22:08 - 2025/04/14

وفاداری و فقدان آن در معاملات انسانی

[ad_1] من اخیراً مجبور شدم تحت عمل جراحی عمده قرار بگیرم. من به پزشکان تحقیق کردم و شخصی را پیدا کردم که به نظر من بهترین واجد شرایط بودن برای انجام رویکرد حداقل تهاجمی که ترجیح می دهم. این پزشک ، یک متخصص قابل توجه در زمینه خود ، رشد سری...

وفاداری و فقدان آن در معاملات انسانی

[ad_1]

من اخیراً مجبور شدم تحت عمل جراحی عمده قرار بگیرم. من به پزشکان تحقیق کردم و شخصی را پیدا کردم که به نظر من بهترین واجد شرایط بودن برای انجام رویکرد حداقل تهاجمی که ترجیح می دهم.

این پزشک ، یک متخصص قابل توجه در زمینه خود ، رشد سریع در تمرین خود را تجربه کرده و تیم های بالینی و اداری را گسترش داده است. آنها سیستم های مفصلی را برای رسیدگی به طیف گسترده ای از موارد ، با استفاده از پروتکل های پیچیده بالینی ، مالی ، برنامه ریزی و اداری توسعه داده اند.

مشکلی که من چندین بار در طول تعامل خود با سیستم آنها تجربه کردم ، عدم وفاداری بود. آنها کارهایی را انجام ندادند که گفتند در زمانی که قول داده اند آنها را انجام دهند.

وعده های تلفنی وعده داده شده هرگز به وجود نیامد ، تخمین هزینه ها به تأخیر افتاد ، یک ملاقات مهم پس از عمل که یک ماه از قبل تعیین شده بود و تأیید شد که چندین بار در همان روز تغییر یافته است زیرا پزشک ناگهان جلسه ای برای حضور در آن داشت.

با دانستن اینکه ممکن است بعد از عمل از نظر جسمی و عاطفی شکننده باشم ، چرا آنها فکر کردند که می توانند این کار را با من انجام دهند بدون هیچ نتیجه ای برای بهبودی من؟

هیچ کس درگیر عمداً از نیازهای من غافل نبود و یا مایل به ناامید کردن و ناراحتی من نبود. بدون شک دلایل خوبی برای نقض هایی که در خدمات به مشتری آنها تجربه کردم و در نظر گرفتن سلامت کلی من وجود داشت ، وجود داشت.

وقتی احساساتم را با پزشک به اشتراک گذاشتم ، او عذرخواهی کرد ، احساسات من را درک و تأیید کرد ، سوگند یاد کرد که هیچ یک از این عمدی نیست و به من پیشنهاد می کند که به من کمک کند تا از پشت پارگی در روابط خود عبور کنم.

پس از شنیدن و تأیید اعتبار ، من همه افراد درگیر را بخشیدم و برای بازگشت به ملاقات بعدی خود بازگشتم. من همچنین دلگیر شدم که او مرا جدی گرفت و گفت که او با کارکنان خود برخی از مشکلات سیستمی را که توسط داستان من نشان داده شده است ، خطاب خواهد کرد.

کل این تجربه باعث شد تا به جنبه های اجتماعی ، روانی و اخلاقی آن ، به ویژه از طریق لنز وفاداری در انواع روابط ، نه فقط موارد حرفه ای ، فکر کنم.

وفاداری حرفه ای

بگذارید با برنامه های حرفه ای اصل شروع کنیم و از آنجا تعمیم دهیم.

هم انجمن روانشناسی آمریکا (APA) و هم انجمن مشاوره آمریکا (ACA) شامل وفاداری به عنوان یکی از ارزشهای بنیادی است که اصول و شیوه های ذکر شده در کدهای اخلاق خود را تحت تأثیر قرار می دهد.

لیست مقادیر ACA شامل می شود خودمختاری ، عدم سوء استفاده ، سود ، عدالت ، وت وفاداری، که آنها به طور خلاصه تعریف می کنند افتخار تعهدات و حفظ وعده ها ، از جمله انجام مسئولیت های اعتماد به نفس در روابط حرفه ای.

کد APA بیان می کند که روانشناسان انتظار می رود روابط اعتماد را با کسانی که با آنها کار می کنند برقرار کنید.

وفاداری یک عنصر غیر قابل مذاکره برای ایجاد اعتماد بین متخصصان و کسانی است که در خدمت آنها هستند. این نتایج خوب را برای مشتری یا بیمار (سود) ترویج می کند و آنها را از آسیب ، اعم از عمدی (غیر دلهره ای) یا غیر عمدی (سوءاستفاده) محافظت می کند.

