07:12 - 2025/06/03

هک عدم قطعیت: در کنار هم بودن انسان

[ad_1] هر روز اتفاقات خوبی در اطراف ما اتفاق می افتد. آنها فقط هستند. اما شما نمی توانید همه چیز را به آسانی بخوانید تا بتوانید از نظر بد بد باشد. و در حالی که هیچ راهی برای شناخت کنونی فعلی وجود ندارد ، تاریخ و شعر محبوب کافی وجود دارد ت...

هک عدم قطعیت: در کنار هم بودن انسان

[ad_1]

هر روز اتفاقات خوبی در اطراف ما اتفاق می افتد. آنها فقط هستند. اما شما نمی توانید همه چیز را به آسانی بخوانید تا بتوانید از نظر بد بد باشد. و در حالی که هیچ راهی برای شناخت کنونی فعلی وجود ندارد ، تاریخ و شعر محبوب کافی وجود دارد تا به ما یادآوری کند که کارهای کوچک و ساده می توانند این جهان را نجات دهند.

در نظر بگیرید که چگونه قیاس “زندگی به عنوان یک بازی” معمولاً می گوید یک نسخه باریک از زندگی به ترکیبی از استراتژی ، مهارت و استقامت کاهش می یابد ، و با شانس خوب یا بد ارتباط برقرار می کند. این دستور العمل یک امکان خسته کننده دارد: برندگان و بازندگان. جیمز کارس ، پروفسور NYU ، هنگامی که بازی را روی سر خود چرخاند ، این قیاس را با تمرکز بر روی دو نوع بازیکن احتمالی قرار داد.

بازیکنان محدود بر قوانین و نقشها تسلط دارند و برای پیروزی بازی می کنند. از آنجا که آنها بر تکمیل و موفقیت تمرکز می کنند ، آنها به دستاوردها و شکست های گذشته محدود می شوند. بازیکنان بی نهایت برای عشق به بازی بازی می کنند. آنها بر روی امکان ، تجدید و غنی سازی روزانه تمرکز می کنند.

بازیکنان محدود از عدم اطمینان خودداری می کنند زیرا آنها نمی توانند برای همه متغیرها آماده شوند ، که پیروزی آنها را مورد تهدید قرار می دهد. بازیکنان بی نهایت انتظار عدم اطمینان را دارند ، و بیشتر از آن رفتار می کنند ، که می تواند چیز جدید و بالقوه ای را برای بازی معرفی کند ، یا اینکه می توانند از طریق چالش سازگاری دروس ارزشمندی را بیاموزند. از آنجا که آنها برای عشق به بازی بازی می کنند ، آنها بیشتر روی بازی خوب – یادگیری ، به چالش کشیدن و لذت بردن از آن – از پیروزی تمرکز می کنند. آنها می خواهند بازی را در بازی نگه دارند.

یکی از دوستان خانوادگی ما به تازگی یک تور تئاتر لندن را رهبری می کرد و ما به اندازه کافی خوش شانس بودیم که با هم پیش برویم. او قبل از هر اجرا ، صحنه را برای ما تنظیم کرد و جزوه هایی را با جزئیات در مورد زمینه ، نمایشنامه نویس و مضامین برای به حداکثر رساندن لذت ما به اشتراک گذاشت ، بدون اینکه هیچ اسپویلری را از دست بدهیم. خود استاد و نمایشنامه نویس ، احساس می کند که او به وضوح این بازی تئاتر را برای عشق به آن بازی می کند.

به ترتیب سریع ، پانچ ، انگلیس عزیز ، همسایه من توتورو ، وت مرغ دریایی آیا هر یک از داستان ها اشتباه شده اند و انسان در پی گذشته یا از دست دادن قریب الوقوع دست و پنجه نرم می کند. و در حالی که برخی در تصویر خود از ناکامی عظیم بشر و/یا بدبختی فوق العاده ای بسیار سنگین تر هستند ، احساس بشریت تحت فشار بسیار زیاد است. برای بقا تکامل یافته است ، هر شخصیت در تلاش است تا در مواجهه با ضرر معنا پیدا کند. جای تعجب نیست که این بازیکنانی هستند که رویکردی نامحدود پیدا می کنند که قلب ما را به خود جلب می کند ، و داستان رستگاری را در مورد زندگی می گویند که می تواند با معنا و امکان ادامه یابد.

