08:55 - 2024/09/25

وسواس در مورد نظرسنجی؟ سرزنش روانشناسان

[ad_1] منبع: Element5 Digital/Pexels در هر دوره انتخاباتی، ده ها سازمان نظرسنجی میلیون ها دلار را صرف نظرسنجی های سیاسی می کنند. اما ریشه های نظرسنجی در علوم سیاسی یا در میان عوامل حزبی نهفته است. اولین نظرسنجی و اولین «نظرسنجی» روانشناسا...

وسواس در مورد نظرسنجی؟ سرزنش روانشناسان

[ad_1]

Element5 دیجیتال/Pxels

منبع: Element5 Digital/Pexels

در هر دوره انتخاباتی، ده ها سازمان نظرسنجی میلیون ها دلار را صرف نظرسنجی های سیاسی می کنند. اما ریشه های نظرسنجی در علوم سیاسی یا در میان عوامل حزبی نهفته است. اولین نظرسنجی و اولین «نظرسنجی» روانشناسان و جامعه شناسان دانشگاهی و صنعتی بودند. و برخی از مهم ترین چهره های تاریخ علوم اجتماعی را شامل می شود.

یکی پل لازارسفلد، روانشناس و ریاضیدان تحصیل کرده دانشگاه وین بود که در سال 1933 وارد نیویورک شد. در آن زمان پدرم جی. ال. مورنو، روانپزشکی که در وین نیز تحصیل کرده بود، در یک مدرسه اصلاحی برای دختران در هادسون مشغول مطالعه پیشگام بود. ، نیویورک. مطالعه هادسون به طور کلی به عنوان اولین تحلیل عمیق یک شبکه اجتماعی شناخته می شود. او لازارسفلد را برای انجام برخی از ریاضیات پیشرفته مورد نیاز برای درک روابط بین صدها نفر از ساکنان مدرسه استخدام کرد. در دهه 1940، لازارسفلد به دلیل مفهوم رهبران افکار کلیدی یا KOL، «نفوذگذاران» در شبکه‌های اجتماعی که می‌توانند نظر را شکل دهند، مشهور شد. KOL ها از سخنرانان با درآمد خوب که برخی داروها یا دستگاه ها را در کنفرانس های پزشکی تبلیغ می کنند تا پادکست ها و شخصیت های رسانه های اجتماعی که کلیک ها و تبلیغ کنندگان را جذب می کنند، متفاوت است. یا همانطور که امروزه آنها را “اینفلوئنسرها” می شناسند.

در سال 1936، وزیر کشاورزی ایالات متحده و معاون رئیس جمهور آینده، هنری والاس، جامعه شناسانی را برای مصاحبه با کشاورزان در مورد اثربخشی برنامه های کشاورزی این وزارت استخدام کرد. این پروژه منعکس کننده نگرانی دولت روزولت بود که مردم آمریکا که در اثر خشکسالی و رکود بزرگ غرق شده بودند، ایمان خود را به دولت دموکراتیک از دست داده بودند. سپس وزارت کشاورزی یک بخش نظرسنجی را به ریاست رنسیس لیکرت با استفاده از روش مقیاس های او راه اندازی کرد. نقشه‌برها بعداً از سهمیه مناطق نظرسنجی (که اغلب به آن نظرسنجی می‌گویند) به اندازه‌گیری‌های احتمال بر اساس یک پرسش‌نامه مصاحبه بدون ساختار که توسط روان‌شناس جوانی به نام کارل راجرز طراحی شده بود، روی آوردند. بر خلاف نظرسنجی های نی، احتمالات را می توان کمی کرد. اما هنگامی که در مورد کمپین های سیاسی اعمال می شود، حاشیه خطای که نظرسنجی ها به خود اجازه می دهند، همه آنها را در انتخابات نزدیک بی فایده می کند، دقیقا زمانی که دقت بیشترین ارزش را دارد.

مانند بسیاری از رشته‌های دیگر، روان‌شناسی اجتماعی در طول جنگ جهانی دوم با مطالعاتی که توسط دولت در مورد مشکلاتی که سربازان آمریکایی را رنج می‌دهند، پیشرفت زیادی کرد. لازارسفلد و لیکرت به دیگر ستارگان نوظهور که بعد از جنگ بر علوم اجتماعی تسلط یافتند، پیوستند، از جمله ساموئل استوفر، هادلی کانتریل، جان دلارد، رابرت مرتون و بسیاری دیگر. آنها به عنوان بخشی از دفتر اقتصاد کشاورزی، صدها گزارش تهیه کردند، از جمله توصیه‌هایی که به بی‌نظامی، لایحه GI و اولین غربالگری انبوه سلامت روان سربازان بازگشته می‌شد. پس از جنگ، لیکرت و برخی دیگر یک مرکز تحقیقاتی پیمایشی در دانشگاه میشیگان تشکیل دادند.

جورج گالوپ، دکترای دانشگاه آیووا، در سال 1938 کلمبیا را ترک کرد و موسسه افکار عمومی آمریکا را تشکیل داد. ایده “افکار عمومی” از تحقیقات بازار تجاری توسط دو دانشمند اجتماعی دیگر نشأت گرفت: رفتارشناس جان بی واتسون و ادوارد برنیز، برادرزاده زیگموند فروید. رکورد اولیه گالوپ مختلط بود. او پیش‌بینی کرد که فرانکلین روزولت آلف لاندون را شکست می‌دهد (افزایش اعتماد در نظرسنجی‌ها، هرچند مسلماً یک فراخوان سخت نیست)، اما به طرز بدنامی در مسابقه 1948 اشتباه کرد، که باعث خوشحالی هری ترومن شد. پس از آن تماس از دست رفته، دست درازی معمولی رخ داد. در سال 1951 گالوپ تعدیل هایی را در تکنیک های نظرسنجی خود اعلام کرد، به ویژه تغییرات لحظه آخری در احساسات رای دهندگان و عدم تصمیم گیری ها. فعالان حزب تسکین یافتند، بنابراین کمپین 1960 اولین کمپین بود که در آن هر دو حزب سرمایه گذاری هنگفتی را در نظرسنجی انجام دادند و صنعت پرسود امروزی را به وجود آورد. اما در سال 2014 فناوری‌های جدید، به‌ویژه تلفن همراه، و عدم تمایل رأی‌دهندگان به پاسخگویی به تماس‌ها، علائم هشداردهنده‌ای را به نمایش گذاشتند که در سال 2016 زمانی که رای مردم در حاشیه بود، ثابت شد.

100 سال است که توجیهات نظرسنجی تغییر نکرده است. آنها توسط دو جامعه شناس پرینستون در سال 1937 خلاصه شدند: ارزش آنها برای سیاستمداران. استفاده از آنها به عنوان تبلیغات؛ علاقه به آنچه دیگران فکر می کنند؛ تمایل به دانستن در مورد آینده؛ و پولی که باید توسط نظرسنجی ها بدست آید. آن‌ها نوشتند: «نظرسنجی‌های عمومی برای یک مرد معمولی (sic) در هاله‌ای از رمز و راز قرار دارد، اما او (sic) به‌طور مبهم احساس می‌کند که آنها از «تکنیک‌های» آماری و علمی پیچیده استفاده می‌کنند.»

درست زمانی که نوشتن این را تمام کردم، آخرین نظرسنجی ها را بررسی کردم. نتونستم مقاومت کنم مطمئناً آنها چیزی را می دانند که من نمی دانم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان