05:13 - 2025/01/02

وعده ذهن آگاهی | روانشناسی امروز

[ad_1] اگر دایره اجتماعی شما شبیه به آدام گرانت نویسنده است، اطرافیان شما مدیتیشن می کنند. اگر به آنها بگویید که این کار را نمی کنید، با ناراحتی واکنش نشان می دهند. من گمان می کنم که گرنت یک دایره غیر معمول است (هیچ کس من می‌دانم که تا به...

وعده ذهن آگاهی | روانشناسی امروز

[ad_1]

اگر دایره اجتماعی شما شبیه به آدام گرانت نویسنده است، اطرافیان شما مدیتیشن می کنند. اگر به آنها بگویید که این کار را نمی کنید، با ناراحتی واکنش نشان می دهند.

من گمان می کنم که گرنت یک دایره غیر معمول است (هیچ کس من می‌دانم که تا به حال فرض کرده‌ام که من واسطه هستم)، اما این درست است که در چند دهه اخیر، نسخه‌ای سکولاریزه‌شده از شیوه‌های ذهن‌آگاهی شرقی که عمدتاً از بودیسم مشتق شده بود، در غرب گسترش یافت. ممکن است کسی بگوید: مثل آتش سوزی. با توجه به ابزار Ngram گوگل، استفاده از کلمه “ذهن آگاهی” افزایش یافته است 100 برابر بین سال‌های 1960 تا 2021، هیچ کمبودی در کتاب، کلاس و دوره‌های آموزشی وجود ندارد، و برخی منابع تخمین می‌زنند که تنها بین سال‌های 2015 تا 2020، 2500 برنامه مدیتیشن توسط میلیون‌ها کاربر راه‌اندازی و دانلود شده است (اگرچه اکثر کاربران ظرف چند هفته برنامه‌ها را حذف می‌کنند. ). ذهن آگاهی توجه محققان را نیز به خود جلب کرده است.

اما ذهن آگاهی دقیقاً چیست و چه کاری می تواند برای ما انجام دهد؟

Elina Fairytale/Pexels

زنی که در حالت یوگا روی زمین نشسته و چشمانش بسته است.

منبع: Elina Fairytale/Pexels

در سطح بسیار ابتدایی، ذهن آگاهی نقطه مقابل بی‌ذهنی است. وقتی بی فکر عمل می کنیم، بدون توجه عمل می کنیم. با این حال، این مسئله پیچیده است، زیرا می‌توان در حین رانندگی بی‌خیال بود کاملا متمرکز در یک کار ذهنی پیچیده

در تمرین‌های سنتی تمرکز حواس، هدف معمولاً توجه به تجربه فعلی است، احتمالاً در بخش باریکی از آن، مانند نفس. از آنجایی که بسیاری از ما در تمرکز بر نفس خود برای مدت زمان طولانی خیلی خوب نیستیم (آدام گرانت معتقد است که ورزش به شدت کسل کننده است)، این تمرین شامل تلاش برای توجه به زمانی است که منحرف شده ایم، توجه را به نفس خود برگردانیم. یا احساسات درونی، و یک نگرش بدون قضاوت را نسبت به جریان غیرقابل کنترل افکار و احساسات خود پرورش دهیم. در غرب، این عمل معمولاً به عنوان راهی برای کاهش استرس و اضطراب و مقابله با افسردگی توصیه می شود.

همچنین تکنیک های درمانی وجود دارد که شامل ذهن آگاهی – درمان مبتنی بر ذهن آگاهی است. ایده اصلی این است که اگر توجه نکنیم، ممکن است به راحتی در دستان نیروهای عاطفی فعال در ما – به ویژه نیروهای منفی – تبدیل به بازیچه شویم. اما اگر به ذهن فکر کنیم، ممکن است بتوانیم با مشاهده آنها بدون قضاوت، اصلاح آنها یا منتظر گذشتن آنها، نیش حالت های منفی را از بین ببریم.

آیا ذهن آگاهی می تواند مزایای درمانی را به همراه داشته باشد؟

ذهن آگاهی به عنوان درمان

تحقیقات زیادی در این مورد وجود دارد، و من نمی توانم یک بررسی کامل از ادبیات اینجا ارائه کنم، اما به طور خلاصه، شواهد مختلط هستند. (مثلاً اینجا، اینجا و اینجا را ببینید.) در حالی که برخی از مطالعات فوایدی را پیدا می کنند، برخی دیگر اینگونه نیستند. به نظر می‌رسد که تفاوت‌های فردی قابل توجهی نیز وجود دارد، و این کاملاً ممکن است که برخی از افراد ممکن است از مزایای زیادی برخوردار شوند در حالی که دیگران ممکن است هیچ سودی نداشته باشند.

سوال دیگری که در اینجا وجود دارد این است که در مورد تسکین اضطراب و استرس، تمرین های ذهن آگاهی با چه چیزی مقایسه می شوند. آیا آنها، برای مثال، به خوبی یا بهتر از پیاده روی در جنگل هستند؟ شام با دوستان؟ یا همانطور که دو روانشناس آن را به زبان می آورند – به خوبی رابطه جنسی؟

نکته مهم این است که حتی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد تمرین‌های مراقبه ممکن است اثرات نامطلوبی داشته باشند و منجر به افزایش پریشانی (مثلاً تجربه مجدد تروما) و احتمالاً روان‌پریشی شوند (البته برای استدلال‌هایی که مدیتیشن ممکن است به سادگی باعث ایجاد چیزهایی شود به این مقاله مراجعه کنید. بدتر قبل از اینکه آنها را بهتر کند).

با این حال، برای اکثر مردم، اگر کسی کنجکاو باشد، احتمالاً هیچ ضرری در تلاش وجود ندارد، اگرچه در اینجا مانند جاهای دیگر، نتایج ممکن است متفاوت باشد.