هر عملکرد یک تخمک ایستاده را به دست می آورد ، و من دوست دارم فکر کنم به این دلیل است که علاوه بر تصاویر درخشان از غم و اندوه و ناامیدی ، ما از توانایی انسان در تغییر غم و اندوه ، پشیمانی و از دست دادن واقعی به امید ، همکاری و معنای تازه قبل از چشمان ما انتظار داشتیم. تکان دهنده ترین داستان این نوع تحول از احساس عذاب محدود به یک امید تقریبا نامحدود در پانچ ، یک درام گیربکس مبتنی بر داستان واقعی زندگی دو مرد جوان که به طور غیرقابل برگشت با یک عمل تحریک آمیز خشونت تغییر می کند. جیمز گراهام ، نمایشنامه نویس برنده جایزه ، به طرز ماهرانه ای خاطرات جیکوب دون را دوباره انجام می دهد و حادثه یک شب جشن مست را با دوستانش بازگو می کند که زندگی پسر جوآن و دیوید هاجکینسون را پایان داد.

هنگامی که لنزهای بازی محدود بسیار قابل درک و انتقام انتقام جویی و تا آنجا که ممکن است یک جمله ممکن باشد مسطح می شود (زمان زندان دونن از سه سال کم کم کم کم ، که کمتر از سایرین بود که برای کفش های دزدیده شده در طول شورش ها خدمت می کردند) کاهش می یابد ، آنها با احساس ناامیدی و هیچ گزینه ای برای احساس بهتر باقی مانده اند. هنگامی که یک درمانگر عدالت ترمیم کننده در مورد برنامه ای برای جمع آوری قربانیان و عاملان با آنها در ارتباط است ، والدین تصمیم می گیرند با یعقوب به عنوان نوعی تلاش آخرین امید ملاقات کنند ، و آنچه اتفاق می افتد چیزی معجزه آسا نیست. از طریق فرآیند آسیب پذیری ، شفقت و پذیرش عمیق آنچه که هست ، آنها نوعی بهبودی رادیکال را فراتر از تخیل ایجاد می کنند.

غم و اندوه و از دست دادن غالباً ما را به یک بازی محدود می اندازد اگر قبلاً در آنجا نبودیم: در تلاش برای به دست آوردن کنترل بیشتر ، ما در قوانین ، نقش ها و مجبور کردن نتایج ، دست و پنجه نرم می کنیم. جالب اینجاست که تحقیقات محوری الیزابت کبلر-راس در مورد مراحل غم و اندوه نشان داد که چگونه این تجربیات فریبنده می تواند در واقع به ما کمک کند تا اگر به آنها اجازه دهیم به یک روش نامتناهی تر تبدیل شویم. ضررهایی که ما تجربه می کنیم واقعی است و باید احساس شود ، اما اگر رویکرد بازی بی نهایت را انجام دهیم ، همیشه می تواند به عنوان کمپوست برای قدرت آینده ما باشد. Kübler-Ross توضیح می دهد:

وی گفت: “زیباترین افرادی که ما می شناسیم کسانی هستند که شکست ، رنج شناخته شده ، مبارزات شناخته شده ، از دست دادن شناخته شده را می شناسند و راه خود را از اعماق پیدا کرده اند. این افراد قدردانی ، حساسیت و درک زندگی دارند که آنها را با دلسوزی ، لطافت و یک نگرانی عمیق و دوست داشتنی پر می کند. مردم زیبا فقط اتفاق نمی افتد.”

یادگیری بیشتر از مبارزه و شکست ، اخبار قدیمی است. پس چرا ما همیشه می خواهیم همه چیز آسان و به نفع ما باشد؟ این ممکن است ناشی از تهویه اجتماعی باشد که ما را ناامید کرده و حداقل تحت تأثیر قرار می دهد و در آن قرار می گیرد.

کارس روشن می کند که بازی بی نهایت برآورده تر ، مشارکتی و حتی سرگرم کننده است. او همچنین به ما یادآوری می کند که انتخاب بازی ای که ما انجام می دهیم – بی نظیر یا نامتناهی – تنها ماست و همه افراد اطراف ما نیز بازی خود را انجام می دهند. همانطور که کارس می گوید ، “هیچ کس نمی تواند به تنهایی یک بازی انجام دهد. کسی نمی تواند انسان باشد.”

به یاد داشته باشید ، آنچه ما بیشتر از شخصیت هایی که در مورد آنها می خوانیم یا تماشا می کنیم این است که آنها راه خود را برای بازی بی نهایت خود پیدا می کنند! آنها با از دست دادن آنها یا بیش از حد اجرا یا رقابتی در رابطه با نتایج تعریف شده اجتماعی تعریف نشده اند ، آنها ما را از شادی در کشف خودشان یادآوری می کنند و هنوز هم برای کشف خود بازیکنان دیگر اجازه می دهند. آماده ، تنظیم ، برو!

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان