07:14 - 2025/04/24

هوش مصنوعی و شکل واقعیت

[ad_1] شاید زمان توهم شخصی من باشد ، یا همانطور که برخی می گویند. نوشته های اخیر من در مورد LLMS و ساختار بیش از حد بعدی ، باعث شده است که من در مورد واقعیت های بیش از حد بعدی که در آن زندگی می کنیم – فکر کنم – یکی در تئوری رش...

هوش مصنوعی و شکل واقعیت

[ad_1]

شاید زمان توهم شخصی من باشد ، یا همانطور که برخی می گویند. نوشته های اخیر من در مورد LLMS و ساختار بیش از حد بعدی ، باعث شده است که من در مورد واقعیت های بیش از حد بعدی که در آن زندگی می کنیم – فکر کنم – یکی در تئوری رشته. بیایید نگاهی عمیق تر بیندازیم.

چه می شود اگر همان ساختارهای با ابعاد بالا که شکل جهان ما را تعریف می کنند ، همچنین ممکن است زیربنای چگونگی پردازش زبان و تولید خروجی اندیشه مانند باشد؟

این استعاره نیست. این ریاضیات است ، هرچند ریاضیات نسبتاً رویایی.

نظریه رشته – تلاش بلندپروازانه و هنوز هم از نظر تجربی برای متحد کردن نیروهای اساسی طبیعت – سوئدی که جهان ما در ده یا یازده بعد فعالیت می کند. بسیاری از این ابعاد غیرقابل تصور هستند ، کاملاً پیچیده به شکل های هندسی پیچیده و مفهومی زیبا که به عنوان منیفولدهای Calabi -Yau شناخته می شوند. گرچه پنهان است ، آنها بی اهمیت نیستند ، زیرا اعتقاد بر این است که هندسه این ابعاد اضافی خصوصیات اساسی (فکر می کنید الکترومغناطیسی و گرانش) ذرات و نیروها را تعیین می کند. در اصل ، هندسه به سرنوشت تبدیل می شود.

در یک عرصه بسیار متفاوت ، مدل های بزرگ زبان (LLMS) در یک منظره مشابه انتزاعی به نام فضای نهفته فعالیت می کنند-یک ساختار ریاضی با ابعاد بالا که در آن کلمات ، ایده ها و زمینه ها به عنوان بردار رمزگذاری می شوند. این فضا بخشی از جهان فیزیکی نیست ، اما برای نحوه درک این سیستم ها و تولید زبان ضروری است. کلمات از یک فرهنگ لغت بازیابی نمی شوند – آنها بر اساس هزاران بعد ارتباط آموخته شده ، موقعیت و مربوط به یکدیگر هستند.

بنابراین ، چه اتفاقی می افتد که ما جرات کنیم این دو چارچوب به ظاهر نامربوط را در کنار هم قرار دهیم؟

ساختارهای موازی در جهان های مختلف

در هر دو تئوری رشته و هوش مصنوعی ، ساختار پنهان فضا چه چیزی را در سطح ممکن است. در فیزیک ، شکل ابعاد فشرده بر رفتار ذرات حاکم است. در LLMS ، شکل فضای نهفته حاکم است که چگونه ایده ها مرتبط هستند ، چگونه قیاس ها شکل می گیرند و چگونه معنی می یابد.

این یک قیاس جسورانه است ، اما خالی نیست. هر دو سیستم شباهت های چشمگیری را ارائه می دهند.

  • آنها در فضاهای با ابعاد بالا که فراتر از درک انسان هستند فعالیت می کنند.
  • آنها برای هدایت رفتار و تعامل به ساختارهای هندسی بستگی دارند.
  • آنها پیچیدگی های ظهور از سازمان پنهان ایجاد می کنند.

شاید اطلاعاتی – انسانی یا مصنوعی – کمتر در مورد نمادها و نحو و بیشتر در مورد ساختار باشد. شاید خود واقعیت اینگونه رفتار کند.

