منبع: Kelly Sikkema / Unsplash
خودشیفته ها در اندازه ها و اشکال مختلف هستند، بنابراین تصور اینکه یک رشته مشترک در همه آنها وجود داشته باشد که نتایج را پیش بینی می کند دشوار است. پرداختن به این پویایی در توسعه راهبردهای مدیریتی مفید و افزایش احتمال موفقیت در مواجهه با یک خودشیفته حیاتی است.
سردرگمی در مورد انواع خودشیفته را می توان در این تصور غلط رایج مشاهده کرد: «اگر جورج یک خودشیفته است، پس هانا نمی تواند باشد. آنها هیچ شباهتی ندارند.» جورج و هانا ممکن است متفاوت به نظر برسند، اما ساختارهای روانی یکسانی دارند. باور کنید یا نه، اگر هر دوی آنها معیارهای خودشیفتگی را داشته باشند، در آن صورت یک وفادار کمال گرا و کمال گرا همان ساختار روانی یک کاپیتان محبوب فوتبال را خواهد داشت که مستعد قلدری دیگران است.
بیایید با بحث در مورد انواع مختلف خودشیفتگان شروع کنیم، که هم (الف) چرا تشخیص آنها سخت است و (ب) هم دلیل دشواری “دیدن” موضوع اصلی مشترک اصلی را توضیح می دهد.
چگونه یک خودشیفته را تشخیص می دهید؟
این فهرست کامل نیست، اما نقطه شروع خوبی است:
خودشیفته – یعنی فردی که معیارهای اختلال شخصیت خودشیفته یا NPD را دارد – کسی است که:
- نیاز به شناخت دارد
- معتقد است که آنها خاص هستند
- مهارت ها و توانایی های خود را بیش از حد ارزیابی می کند
- به نظر خود خیلی زیاد فکر می کند
- باید “درست” باشد
- به چیزهایی که به خود مربوط نیست علاقه ندارد
- نسبت به جزییات واقعی و درک شده بیش از حد حساس می شود
- دیگران را آرمانی و/یا بی ارزش می کند
- انتظار درمان ویژه دارد
- خواسته های غیر واقعی می کند
- روابط سطحی و استثمارگرانه را حفظ می کند
- مسئولیت رفتار خود را نمی پذیرد
- دیگران را به خاطر اشتباهات و سوء تفاهم ها سرزنش می کند
- فاقد همدلی است
هم پزشکان و هم محققین دو نوع اصلی خودشیفته را شناسایی کرده اند:
را آسیب پذیر خودشیفته بیشتر مضطرب، نگران و حساس به انتقاد نشان می دهد. نوع آسیبپذیر اغلب دستآورد بالایی دارد و کمتر توسط افراد عادی تشخیص داده میشود.
را بزرگ خودشیفته بیشتر متمایل به پر زرق و برق، کاریزماتیک، کنترل کننده و دستکاری است. تیپ بزرگ اغلب محبوب، از نظر اجتماعی برجسته است و به عنوان یک رهبر شناخته می شود.
با این حال، یادآوری این نکته مهم است که همه این رفتارها، صرف نظر از نوع آن، دقیقاً همان چیزی است که روی سطح قابل مشاهده است، مانند نوک یک کوه یخ. در زیر یک نقص اساسی در خودپنداره و عزت نفس آنها نهفته است، احساسی از خود که نابالغ، ناپایدار و آسیب پذیر است.
نقص اساسی: خودپنداره توسعه نیافته و ناپایدار
این نقص ساختاری توسعه را متوقف می کند. اینجاست که موضوع مشترک خود را نشان می دهد. (الف) ایجاد و حفظ روابط، (ب) تنظیم احساسات، و (ج) دریافت و پردازش دقیق اطلاعات را دشوار می کند. این کسری اولیه هزینه بر است.
- خودپنداره ناقص توانایی خودشیفته را برای ایجاد ارتباطات عاطفی پایدار به خطر می اندازد زیرا آنها باید شریکی داشته باشند که نیازهای عاطفی آنها را برآورده کند.
- خودپنداره معیوب آسیب پذیری آنها را در برابر انتقاد نشان می دهد و سپس خود را در واکنش عاطفی نشان می دهد.
- خودپنداره معیوب دلیل تفسیر نادرست آنها از حقایق و تمایل آنها به “باور” روایت خود از رویدادها است.
منبع: Cemrecan Yurtman / Unsplash
نقص اساسی خودپنداره در افراد خودشیفته در سه ویژگی اصلی منعکس می شود:
- خود اهمیتی
- احساس استحقاق
- بی توجهی به دیگران/عدم همدلی
خودپنداره معیوب نیازهای خاصی را به وجود می آورد. آنها را مجبور می کند به گونه ای رفتار کنند که به دنبال “سوخت” مورد نیاز خود باشند. بدون این منابع خودشیفته، آنها با “خالی” کار می کنند و عملکرد آنها بدتر می شود. آنها به طور فزاینده ای خواستار و دشوار می شوند و نمی توانند زندگی عاطفی خود را مدیریت کنند.
- آنها باید مهم باشد
- آنها باید خاص تلقی شود
- آنها باید به خود مشغول باشد و نمی تواند توجه به احساسات دیگران
چرا مهم است که این نقص اساسی را بشناسیم؟
درک و درک این نقص منجر به بهره وری ترین استراتژی های مدیریتی می شود. هر حرف و عمل باید از نظر خودپنداره معیوب درک شود.
درک خودپنداره معیوب افراد خودشیفته نحوه مداخله در آنها را توضیح می دهد. اگر می خواهید از تحریک آنها اجتناب کنید، پس نباید این نیازها را به چالش بکشید. اگر می خواهید یک خودشیفته شما را دوست داشته باشد، باید این نیازها را برآورده کنید.
سوال مهمی که باید از خود بپرسید این است: آیا این عمل یا این کلمات روح آنها را خدشه دار می کند، ارزش خود را به چالش می کشد یا سهم آنها را به حداقل می رساند؟
اگر اینطور باشد، بعید است که یک تعامل موفق باشد و خودشیفته ممکن است از دست شما عصبانی باشد. اگر اینطور نباشد، به احتمال زیاد تبادل موفقیت آمیز خواهد بود و فرد خودشیفته ممکن است سخنان شما را تحمل کند و حتی پیشنهاد یا پیشنهاد شما را در نظر بگیرد. یادگیری قالب بندی کلمات و رفتار به این شکل دست و پا گیر و مطمئنا غیر معتبر است، اما می تواند به بهبود روابط با یک فرد به ظاهر غیرممکن کمک کند.
نسخه ای از این پست نیز در Drmaryannlittle.com ظاهر می شود.