والدین ابرقهرمانان می توانند تأثیر فوق العاده ای در زندگی قهرمانانه فرزندان خود داشته باشند. والدین کریپتون سوپرمن با شلیک او به یک فرد جدید ، او را از دنیای در حال مرگ نجات دادند ، جایی که وی توسط کنترهای سالم و زمینی بزرگ شد. زندگی خدمات وینز به تعیین فداکاری پسرش بروس به همان کمک کرد ، در حالی که مرگ های خشونت آمیز آنها مسیر خاصی را که او برای انجام این کار طی می کرد ، تعیین می کرد. و لازم نیست والدین باشند: پیتر پارکر آموخته است که با قدرت زیاد مسئولیت بزرگی از عمو بن خود به وجود می آید ، که مرگ او به دلیل سهل انگاری پیتر باعث شد که او برای نجات دیگران از همان درد و از دست دادن کار کند.
والدین سام ویلسون ، پاول و دارلن ، به همان اندازه تأثیر زیادی بر زندگی قهرمانانه خود داشتند ، ابتدا به عنوان شاهین و بعداً به عنوان کاپیتان آمریکا-ذکر این که یک کارگر اجتماعی در “وقت” خود نیست. در آخرین پست، ما بررسی کردیم که چگونه نژاد سام ویلسون بر تجربه وی به عنوان کاپیتان آمریکا در کمیک ها تأثیر گذاشته است ، به ویژه در مقایسه با سلف خود در این نقش ، استیو راجرز. اکنون ، ما روی والدین سام تمرکز می کنیم و چگونه زندگی آنها و نمونه ای که آنها برای سام تعیین کرده اند به او کمک می کند تا شغل خود را به عنوان کاپیتان آمریکا متفاوت از استیو ببیند.
مقابله با بی عدالتی سیستماتیک
یک بار ، همانطور که سام در مورد مرگ و میر غم انگیز والدینش تأمل کرد – پدرش هنگام مداخله در یک اسلحه و مادرش که توسط یک مگگر شلیک کرد ، چاقو زد. اما پس از آن ، او به پدر ، واعظ و رویاهای او فکر کرد.
آرزوها برای امید به ناامیدی. دفاع از کسانی که نتوانستند از خود دفاع کنند. کمک به فراموش شده و فقیر. مبارزه با حرص و آز ، نژادپرستی و نفرت. رویایی برای ایجاد نوع دنیایی که شایسته زندگی در آن هستیم ، رویای آمریکایی.1
از طرف خودش ، استیو راجرز کاملاً می داند که رویای آمریکایی واقعیت آمریکایی برای بسیاری از آمریکایی ها نیست.2 او مرتباً بر اهمیت ایستادن برای کسانی که نمی توانند خودشان بایستند ، تأکید می کند ، اما او کمتر به عوامل سیستماتیک که برخی افراد را از تمام توان خود باز می گرداند ، می پردازد. استیو کاملاً از این امر آگاه نیست. وی در زمان مداحی خود برای دوست و مهاجر خود سونگ جین جئونگ ، گفت: “من برای کسانی که با وجود سیستمی که علیه آنها تقلب شده است ، برای کسانی که پایدار هستند می جنگم و من برای کسانی که برای تغییر آن سیستم تلاش می کنند می جنگم.”3 با این وجود ، او به طور پیش فرض به احتمال زیاد از وضع موجود حمایت می کند تا اینکه از مشکلات آگاه شود زیرا این مشکلات جنبه ای مداوم از زندگی وی نیست – همانطور که برای سام بوده است.
ایستادن برای آرمانهای خود
خاطرات والدین سام همچنان در طول حرفه خود به عنوان کاپیتان آمریکا برای حمله مستقیم به مشکلات خود ادامه می دهد. از این گذشته ، آخرین سخنان پدرش به او این بود: “این فقط کاری نیست که ما در زندگی انجام می دهیم ، این شر ما است نه مقابله کنید که ما را تعریف می کند. “4
پس از درگذشت پدرش ، سام با عصبانیت به مادرش گفت ، “پدر فقط خودش را به هیچ وجه کشته است. چرا؟ چرا او مجبور شد یک کلمه را بگوید؟ او خانواده ای داشت که به او احتیاج داشت. شاید او اصلاً به ما اهمیتی نداد. بیشتر به آرمانهای خود اهمیت می داد. ” او برای او توضیح داد که چرا پدرش مجبور شد آنچه را که انجام داد انجام دهد:
سام ، اگر ما فقط به دنبال خانواده های خودمان بودیم ، اگر هر شخصی فقط نگران و مراقبت از خود باشد – این چه دنیایی خواهد بود؟ یک جامعه برای بیش از بزرگ کردن کودک ضروری است. همکاری برای دستیابی به هر چیز واقعی و ماندگار در این زندگی اجباری است. همه ما هر دقیقه از دست دادن او احساس می کنیم. اما هیچ ایده ای بهتر برای پدر شما وجود ندارد که زندگی خود را برای آن ، سام انجام دهد. اگر از تلاش برای کمک به افراد دیگر دست برداریم ، همه چیز را رها می کنیم. و گاهی اوقات این قیمت دارد. این قیمتی است که پدر شما مایل به پرداخت آن بود. و اگر به قلب خود گوش دهید ، فکر می کنم این قیمتی است که شما مایل به پرداخت آن هستید.5
حتی استیو اهمیت پل ویلسون را برای پسرش تشخیص می دهد. در مدت کوتاهی که سام به یک تقلید فاشیستی از خودش تبدیل شد – همانطور که دیدیم برای همه کاپیتان آمریکا اتفاق می افتد در این پست– استو سعی کرد او را از اصول واقعی خود یادآوری کند ، که سام آن را “زباله” خواند. استیو به او اطمینان داد ، “این زباله نیست ، سام … این وظیفه است … من به شما یاد ندادم که – پدر شما انجام داد … او درگذشت تا جلوی جنگ مردم را بگیرد.” هنگامی که سام گفت ، مانند سالها قبل با مادرش ، پدرش به هیچ وجه درگذشت ، استیو پاسخ داد: “او برای یک ایده آل درگذشت. همان یکی را که دور می کنید. “6
ایجاد میراث
جای تعجب نیست که سام زندگی در برابر میراث والدین خود را دشوار می کند. به زودی پس از گرفتن مانتوی کاپیتان آمریکا ، او با خود فکر کرد: “من به مردم هارلم هر آنچه را که داشتم ، دادم – به شدت سعی در پر کردن کفش های آنها. خودم را تقریباً تا مرگ کار می کنم و خواهرم و برادرم را بالا می برد. زندگی من را نگران کردم تا کافی نباشد. چگونه می توانم تا به حال تا به حال تا نوار آنها زندگی کنم؟ “7
بعد از اینکه استیو راجرز بود برای پیوستن به هیدرا شسته شد، سام دست از کلاه بودن برای تبدیل شدن یک بار دیگر Falcon داد. با این حال ، بعداً ، میستی نایت (که در آن ملاقات کردیم آخرین پست) یک سپر جدید را که توسط دوستانش ساخته شده بود ، به او تقدیم کرد و به او گفت که او باید بار دیگر کاپیتان آمریکا باشد. “چرا حالا؟” او نه تنها به او بلکه به والدینش نیز پرسید ، که قبرهای آنها به زودی پس از آن بازدید کردند تا اضطراب خود را در مورد اینکه آیا او می تواند یا باید دوباره باشد ، ابراز کند. در پایان ، وی اعتراف کرد که اجازه آنها را می خواهد ، و او با تشکر از آنها “به خاطر من مردی که می تواند این کار را انجام دهد ، به پایان رسید. مردی که می تواند آمریکا باشد – آمریکا. “8
در پست بعدی ، ما به موضع پیشگیرانه تر سام به عنوان کاپیتان آمریکا ، چگونگی تفاوت آن با رویکرد استیو ، و آنچه اتفاق افتاد وقتی که درگیری با اختلاف نظر خود اتفاق افتاد ، خواهیم دید.