برای بسیاری از افراد ، تصویر بدن فقط بخشی از هویت آنها نیست.
این غرور یا سطحی نیست. این بازتاب نیروهای روانی و فرهنگی عمیق تر است.
در جامعه ای که نازک بودن ، کنترل و ظاهر را ایده آل می کند ، جای تعجب نیست که بسیاری از ما این ایده را درونی می کنیم که ارزش ما مستقیماً با نحوه نگاه ما گره خورده است. این پیام فقط در پس زمینه شناور نیست بلکه به طور مداوم از طریق رسانه ها ، خانواده ها ، همسالان و حتی سیستم های مراقبت های بهداشتی تقویت می شود.
و هنگامی که منابع دیگر هویت یا ارزش خود احساس لرزان می کنند-به دلیل تروما ، زورگویی ، زخمهای دلبستگی یا حاشیه نشینی اجتماعی-بدن اغلب در دسترس ترین مکان برای تمرکز قرار می گیرد. این پروژه می شود. چیزی که می توانیم برطرف کنیم ، کنترل کنیم یا حداقل سعی کنیم.
برای بسیاری از افراد که با اختلالات خوردن در حال خوردن هستند ، نگرانی از تصویر بدن فقط یک علامت نیست – آنها اغلب یک نیروی محرک هستند. و هنگامی که ما عمیق تر حفر می کنیم ، اغلب آنچه را که در چارچوب های شناختی-رفتاری شناخته شده است ، به عنوان ارزش افزوده شکل و وزن می بینیم-یک الگوی روانی که در آن ارزش خود به طور نامتناسب با تصویر بدن گره خورده است.
چگونه ما در درمان به تصویر بدن می پردازیم
هنگامی که تصویر بدن به شدت با ارزش خود مرتبط می شود ، کار در درمان اغلب در حال شل شدن است که افراد را به خود اختصاص می دهد-کمک به افراد هویت خود را فراتر از ظاهر می کند و روش های متعادل تر و انعطاف پذیر برای ارزیابی خود را ایجاد می کند.
در اینجا چگونه این روند به طور معمول آشکار می شود:
1. الگوی را مورد توجه قرار می دهد.
بسیاری از مردم کاملاً از این که چقدر ارزش خودشان با نحوه درک بدن خود گره خورده است ، کاملاً آگاه نیستند. در درمان ، ما با نقشه برداری از این موضوع شروع می کنیم – نگاه می کنیم که چگونه افکار ، احساسات و رفتارها این باور را تقویت می کنند که ظاهر برابر است با ارزش. مشتری ها شروع به مشاهده چگونگی تأثیر تصویر بدن بر روحیه ، گفتگوی خود ، تصمیم گیری و روابط می کنند. این آگاهی به ایجاد فاصله از الگوی کمک می کند و باعث ایجاد تغییر می شود.
2. گسترش حس خود.
تمرکز اصلی در حال دور شدن از ظاهر به عنوان منبع اصلی عزت نفس است. ما به مشتریان کمک می کنیم تا زمینه های دیگر زندگی را که برای آنها مهم است – روابط ، خلاقیت ، یادگیری ، طنز ، ارزشهای شخصی – و عمداً آن مناطق را پرورش دهند. هدف این نیست که وانمود کنیم که تصویر بدن اهمیتی ندارد ، بلکه فضای لازم برای حس خوب و پایدار خود را فراهم می کند.
3. قطع رفتارهای تقویت کننده.
تصویر منفی بدن اغلب از طریق رفتارهایی مانند وزن مکرر ، بررسی بدن ، مقایسه اجتماعی و اجتناب از تجربیاتی مانند شنا ، غذا خوردن با دیگران یا پوشیدن لباس خاص حفظ می شود. با هم ، ما در تلاش برای کاهش این رفتارها ضمن حمایت از مشتری در مدیریت ناراحتی که ممکن است ایجاد شود ، تلاش می کنیم. این ممکن است شامل کار آینه ای ساختاری ، آزمایش رفتاری یا تغییر تمرکز در لحظه های آسیب پذیر باشد. ایده این است که حلقه را قطع کرده و عادت های جدیدی را ایجاد کنید که باعث انعطاف پذیری و آزادی می شود.
4. به چالش کشیدن باورهای بی فایده.
بسیاری از افراد اعتقادات سفت و سختی در مورد آنچه بدن آنها باید به نظر برسد ، برای پذیرش ، احترام یا ایمن بودن آنها دارند. در درمان ، ما به آرامی این فرضیات را کشف و آزمایش می کنیم. مشتریان یاد می گیرند شواهد این افکار را بررسی کنند ، دیدگاههای ظریف تری را توسعه دهند و با ارزشهای خود مجدداً ارتباط برقرار کنند. با گذشت زمان ، این فرایند شدت عاطفی در اطراف تصویر بدن را کاهش می دهد و درهای خود را به سمت دلسوزی بیشتر باز می کند.
5. ساخت مقاومت طولانی مدت.
با ادامه پیشرفت ، درمان به سمت کمک به مشتریان پیش بینی می شود که عوامل استرس زا یا مشکلات آینده را پیش بینی کند. ما با هم کار می کنیم تا ابزارهای عملی را برای ماندن در هنگام زنده ماندن الگوهای قدیمی و تقویت هویت فراتر از ظاهر ایجاد کنیم. همچنین عادی سازی این نکته مهم است که نارضایتی بدن هنوز هم ممکن است بوجود بیاید – خصوصاً در فرهنگی که دائماً آرمانهای غیرواقعی را ترویج می کند. هدف از بین بردن هر فکر منفی نیست ، بلکه کاهش قدرت این افکار برای هدایت زندگی شما است.
فراتر از آینه
هنگامی که تصویر بدن به مرکز ارزش خود تبدیل می شود ، به ندرت در مورد بدن است. این در مورد نیازهای عمیق تر – برای کنترل ، اتصال ، تعلق و ایمنی – است که از طریق ظاهر مسیریابی شده است.
تصویر بدن شفابخشی به این معنی نیست که شما هر روز را دوست دارید. این بدان معناست که شما دیگر با نحوه نگاه ارزش خود رفتار نمی کنید. شما با قسمت هایی از خود که ریشه در ارزش ها ، روابط و تجربه زندگی دارند ، ارتباط برقرار می کنید – نه آینه.
هنگامی که ارزش خود به ظاهر گره خورده است ، می تواند حس هویت فرد را محدود کرده و زندگی روزمره را مانند یک ارزیابی مداوم احساس کند. شفابخشی شامل گسترش آن حس خود – ارتباط با ارزش ها ، روابط و تجربیاتی است که ثبات ، معنی و حس عمیق تر تعلق در فراتر از سطح را ارائه می دهد.