خلاقانه و زیبایی شناختی آنها و چه چیزی باعث ایجاد انگیزه آنها شد.
من تعدادی از آثار هنری تولید شده توسط حیوانات مختلف را دیده ام و یک مجموعه شخصی کوچک از نقاشی های N'Kisi ، یک طوطی خاکستری آفریقایی دارم ، و به ویژه توسط مجموعه ای که توسط جوآن لفسون جمع شده است ، ساخته شده است که مدتهاست در مورد هنر حیوانات فکر می کند و حیوانات آن “هنرمندان در مقاصد” نقاشی ها و نقاشی های قابل توجهی تولید می کنند. جوآن با افتخار آفرینش های حیوانات بی شماری را برای دیدن همه به نمایش می گذارد. جین گودال همچنین تحت تأثیر هنر حیوانات و آنچه جوآن انجام داده است ، آن را نوعی غنی سازی برای حیوانات اسیر و نجات یافته می داند ، از ایجاد “آکادمی هنری برای حیوانات” پشتیبانی می کند و دوست دارد فیلم هایی از حیوانات را برای تأیید آنها ببینید.1
بسیاری از افراد از هنر حیوانات بی خبر هستند ، بنابراین من از جوآن ، یکی از معدود افرادی که آن را مطالعه کرده است ، می توانند به چند سؤال درباره آنچه او در مورد این موضوع جذاب آموخته است پاسخ دهد.2
مارک بکوف: چه حیواناتی نقاشی انجام داده اند و چگونه تمایلات هنری آنها را تشویق کرده اید؟
Joanne Lefson: Pigcasso و Baansky دو حیواناتی هستند که در Farm Sanctuary SA نقاشی کرده اند. وقتی Pigcasso قلم مو را دید ، آن را برداشت و می خواست با آن بازی کند. من او را تشویق کردم که با آن که با شور و شوق به آن پاسخ داد ، بازی کند. من به عنوان یک پناهگاه ، من قصد نداشتم هیچ حیوانی را مجبور به انجام هر کاری کند که او نمی خواست انجام دهد. سپس یک بوم را در غرفه او برپا کردم ، برس هایی را درست کردم تا دهان او را تنظیم کنند و به او آموختم که این برس ها را انتخاب کند ، به سمت بوم حرکت کند و برس را به سمت بوم حرکت دهد. Pigcasso این ایده را خیلی سریع برداشت و سپس “سبک” خود را از نقاشی واقعی در سراسر بوم توسعه داد.
چگونگی رشد سبک او در پیچیدگی در طول سال ها ، گواهی بر مغز خلاق او است. باید تأکید کنم که هرگز خوک را به نقاشی آموختم. من فقط به او آموختم که یک برس را انتخاب کند و آن را روی بوم حرکت دهد.
دومین حیوان نقاشی باانسکی ، قوچ است که از تماشای Pigcasso یاد گرفت. به عنوان یک بره نجات یافته ، او در استودیوی هنری Pigcasso آویزان می شد و رنگ او را تماشا می کرد. من تا یک روز بعد دو سال بعد که یک برس به طور تصادفی در غرفه خود توسط برشی گوسفند فرود آمد (یکی از برس های Pigcasso برای تمیز کردن مو از برش ها استفاده می شد) و این زمانی است که باانسکی به سمت قلم مو حرکت می کرد ، آن را برداشت و سعی کرد در برابر دیواره غرفه چوبی “رنگ” شود. این یک مکاشفه باورنکردنی برای تیم من بود و علاقه من باانسکی به همان روشی که Pigcasso پرورش داده شد. هر دو حیوان که بر روی تمایلات خود نقاشی شده اند ، و در حالی که هر دو با غذا در بین سکته مغزی پاداش می گرفتند ، آنها کاملاً می دانستند که هنوز هم می توانند از آنها تغذیه و درمان شوند.