بیماران باید اطمینان داشته باشند که ارائه دهندگان آنها راستگو خواهند بود ، می توانند مشکلات خود را به طور دقیق ارزیابی کنند ، از نظر مالی قابل اعتماد هستند و متعهد هستند که با خدماتی که وعده داده اند ، از این طریق پیروی کنند.

هنگام جستجوی و انتخاب ارائه دهنده خدمات بهداشت روان ، اینها استانداردهای مهمی هستند که باید در نظر داشته باشید.

وفاداری شخصی

محل وفاداری در کدهای اخلاق با تعاریف فرهنگ لغت گسترده تر آن مطابقت دارد:

وفاداری به چیزی که فرد به تعهد یا وظیفه محدود می شود. وفاداری سختگیرانه و مداوم به تعهد ، اعتماد یا وظیفه.

چندین مترادف مفید شامل بیعت ، وفاداری ، وفاداری ، فداکاری ، وت تقوا ، هر یک از ظرافت ها به این اصطلاح اضافه می کنند.

درست همانطور که وفاداری در روابط حرفه ای اهمیت دارد ، در روابط شخصی اهمیت دارد – از جمله مشارکت های صمیمی ، دوستی ، همکاری های دانشگاهی یا تیم های تجاری. همه شامل معاملات انسانی است که باید توسط پایه و اساس وفاداری و اعتماد تحت تأثیر قرار گیرد.
وفاداری بخشی از چسب است که تمدن ها را در کنار هم نگه می دارد.

چگونه این بازی در دنیای واقعی بازی می کند؟

یک پیمایش مختصر از طریق هر فید رسانه های اجتماعی به سرعت نشان می دهد که طی دهه های اخیر ، تأکید کمتری بر وفاداری و یکپارچگی به عنوان بلوک های لازم برای توسعه شخصیت های سالم وجود داشته است.

احساس حق ، ایجاد خودشیفتگی نهفته در بسیاری از افراد است و به آنها امکان می دهد رفتارهای وحشتناک و مخرب را توجیه کنند. اگر مردم بر این باورند که آنها مرکز همه چیز هستند ، که باید به آنها خدمت کنند و نیازی به خدمت به دیگران ندارند ، برای حفظ حرف خود ، خود را پاسخگو نخواهند بود. وفاداری حداقل تا حدی غایب خواهد بود. این آسیب واقعی به افراد و جوامع وارد می کند.

وفاداری در ازدواج و فراتر از آن

وفاداری در ازدواج به طور معمول به وفاداری جنسی یا از دست دادن آن محدود می شود ، یعنی ، خیانتبشر اما می توان با تعاریف ما گسترش یافت تا بسیاری از جنبه های دیگر را که می خواهیم در همه روابط مهم انتظار داشته باشیم شامل شود.

• آیا کسانی که در این رابطه می گویند منظورشان چیست و آنچه را که می گویند انجام می دهند انجام می دهند؟
• آیا آنها هنگام عدم موفقیت پاسخگویی را می پذیرند؟
• آیا آنها مسئولیت را به عهده می گیرند و برای اشتباهات کمیسیون یا حذف اصلاح می کنند؟
• آیا آنها در ارتباطات خود صادق و واضح هستند؟
• آیا آنها تلاش می کنند وعده های خود را حفظ کنند؟

این یک مسئله بزرگ نه تنها در حوزه خدمات به مشتری است ، زیرا من با تمرین پزشک خود ، بلکه در زندگی در خانه و در میان همه حوزه های مراقبت و تأثیر متقابل ما نیز تجربه کردم.

اگر بگوییم با ما تماس خواهیم گرفت ، تماس می گیریم. اگر قول می دهیم کاری برای کسی انجام دهیم ، تا زمانی که انجام شود ، دنبال می کنیم.

گفتن حقیقت ، حفظ وعده های ما و تمرین وفاداری واقعاً مهم است. هنگامی که این ارزش در یک فرهنگ تجزیه می شود ، بهزیستی فردی و هماهنگی اجتماعی با فروپاشی تهدید می شود.

ما نمی توانیم دیکته کنیم که دیگران به ویژگی شخصیت و سیستم ارزش وفاداری توجه می کنند. اما ما می توانیم آن را برای خودمان مالک کنیم و بخشی از راه حل باشیم و به اصلاح اشک در بافت اجتماعی خود کمک کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان