هنگامی که او کودک بود ، پدر ناتالی وقتی “A” را به خانه آورد ، با غرور پرت می شود ، اما او به سختی او را تصدیق کرد که وقتی این کار را نکرد. او به من گفت: “من می دانستم كه باید برای او مهم باشم.” اکنون در دهه 40 ، او به الگویی توجه می کند: او به شرکای خود که سخت نیستند ، جلب می شود و همان تأیید گریزان را که او به عنوان یک کودک هوس کرده است ، تعقیب می کند.
به همین ترتیب ، جنی بازگو می کند که چگونه دیلن با تعارف و حرکات بزرگ ، پاهای خود را از بین برد ، فقط برای رشد دوردست. او می گوید: “من فکر کردم که بالاخره کسی را پیدا کردم که بدون قید و شرط مرا دوست داشته باشد.” “اما اکنون احساس می کنم که روی پوسته های تخم مرغ قدم می زنم ، سعی می کنم به وضعیت خود برگردم.”
عشق مشروط
این داستانها فقط حکایات نیستند – آنها از یک پویا روانی آشنا: عشق مشروط. برای بسیاری از ما ، عشقی که ما در حال رشد بودیم احساس معامله می کرد ، مشروط به موفقیت ، رفتار یا ظاهر. متأسفانه ، این پویا اغلب محدود به کودکی نمی ماند. درعوض ، مانند سایه عمل می کند ، روابط ما ، ارزش خود را شکل می دهد و حتی چگونه عشق را به عنوان بزرگسالان تعریف می کنیم.
عشق مشروط مفهومی را از روانشناسی رفتاری به نام پاداش متناوب آینه می کند – این ایده که تقویت پراکنده و غیرقابل پیش بینی می تواند رفتارهایی را ایجاد کند که شکستن آن تقریباً غیرممکن است. به همین دلیل است که مردم به دستگاه های حافظه معتاد می شوند: جکپات گاه به گاه آنها را حتی پس از ضررهای بی شماری باز می گرداند.
هنگامی که محبت والدین متناقض می شود – پس از یک امتیاز آزمون کامل ، پیروزی قهرمانی یا رفتار نمونه ای – ما یاد می گیریم که عشق را با عملکرد مرتبط کنیم. با گذشت زمان ، ما این عقیده را درونی می کنیم که عشق چیزی برای کسب درآمد است ، نه چیزی که ما ذاتاً شایسته آن هستیم. عشق بی قید و شرط یک رابطه منحصر به فرد است که بر اساس فرزندپروری ایده آل است که عشق در معامله پیش بینی نمی شود.
این الگوی با افزایش سن ناپدید نمی شود. ما به عنوان بزرگسالان ، ما اغلب به روابطی می پردازیم که پویایی عاطفی دوران کودکی ما را بازآفرینی می کند. اوج و کمترین پاداش متناوب آشنا می شود – حتی آرامش بخش. ما ناسازگاری را تحمل می کنیم زیرا شرط کرده ایم که اعتقاد داشته باشیم این دقیقاً چگونه عشق کار می کند. فروید این اجبار تکرار رفتار را خواند.
بمباران عشق
بمب گذاری عشق را انجام دهید ، یک تاکتیک دستکاری کننده که در آن شخصی شما را با محبت و ستایش بیش از حد برای برقراری کنترل نشان می دهد. برای کسی که به عشق مشروط عادت کرده است ، بمب گذاری عشق مانند برنده شدن در جکپات نهایی است. بسیاری از افرادی که من در تمرین خود می بینم گزارش می دهند وقتی شخصی به سرعت آنها را به طور خاص برای چه کسی ستایش می کند ، احساس “ویژه” می کنند. این احساسی بود که آنها وقتی والدین فقط گاهی عشق و پذیرش را از بین می بردند.
اما دقیقاً مانند یک پاداش متناوب ، بمب گذاری عشق با یک صید همراه است. محبت اغلب به همان سرعتی که داده می شود خارج می شود و گیرنده را گیج و ناامید می کند تا به اوج اولیه برگردد. آنها برای “کسب” عشقی که در ابتدا احساس می کردند ، کار خود را سخت تر می کنند ، و به دام می افتند و در نتیجه پویایی هیجان انگیز و دلهره آور هستند.
ناتالی ، یک حرفه ای موفق ، توضیح داد که چگونه او برای شریک زندگی که به نظر می رسید همه چیز را در مورد او دوست دارد ، سقوط کرد. او گفت: “این مانند عشقی بود که همیشه از آن آرزو می کردم.” وی گفت: “اما هنگامی که من قلاب شدم ، او شروع به بیرون کشیدن کرد ، و من خودم را پیدا کردم که سخت تر و سخت تر برای خوشحال کردن او تلاش کردم. خسته کننده بود. “
داستان او نمونه ای کامل از چگونگی عشق مشروط ما برای روابطی است که عشق غیرقابل پیش بینی است – جایی که ما دائماً در تلاش هستیم ، هرگز ایمن نیستیم.
نحوه شکستن چرخه
خبر خوب این است که شناخت این الگوهای اولین قدم به سمت تغییر است. در اینجا نحوه شروع:
- الگوی را نامگذاری کنید: در روابط خود تأمل کنید – PAST و حال. آیا بین عشقی که در حال رشد هستید و پویایی که اکنون تجربه کرده اید ، موازی وجود دارد؟ آگاهی اولین قدم است. این یک قدم آسان نیست زیرا دیدن والدین ما به عنوان هر چیزی جز ایده آل اغلب می تواند سخت باشد. این می تواند ناراحت کننده باشد که متوجه شوید که عشق مشروط در حال رشد را تجربه کرده اید یا اینکه والدین (های) شما خودخواه یا خودشیفتگی بوده اند.
- تعریف مجدد عشق: این ایده را که باید عشق به دست آورد ، به چالش بکشید. تمرین را به خودتان بگویید ، “من فقط به این دلیل که وجود دارم ، شایسته عشق هستم.” بعد از گذشت بیش از حد وقت ، تعقیب دیلن برای به دست آوردن “عشق برطرف شدن” ، عزت نفس جنی کاهش یافت و چاره ای جز درک بهتر خودش نداشت. مهمتر از همه ، او باید بررسی کند که چرا او با ضایعات محبت دیلن هر زمان که به عقب برگردد یا تهدید به پایان دادن به این رابطه کند ، خوب بود.
- اولویت بندی قوام: روابط سالم پایدار است ، نه چشمگیر. به دنبال افرادی باشید که به طور مداوم ظاهر می شوند – دوستان ، شرکا یا مربیانی که باعث می شوند احساس امنیت کنید ، نامشخص نیست. آهسته و پایدار ممکن است در مسابقه پیروز شود ، اما اوج های مرتبط با هیجان پاداش متناوب را ایجاد نمی کند. ناتالی دوران سختی را پشت سر گذاشت و احساس می کرد که احساس ویژه ای از احساس ویژه ای داشته باشد ، اما با گذشت زمان ، شریک زندگی خود را پیدا کرد که نسبت به مردانی که به طور معمول دنبال می کردند ، براق یا صیقلی کمتر باشد و کسی که در صورت نیاز در آنجا بود و همچنین در آن امنیت داشت خودش.
- عزاداری که ممکن است هرگز عشق بی قید و شرط دریافت نکنید: بله ، بلع آن یک قرص تلخ است. با این حال ، پذیرش اینکه عشق بی قید و شرط در درجه اول در روابط والدین و فرزند پارک شده است ، گامی مهم در جهت روابط عاشقانه و دوستانه سالم تر است. احساس قدرتمند بمباران عشق باید برای داروی عاطفی که مطمئناً وجود دارد ، شناخته شود. ما می توانیم دوست داشته باشیم و گرامی داشته باشیم ، اما به عنوان بزرگسالان ، در مشارکت خود شرایط داریم. این بدان معنا نیست که ما شخص دیگر را دوست نداریم. این فقط بدان معنی است که ما باید مکانی برای عشق به خود بی قید و شرط نیز پیدا کنیم.
ناتالی و جنی در پذیرش این مسئله که عشق بزرگسالان مانند یک دارو مانند مواد مخدر نیست ، مشکل داشتند. اما با آموختن این احساس آشنا سعادتمند-خاص بودن ، یا جلب ستایش بیش از حد ، یا بازخورد بیش از حد مثبت-در اوایل رابطه جدید ، آنها توانستند هنگام تجربه آن ، بمباران عشق یا توجه بیش از حد را جلب کنند جهت دیگر
عمیق ترین پاداش در عشق از دیگری که مانند یک اعتیاد احساس می شود یافت نمی شود – این در یادگیری دوست داشتن خودمان است ، هیچ رشته ای به آن وصل نشده است.