مک ذهن آگاهی

از سوی دیگر برخی استدلال می کنند که در حالی که ذهن آگاهی عمل می کند می تواند مزایای سلامت روان را ارائه می دهند، چیزی در مورد استفاده ابزاری آنها اشتباه است. به عنوان مثال، این انتقادی است که توسط رونالد پورسر، استاد مدیریت که اتفاقاً یک معلم بودایی نیز هست، وارد می‌شود. پرسر ادعا می کند که استفاده دولت ایالات متحده از تکنیک های تمرکز حواس در ارتش، با هدف کارآمدتر کردن سربازان، به ویژه از نظر اخلاقی مشکوک است و با مبانی اخلاقی ذهن آگاهی در تضاد است. او همچنین استدلال می‌کند که شرکت‌هایی که ذهن‌آگاهی را برای کارکنان خود ترویج می‌کنند، سعی می‌کنند از مسئولیت در برابر محیط‌های کاری بالقوه استرس‌زا اجتناب کنند.

آنچه در پاسخ می خواهم به آن اشاره کنم این است که اصولاً استفاده ابزاری از تمرکز حواس هیچ اشکالی ندارد. سوال این است که هدف چیست. برخی از اهداف ذکر شده توسط پرسر ممکن است مشکوک باشند (به عنوان مثال، کمک به کاهش استرس مربوط به کشتن افراد دیگر)، اما اگر نگران هستید و می خواهید آرام شوید، هیچ اشکالی ندارد که سعی کنید ذهن آگاهی را انجام دهید. علاوه بر این، نیازی به تلاش برای تبدیل شدن به فرد بهتری ندارید. (جالب است، از طرف دیگر، این خطر وجود دارد که مدیتیشن ممکن است نیازهای خودشیفتگی را تامین کند و باعث شود تمرین‌کنندگان به این نتیجه برسند که آنها هستند بهتر از افراد دیگر – آگاه تر، معنوی تر، و غیره.)

ذهن آگاهی به عنوان راهی به سوی بینش

ذهن آگاهی نیز به عنوان راهی برای درک بهتر آگاهی و خود توصیه شده است. ایده اصلی تقریباً این است که از طریق ذهن آگاهی، می توانیم خود را – که به عنوان نویسنده افکارمان درک می شود – به عنوان یک توهم تجربه کنیم. علاوه بر این، ما از این شیوه جدید به عنوان واقعیت تلقی می‌کنیم.

در اینجا متذکر می شوم که اگر انتظار داشته باشیم که خود «چیزی» باشد که بتوانیم با درون نگری آن را تشخیص دهیم، پس نگاه کردن به درون و جستجوی «خود» احتمالاً به این نتیجه می رسد که خود وجود ندارد. فیلسوف دیوید هیوم یک بار دقیقاً به این نتیجه رسید (بدون مراقبه). داروهای روانگردان ممکن است یک مسیر عاطفی و نه شناختی را برای همان فکر با ایجاد این تصور ذهنی ایجاد کنند که خود فرد از بین رفته است.

خواندن ضروری ذهن آگاهی

در اینجا دو سوال وجود دارد. اول، آیا چنین تجربیاتی ماهیت خود را روشن می کند؟ و دوم اینکه آیا آنها نیز به نوبه خود دارای مزایای درمانی هستند؟ آیا دیدگاه «نه خود» ما را آزاد می کند؟

در مورد سؤال اول، کاملاً روشن نیست که اگر خود نباشد، چگونه ممکن است رنج یا رهایی از آن وجود داشته باشد. سازمان بهداشت جهانی رنج می کشد و سازمان بهداشت جهانی بدون خود راحت می شود؟

با این حال، ممکن است با توجه به خودانگیختگی فعالیت ذهنی، فقدان نویسندگی که مشخصه بسیاری از افکار ما است، چیزی در مورد ذهن و خود انسان آموخته شود. این دانش ممکن است مفید باشد زیرا ممکن است خودمان را به خاطر افکاری که ناخواسته آمده اند ببخشیم. (من در جای دیگری استدلال کرده ام که باید به خاطر داشته باشیم که این در مورد دیگران نیز صادق است – دیگران ممکن است چیزهای آزاردهنده ای بگویند که منظورشان نیست و از افکار تصادفی ناشی می شود و نه از چیزی عمیق در درون دیگری.)

ذهن آگاهی به عنوان یک پادزهر برای بی فکری

الن لنگر روانشناس مدافع ذهن آگاهی است که به عنوان توجه بیشتر به کاری که انجام می دهیم درک می شود. ایده او این است که اگر به وظایفی که در دست داریم توجه کنیم، می توانیم در کاری که انجام می دهیم بهتر باشیم – خلاق تر – و همچنین شادتر و کمتر خسته باشیم.

ذهن آگاهی آلا لانگر ارتباط چندانی با تمرکز بر نفس خود برای مدت زمان طولانی ندارد. ایده لانگر این است که اگر ما بیشتر درگیر فعالیت های خود باشیم، زندگی بهتر می شود. با این حال، توجه می‌کنم که کاهش استرس ممکن است یکی از عوارض جانبی پذیرش روش لانگر باشد. اضطراب و استرس تقریباً هرگز به زمان حال مربوط نمی شوند – آنها از افکار مربوط به آینده و گذشته ناشی می شوند. فردی که به طور کامل در فعالیت های فعلی خود جذب شده است، فضای ذهنی برای فاجعه سازی یا پشیمانی ندارد. او حتی ممکن است به حالات “جریان” مطلوبی دست یابد. و کاری که اکنون به خوبی انجام شده است، سرمایه گذاری برای خوشبختی آینده خودمان است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان