به طور سنتی، درد به عنوان یک پاسخ صرفا فیزیکی به چیزهایی مانند جراحات یا آسیب عصبی درک می شود. اما تحقیقات مدرن نشان می دهد که درد در واقع تحت تأثیر ترکیبی از عوامل بیولوژیکی، روانی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، تجربیات، عواطف و محیط ما همگی در احساس درد ما نقش دارند.
منبع: DALL-E/OpenAI/سفارشی شده توسط نویسنده
مطالعات نشان داده اند که گذر از استرس طولانی مدت یا آسیب زا می تواند باعث ایجاد درد و ایجاد درد بیشتر شود. درد همچنین ارتباط نزدیکی با مبارزات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب دارد. حتی طرز فکر ما و کنار آمدن با درد می تواند بر میزان درد آن تأثیر بگذارد. استفاده از راهبردهای مقابله ای ناسالم می تواند درد را بدتر و مدیریت آن را سخت تر کند.
یکی از دلایل اصلی تاثیر استرس بر درد، واکنش بدن ما در هنگام تحت فشار است. هنگامی که مغز استرس را حس می کند، یک واکنش زنجیره ای را آغاز می کند که شامل سیستم عصبی خودمختار و چیزی به نام محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) می شود. محور HPA یک سیستم پیچیده شامل مغز و غدد است که هورمون هایی مانند کورتیزول را برای کمک به بدن برای کنترل استرس ترشح می کنند. در حالی که این پاسخ می تواند برای چالش های کوتاه مدت مفید باشد، اگر استرس ثابت شود، سیستم برای مدت طولانی فعال می ماند و بدن را تحت فشار قرار می دهد.
این می تواند منجر به “بار اضافی آلوستاتیک” شود، جایی که بدن بیش از حد بار می شود و باعث مشکلات سیستم ایمنی و التهاب در سیستم عصبی می شود. در این حالت، بدن ما به درد حساستر میشود و یک چرخه معیوب آغاز میشود – استرس درد را بدتر میکند و درد به استرس میافزاید.
رابطه نژادپرستی و درد
نژادپرستی سیستمی از باورها و اعمال است که به نفع برخی افراد به دلیل نژاد (به طور کلی سفیدپوستان در اکثر جوامع غربی) و آسیب رساندن به دیگران (رنگین پوستان) است. تبعیض نژادی به معنای رفتار متفاوت با شخصی بر اساس فرضیات مربوط به نژاد یا قومیت است. تحقیقات نشان داده است که تبعیض نژادی منبع دائمی استرس برای افراد رنگین پوست است و به سلامت جسمی و روانی آنها آسیب می رساند. اکثر مطالعات در مورد درد به تفاوتهای نژادی در درمان پرداختهاند، اما تعداد کمتری بررسی کردهاند که چگونه تبعیض خود بر شدت درد و چالشهای مرتبط تأثیر میگذارد.
اگرچه به طور گسترده مورد مطالعه قرار نگرفته است، برخی تحقیقات نشان می دهد که استرس ناشی از تبعیض می تواند درد را بدتر کند. به عنوان مثال، یک مطالعه نشان داد که تجربیات تبعیض آمیز منظم و عمده بزرگترین پیش بینی کننده کمردرد در میان شرکت کنندگان سیاه پوست است. برای شرکتکنندگان سفیدپوست، تبعیض تأثیر بسیار کمتری داشت و مشکلات سلامت مزمن علت اصلی درد بود. پیوندهای مشابهی بین تبعیض و درد مزمن برای آمریکایی های آسیایی-آمریکایی، به ویژه افراد ویتنامی و فیلیپینی پیدا شده است. همچنین مشخص شده است که سیاه پوستان نسبت به سفیدپوستان غیر اسپانیایی به درد حساسیت بیشتری دارند، حتی اگر عواملی مانند درآمد و سلامت در نظر گرفته شود. این می تواند به دلیل استرس منحصر به فرد تبعیض و روش های مختلف واکنش گروه های نژادی به درد باشد. به عنوان مثال، حساسیت بیشتر به درد در میان افراد سیاه پوست ممکن است به عنوان یک واکنش اجتماعی سازگارانه دیده شود یا حتی منعکس کننده همدلی و آگاهی عمیق تر از رنج دیگران به دلیل به حاشیه راندن آنها باشد.
متأسفانه، در حالی که اثرات استرس مزمن بر درد به خوبی مورد بررسی قرار گرفته است، تمرکز کمتری بر این است که چگونه استرس ناشی از تبعیض بر درد برای گروه های به حاشیه رانده شده تأثیر می گذارد. درک این شکاف مهم است زیرا می تواند بینشی در مورد تجارب درد خاصی که این جوامع با آن مواجه هستند ارائه دهد.
درد درمان نشده در جوامع رنگی
در سال 2020، جهان شاهد مرگ غم انگیز و بیمعنای جویس اچاکوان بود – نمونهای واضح از اینکه چگونه سوگیریهای پزشکی میتوانند مرگبار شوند. جویس اچاکوان، یک زن بومی 37 ساله Atikamekw در کانادا و مادر هفت فرزند، خود را در فیس بوک لایو ضبط کرد که در حالی که به دنبال مراقبت برای درد شدید معده بود، توهین های نژادپرستانه و بی توجهی کارکنان بیمارستان را تحمل می کرد. علیرغم نشانههای آشکار پریشانی و سابقه مشکلات قلبی، تعصبات کارکنان باعث شد که شکایات او را رد کنند و او را به عنوان یک معتاد به مواد مخدر و کارمند جنسی تصور کنند، که در نهایت به مرگ او کمک کرد. پرونده او توجه بین المللی را به خود جلب کرد و بر خطرات ناشی از نژادپرستی سیستماتیک عمیقی که افراد رنگین پوست اغلب در محیط های مراقبت های بهداشتی با آن مواجه می شوند، تاکید کرد.
سوگیری می تواند باعث عدم همدلی ارائه دهنده و درمان ناکافی درد شود.
منبع: Wavebreakmedia/Shutterstock
این یک رویداد مجزا نیست. افراد نژادپرست اغلب درد شدیدتری را تجربه می کنند، اما به دلیل تعصبات ارائه دهندگان و نژادپرستی سیستمیک، مراقبت های بهداشتی و ارزیابی های با کیفیت پایین تری دریافت می کنند. بررسی جامع دو دهه تحقیق نشان داد که بیماران سیاه پوست 22 درصد کمتر از بیماران سفیدپوست داروی مسکن دریافت می کنند. علاوه بر این، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی سفید پوست برای بیماران سیاه پوست همدلی کمتر و پاسخ های درد کندتری را نشان دادند که منعکس کننده سوگیری های ناخودآگاه است. این کلیشه ها ریشه در باورهای نادرستی دارند مبنی بر اینکه افراد سیاهپوست به دلیل انعطاف پذیری درک شده کمتر به درد حساس هستند. چنین تصورات غلطی بر نحوه ارزیابی درد تأثیر میگذارد، بهویژه زمانی که هیچ آسیب قابل مشاهدهای وجود ندارد، که منجر به نابرابری در درمان میشود.
تعصبات نژادی ضمنی و اعمال تبعیض آمیز می تواند عواقب مهلکی داشته باشد. هنگامی که ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی تحت کلیشه هایی عمل می کنند که درد افراد به حاشیه رانده شده را کاهش می دهد، منجر به مراقبت ناکافی و گاهی اوقات تهدید کننده زندگی می شود.
تمام دردهای همه بیماران باید جدی گرفته شود
تفاوت در تجربه درد می تواند ریشه در سوگیری های اجتماعی و سیستمی داشته باشد که جامعه و مراقبت های پزشکی ما را شکل می دهد. بیتفاوتی نسبت به رنج مردم جوامع رنگین پوست ناشی از کلیشههای دیرینه و تعصبات ضمنی است که تجارب آنها را بیارزش میکند و همدلی را کاهش میدهد. افراد رنگین پوست باید از این نابرابری های مراقبت های بهداشتی آگاه باشند و در صورت امکان از خود دفاع کنند، زیرا این مسائل سیستمیک همچنان بر کیفیت مراقبتی که دریافت می کنند تأثیر می گذارد. پرداختن به این بیعدالتیها برای حصول اطمینان از اینکه گروههای به حاشیه رانده شده از رفتار منصفانه و دلسوزانه برخوردار میشوند، ضروری است.