MB: چگونه می توانید حیوانات را شروع به نقاشی کنید و آیا روند قابل تشخیص وجود دارد یا فردگرایانه تر است؟ فکر می کنید نوعی درایو ذاتی برای انجام این کار وجود دارد؟
JL: همه اینها با تقویت مثبت آغاز می شود. وقتی حیوان قلم مو را جمع می کند ، پاداش می گیرد. رفتار تشویق شد. با این نکته ، علاقه و قصد حیوانات را برای انجام رفتار مشاهده می کنم. با گذشت زمان ، من توانستم توجه داشته باشم که هر دو حیوان از این روند لذت می برند ، تصمیم به انتخاب برس و نقاشی حتی در صورت عدم دریافت پاداش. من لزوماً اعتقاد ندارم که یک تلاش ذاتی برای نقاشی وجود داشته باشد ، همانطور که با تعریف انسانی از این عمل ، اما بیشتر علاقه و لذت ذاتی برای انجام رفتار نقاشی ، توسعه آثار هنری در واقع “کار” من در همکاری بود ، اما این تنها حیوان بود که تا به حال بوم را لمس می کرد. مثال خوب این نقاشی پنگوئن Pigcasso است. او از نقاشی این آثار هنری در موقعیت افقی خوشحال شد ، اما این چشم انسان من بود که آن را به یک موقعیت پرتره تبدیل کرد- ایجاد پنگوئن کامل که Pigcasso هنوز در واقع نقاشی کرده بود.
MB: به نظر شما حیوانات هنگام نقاشی چه چیزی فکر می کنند و احساس می کنند؟
JL: من همیشه این را می کردم که آنها از این روند لذت می بردند. آنها همیشه می دانستند که هر زمان که می خواستند می توانند متوقف شوند و منطقه نقاشی را ترک کنند ، زیرا فضای محدود وجود ندارد. در هر مناسبت ، معمولاً من بودم که می خواستم جلوی آنها را بگیرم ، در غیر این صورت آنها به نقاشی ادامه می دادند.
نکته قابل توجه این بود که روحیه آنها تغییر خواهد کرد. بعضی اوقات Pigcasso سریع و در حرکات دایره ای چشمگیر نقاشی می کند. اوقات دیگر ، آهسته و خط دار. باانسکی همان بود. سبک های آنها بسته به روحیه آنها تغییر کرده است. من اعتقاد ندارم که آنها می دانستند که آنها به این ترتیب نقاشی می کنند ، این یک مفهوم انسانی است ، اما من معتقدم که سبک و تمایل خلاقانه آنها برای انجام این عمل است ، من معتقدم که شهادت تفکر آنهاست و می دانند که آنها کاری را انجام می دهند که از آنها لذت می بردند.
MB: امیدوار هستید که با آثار هنری حیوانات به چه کسی برسید و چرا مردم باید به زندگی خلاقانه این و حیوانات دیگر علاقه مند شوند؟
JL: مخاطب گسترده تر ، بهتر. چرا؟ هرچه افراد بیشتری بتوانند هنر را ببینند ، بیشتر می توانند با هنرمند ارتباط برقرار کنند و از خلاقیت و شعور شهودی خود قدردانی کنند. چرا مردم باید به زندگی خود علاقه مند باشند؟ من فکر می کنم که هرچه انسانها بیشتر بتوانند دیدگاه خودمحور خود را نسبت به جهان گسترش دهند ، فرصت بیشتری برای ایجاد آینده ای بهتر برای خودمان و موجوداتی که با آنها سیاره را به اشتراک می گذاریم ، بیشتر می کنیم. این به نفع همه است.
MB: برنامه های آینده شما با حیوانات با استعداد خود چیست؟
JL: با درگذشت Pigcasso ، و Baansky هنوز از دست رفته است (و بدترین حالت را فرض می کنم) من ایده یک هنرمند حیوانات دیگر را در نظر گرفتم. با این حال ، در این مرحله معتقدم این مسیری است که من می روم. من یک مجموعه باورنکردنی از آثار هنری Pigcasso و Baansky دارم و در مراحل اولیه توسعه یک نمایشگاه جهانی که این آثار را به همراه سایر حیوانات نقاشی نشان می دهد.
MB: آیا امیدوار هستید که هرچه مردم درباره این موضوع اطلاعات بیشتری کسب می کنند ، از آنچه همسایگان مرغی خود می گویند قدردانی می کنند؟
JL: بله ، البته. هدف از هر Pigcasso و Baansky ایجاد ارتباط بین هنرمندان و ناظر است. من امیدوارم که این امر باعث شود مردم حیوانات مزرعه را در یک نور جدید ببینند و انتخاب های مهربان تر (و پایدارتر) را انتخاب کنند.