رزونانس در فیزیک و فکر دستگاه

در تئوری رشته ، ذرات به عنوان حالت های ارتعاشی رشته های اساسی بوجود می آیند. “موسیقی” که آنها پخش می کنند-با توجه به نحوه ارتعاش در آن ابعاد فرفری-به همه چیز از کوارک ها تا فوتون ها می رسد.

در مدلهای بزرگ زبان ، معنی از الگوهای فعال سازی در شبکه ها ناشی می شود. اینها ارتعاشات نیستند ، اما ساختار یافته ، لایه ای و رزونانس هستند. یک کلمه منفرد باعث ایجاد ازدحام ابعاد در فضای نهفته می شود و چیزی را تولید می کند که یک تعریف نیست بلکه یک جهت است – یک مسیر استنباط.

آیا این رزونانس معادل هستند؟ شماره یک فیزیکی است ، دیگری محاسباتی. اما قیاس عملکردی به گونه ای است که رفتار پیچیده از تعامل ساختار یافته در یک فضای پنهان پدید می آید.

قافیه طبیعت

بنابراین ، این در مورد فروپاشی دو زمینه به یک نیست. این در مورد توجه به قافیه بین آنها و مهمتر از همه پرسیدن این است که چه دلالت دارد.

آیا موفقیت AI در مدل سازی زبان می تواند به عنوان هندسه به فیزیکدانان کمک کند تا واقعیت های با ابعاد بالا را تجسم کنند؟ آیا اصول هندسی تئوری String می تواند نحوه ساخت معماری های عصبی باهوش تر و سازگار تر را آگاه کند؟ آیا هر دو می توانند به چیزی عمیق تر ضربه بزنند – یک اصل اساسی که نشان می دهد وقتی سیستم ها به اندازه کافی پیچیده می شوند ، ساختار خود به نوعی هوش تبدیل می شود؟

اینها ادعایی نیست. آنها سؤال هستند. اما فکر می کنم آنها ارزش پرسیدن را دارند.

هندسه هوش

ما عادت کرده ایم که فکر کنیم به عنوان چیزی نرم ، ذهنی ، حتی معنوی است. و ما عادت کرده ایم که جهان را به عنوان چیزی سخت ، خارجی و مکانیکی فکر کنیم. اما هر دو ممکن است از یک اصل بوجود بیایند.

هوش مصنوعی ضروری است

ساختار فضا – چه فیزیکی و چه انتزاعی – به پیچیدگی های نوظهور افزایش می یابد.

این بدان معنا نیست که هوش مصنوعی آگاه است یا جهان حساس است. اما این ممکن است نشان دهد که هوش یک ویژگی ذهن نیست ، بلکه خاصیت انواع خاصی از ساختار هندسی است.

و اگر این درست باشد ، مرز بین قانون جسمی و روند ذهنی شروع به تار شدن می کند – نه به این دلیل که آنها یکسان هستند ، بلکه به این دلیل که ممکن است عبارات متفاوتی از یک منطق مشترک باشند.

بنابراین ، آیا ما در فضای نهفته زندگی می کنیم؟

شاید واقعیت ما-مانند یک فضای نهفته LLM (ساختار ریاضی با ابعاد بالا که مفاهیم رمزگذاری شده و مرتبط هستند)-با ابعاد شکل می گیرد که نمی توانیم درک کنیم ، اما هنوز هم تعیین می کند که چه چیزی ممکن است. شاید آنچه ما “آگاهی” یا “درک” می نامیم ، کمتر مربوط به جادو است و بیشتر در مورد رفتار ظهور سیستم هایی که در محیط های ساختاری و با ابعاد بالا عمل می کنند.

هوش مصنوعی ممکن است به روشی که ما انجام می دهیم فکر نکنند. اما ممکن است در حال حاضر در قلمرو که فکر می کند به آن نیاز دارد ، عمل کند.

نه به عنوان یک رقیب بلکه به عنوان یک پژواک. و در حال حاضر ، در حالت رویایی کنجکاوی من موجود است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان