11:55 - 2025/05/02

وقتی افراد به شما فشار می آورند تا بچه های عصبی خود را تغییر دهید

[ad_1] من وقتی مرد به من نزدیک می شود با همسرم و دو پسر در یک مهمانی شام هستم. موهای خاکستری ضخیم او کوتاه شده است ، پوست او برنزه شده است. این مرد ، بیایید او را برایان بنامیم ، صندل های ورزشی و شلوار نایلون را با جیب های زیادی می پوشد. ...

وقتی افراد به شما فشار می آورند تا بچه های عصبی خود را تغییر دهید

[ad_1]

من وقتی مرد به من نزدیک می شود با همسرم و دو پسر در یک مهمانی شام هستم. موهای خاکستری ضخیم او کوتاه شده است ، پوست او برنزه شده است. این مرد ، بیایید او را برایان بنامیم ، صندل های ورزشی و شلوار نایلون را با جیب های زیادی می پوشد. تی شرت او از مواد مجدداً ساخته شده است ، یا به همین ترتیب اعلامیه های چاپ صفحه نمایش داده می شود. به رغم غیر متعارف بودن متعارف ، او مهربان به نظر می رسد.

او می گوید: “من می خواهم تمام شب چیزی به شما بگویم.” “آیا شما یک دقیقه دارید؟”

آیا من؟ من به دنبال خانواده ام هستم. من و همسرم با دو فرزندمان ، هشت و ده ساله در اینجا هستیم و شب تابستان داغ است. درهای صفحه نمایش به خانه های چوبی بزرگ که اغلب در حالی که کودکان داخل و خارج می شوند باز می شوند. بعضی اوقات آن کودکان مال من هستند. من باید نسبت به سایر والدین تمایل به آنها نزدیکتر باشم ، اما از جایی که من ایستاده ام ، به نظر می رسد بچه های من کاملاً خوب هستند – به طور کامل اشغال شده و ایمن هستند.

“مطمئنا ، من یک دقیقه دارم.” من یک بطری آبجو می گیرم و صندلی می گیرم.

برایان روی میز کنار من می نشیند. او می گوید: “من بدترین آلرژی را دارم.”

این عجیب ترین مکالمه ای نیست که من در یک مهمانی شام تجربه کرده ام ، اما پس از آن ، من برای یک دهه کامل به مدرسه فارغ التحصیل رفتم. “واقعاً؟”

“نه؟” او می پرسد. “به نظر می رسد که شما این کار را می کنید. شما زیاد خراب کرده اید.”

در این مرحله ، من هنوز هم فکر می کنم برایان صحبت های کوچکی را انجام می دهد ، هرچند صحبت های کوچک عجیب و غریب. “من آلرژی دارم.”

برایان عاقلانه گره می زند. “من می خواهم در مورد یک درمان شگفت انگیز که من و همسرم از آن استفاده کرده ایم برای شما تعریف کنم.”

من خودم را برای یک مکالمه بسیار ناراحت کننده آماده می کنم. او قصد دارد چیزی به من بفروشدبشر

برایان می گوید: “همسرم قبلاً سردرد می گرفت.” “اما پس از این روش درمانی” – او در ادامه به توصیف نوع خاصی از چای ، و برخی از داروهای گیاهی دیگر – “سردردهای وی ناپدید شد.” انگشتانش را می چسباند ، چشمان آبی شیشه ای او روشن است. “این مربوط به التهاب مغز و روده است.”

او ادامه می دهد و بیشتر در مورد روده و مغز ، التهاب و چای صحبت می کند. من الان به دسر فکر می کنم. سپس ، رعد و برق: “و من فکر کردم که این به پسران شما در مشکلات آنها کمک می کند.”

“چی؟” من مطمئن هستم که در حالی که به پای آهک کلیدی نگاه می کنم ، گمراه می شوم.

او می گوید: “اگر روده آنها را تثبیت می کنید ،” این به پسران شما در مشکلات آنها کمک می کند. “

او همچنان صحبت می کند ، اما مغز من پس از شنیدن ، پردازش سخنان خود را متوقف کرد پسران وت مشکلاتبشر آبجوم را تنظیم کردم و دور شدم.

بیرون ، شوهرم را پیدا می کنم. با گرفتن دست او ، او را از خانه و به گوشه ای دور از حیاط چمن دور می کنم. من سعی می کنم توضیح دهم ، اما مطمئن هستم که هیچ معنی ندارم. کلمات بیرون می ریزند: آلرژ وت گودال وت التهاب وت نوزادان ما وت آن لالهبشر بازوهایم را به دور شوهرم می اندازم و صورتم را در برابر شانه او می کوبم و گریه می کنم. “چگونه او ممکن است فکر کند اشکالی ندارد که آن چیزها را به من بگوییم؟”

آنچه من نتوانستم بیان کنم ، اما او فهمید: چگونه او ممکن است فکر کند که من می خواهم بچه هایم متفاوت باشند؟

به جز مردم ، خیلی از مردم ، تصور می کنند که من انجام دادن می خواهم فرزندانم متفاوت از آنچه هستند متفاوت باشند. بعضی اوقات آنها ظریف تر هستند – اگر او کمتر حواس پرت بود ، در طول درس شنا خود بیشتر می آموزد – و گاهی اوقات آنها در چهره من بیشتر هستند: اگر او پیراهن های دکمه ای را نپوشید و یا همبرگر بخورد ، چگونه انتظار دارید که او در جهان زنده بماند؟

من خوش شانس هستم: من به نحوه پوشش برنامه درس مدرسه در خانه اهمیتی نمی دهم. ما حتی یک برنامه درسی نداریم. (“تحصیلات غیرقانونی” را بررسی کنید.) همچنین می دانم که دوست داشتن پیراهن و همبرگر دکمه پایین هیچ ارتباطی با موفقیت آینده کودک ندارد. بین تجربیات زندگی خودم ، و کار سختی که انجام داده ام و فهمیدم که چه چیزی برای خانواده ام درست و درست است ، می توانم مانع تقریباً ثابت انتقاد و توصیه های ناخواسته را برای آنچه در آن است شناسایی کنم: مزخرف ، البته گاهی اوقات دردناک.

اما والدین غالباً آسیب پذیر هستند: در مورد انتقاد ، توصیه های بد و به اصطلاح درمان. ممکن است بعضی از والدین در یک مهمانی شام که یک غریبه سعی در درمان آنها دارد ، مانند من باشند.

بهترین توصیه من برای والدین در خارج از کشور که در مورد فرزندان Neurodiverse خود توسط جهان احساس ضرب و شتم یا ضرب و شتم می کنند:

  • اول: به خود ، در بچه های خود و به عشق خود به آنها ایمان داشته باشید.
  • دوم: جامعه ای را پیدا کنید که از بچه های شما و شما پشتیبانی کند (شما هم اهمیت دارید!).
  • سوم: اطمینان حاصل کنید که جامعه خانواده خود را می پذیرد ، و شما را دقیقاً دوست دارد. اگر آنها سعی می کنند شما را تغییر دهند تا شما را مجبور به انطباق کنند ، در جای اشتباه قرار دارید.

یادداشت نویسنده: بخش هایی از این مقاله برای اولین بار در مجله Catapult Catapult (The Nowncunct) ظاهر شد.

شما می توانید پیش از این که کودک خود را به اینجا تعلق دارد در اینجا تعلق داردبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان