05:49 - 2024/11/04

“والدین آرام” به کودکان عصبی کمک می کند

[ad_1] منبع: Juncala / Pixabay من و پسر 15 ساله ام در اولین نمایش خود در بیش از یک سال گذشته با هم رقابت می کردیم. محل برگزاری برای ما جدید بود و چیزهای جدید برای افراد اوتیستیک مانند من و پسرم ممکن است سخت باشد. ما هم در درساژ و هم در پر...

“والدین آرام” به کودکان عصبی کمک می کند

[ad_1]

Juncala / Pixabay

منبع: Juncala / Pixabay

من و پسر 15 ساله ام در اولین نمایش خود در بیش از یک سال گذشته با هم رقابت می کردیم. محل برگزاری برای ما جدید بود و چیزهای جدید برای افراد اوتیستیک مانند من و پسرم ممکن است سخت باشد.

ما هم در درساژ و هم در پرش نمایشی، ورزشی به نام “تمرین ترکیبی” یا CT رقابت می کنیم. مهمانداران امتیازات شما را از درساژ با تعداد خطاهای ناشی از پریدن جمع می کنند تا رتبه های نهایی را بدست آورند.

درساژ همیشه حرف اول را می زند. درساژ، در بالاترین سطوح، مانند باله اسب همراه با موسیقی است. در سطح ما، ما باید روتینی به نام “آزمون” را حفظ کنیم و آن را برای قاضی انجام دهیم تا نشان دهیم اسب ما مایل و قوی است و با هم همکاری خوبی داریم.

برای پرش نمایشی، باید یک دوره پرش را حفظ کنیم، و سپس سعی کنیم تا آنجا که می توانیم آن را سریع بپریم. اگر یک تیر را بکوبید، یک عیب خواهید داشت. اگر از مسیر خارج شوید اما دور برگشته باشید، اشتباه می کنید. اگر دو بار از مسیر خارج شوید یا پرش اشتباهی داشته باشید، برای کل نمایش محروم می شوید.

من و پسرم در رشته درساژ پشت سر هم مسابقه دادیم، بنابراین باید رفتن او را تماشا کنم. تمام فکرم این بود که “وای، او مرا شکست خواهد داد” و نمی توانستم مغرورتر از این باشم.

بعد از درساژ، ما وسایل پرش خود را تغییر دادیم و به سمت میدان پرش رفتیم. می‌توانستم بگویم که آن روز به بچه‌ام می‌خورد. او گفت که می خواهد اول با پرش برود. وقتی می خواستم به او بگویم که اول بگذار دیگران بروند، زبانم را گاز گرفتم تا ببیند دوره چگونه است.

اما او پانزده سال دارد و انرژی ذهنی اش تمام شده بود و بحث با من همه چیز را بدتر می کرد.

پس رفت او و اسبش، شاه بلوطی قرمز روشن، مانند یک موجود مجرد دور تا دور مسیر می چرخیدند، اما پس از آن، اوه نه – البته. مشکلی نیست، آنها دور برگشتند. آنها پرش صحیح را انجام دادند و ادامه دادند، اما پس از آن، به خط پایانی رسیدند – اوه – قلب من. آنها پرش اشتباهی انجام دادند.

مهماندار زنگ را به صدا درآورد که به نظر می رسد کسی برای چای زنگ می زند و او بیرون بود.

رد صلاحیت شد.

بعد، وقتی به سمتش رفتم، او نمی خواست با من صحبت کند. من به این انتخاب احترام گذاشتم. در عوض، او با مربی خود صحبت کرد و این خوب بود. در یک لحظه نوبت من بود که بروم. من دوره ام را انجام دادم که به وضوح پریدم.

اندکی بعد، وقتی با پسرم در تریلر خود ملاقات کردم، روحیه خوبی داشت. با هم اسب‌هایمان را به زمین مالیدیم، به آنها آب دادیم، چمدان را جمع کردیم، آنها را روی تریلر سوار کردیم و به خانه رفتیم.

بعد از آن شب، بالاخره نمایش را مطرح کردم.

به او گفتم: “تو عالی بودی.” “من خیلی به شما افتخار می کنم.” من دلایل خاصی را بیان کردم که چرا فکر می کردم او خوب عمل کرده است.

منظورم همش بود برای من مهم نبود که او و اسبش از مسیر خارج شدند. Showjumping یک کابوس عملکرد اجرایی است.

به عنوان یک ورزشکار سوارکاری، چیزی که بیش از همه در یک کورس می ترسم از دست ندادن رکاب یا حتی زمین خوردن است. من می ترسم از مسیر خارج شوم زیرا این تنها چیزی است که بیش از همه از کنترل من خارج است.

بعد از اینکه سخنان تحسین آمیز خود را بیان کردم، چیزی را به یاد آوردم که در رسانه های اجتماعی در مورد «والدین حامی خودمختاری» دیدم. یک نکته به طور خاص به من تعارف کرد – اینکه جایگزین بهتری برای گفتن “من به شما بسیار افتخار می کنم” وجود دارد.

ممکن است نام «والدین ملایم» یا «والدین سهل‌انگیز» را شنیده باشید که شبیه والدین حامی خودمختاری هستند. در واقع، بر اساس تحقیقاتی که انجام داده ام، همه آنها شبیه هم هستند.

آنها قطعا با هم گروه می شوند و در رسانه های اجتماعی به عنوان روشی احمقانه برای تربیت فرزندتان مورد تمسخر قرار می گیرند. میم ها می گویند که فرزندپروری ملایم به این معنی است که شما فرزندتان را لوس می کنید. تو به آنها اجازه می دهی که همه سرت را زیر پا بگذارند. شما به فرزندتان می آموزید که ضعیف باشد.

روش‌های فرزندپروری بسیار مورد تمسخر قرار می‌گیرند که در واقع برای من بسیار عالی به نظر می‌رسند. از این گذشته، من بدون تشخیص اوتیسم بزرگ شدم و مدام به من می گفتند که من خراب و ضعیف هستم و مرزهای خودم را زیر پا گذاشته بودند تا اینکه دیگر نمی دانستم چگونه آنها را تنظیم کنم.

خواندن ضروری والدین

من می‌خواهم برای بچه‌هایم بهتر عمل کنم، و حاضرم تقریباً هر کاری را امتحان کنم.

بنابراین من این سؤال را پرسیدم که راهنمایی والدین پیشنهاد کرد: “آیا به خودت افتخار می کنی؟” سپس منتظر ماندم و فضا را برای پاسخ او نگه داشتم.

بعد از لحظه ای گفت: نه.

“اما چرا؟”

“من از مسیر خارج شدم.”

با سوالی که پرسیدم، دریچه ای برای ابراز درد و ناامیدی برای او ایجاد کردم که در غیر این صورت در درون خود نگه می داشت. هیچ کودکی نمی‌خواهد پدر و مادری را که به نظر می‌رسد از عملکرد کودک بسیار خوشحال است ناامید کند.

تصور می‌کنم فرزندپروری «ملایم» به همه کودکان کمک می‌کند. اما قطعا به کودکان عصبی (ND) کمک می کند. کودکان ND استقلال خود را از بین می برند زیرا آنها از هنجارهای عصبی متفاوت هستند.

فشارهای اجتماعی بر بچه‌های ND، در بچه‌ای که من بودم، ضربه می‌زند، تا زمانی که لبه‌های ناهموار درک شده ما از بین برود. ما فقط به چیزی فکر می کنیم که به ما گفته شده است فکر کنیم. ما فقط چیزی را که قرار است احساس کنیم احساس می کنیم.

و بعد هر روز اندکی از درون می میریم.

وقتی از پسرم پرسیدم که درباره عملکرد ورزشی‌اش چه احساسی دارد، به طور غیرمستقیم به او گفتم که اشکالی ندارد که احساسات خودش را داشته باشد (حتی اگر با من متفاوت باشد) و با صدای بلند درباره آنها صحبت کند.

آیا این اجازه می دهد که او تمام سر من را بدود؟

من یک بار بچه ND بودم. من می دانم که چنین لحظه ای، لحظه ای که احساسات من را متمرکز کرد، چه معنایی برای من خواهد داشت. آنها در دوران کودکی من بسیار نادر بودند. وقتی این را می نویسم، نمی توانم به یک مورد فکر کنم.

اگر فرزند شما ND است، باید در برابر جهانی که هر لحظه از روز به فرزند شما می گوید اشتباه می کند، عقب نشینی کنید. اینکه اونا ادمای اینکه آنها احمقی هستند که دوره پرش نمایشی را فراموش کرده اند.

به نظر می‌رسد که والدین «مهربان» فقط به این معناست که باید با بچه‌هایتان مانند مردم رفتار کنید. اگر اینطور است، پس من طرفدار آن هستم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان