تعهد به یک رابطه طولانی مدت به هر دو شریک بستگی دارد که معتقدند در تلاش برای همان چیزهای زندگی هستند. آیا آنها همان جاه طلبی ها را دارند؟ آیا آنها برای همان آینده برنامه ریزی می کنند؟ آیا آنها در مورد نحوه توزیع منابع مشترک خود موافق هستند؟ آیا آنها روی همان ایده آل ها تمرکز می کنند و چگونه به آنها دست یابند؟
هنگامی که رابطه جدید است و عشق به وفور است ، بسیاری از زوجین غالباً می دانند که همه این سؤالات ممکن است پاسخ های بلند مدت کامل نداشته باشند ، اما احساس اطمینان می کنند که در صورت بروز و چه زمانی می توان آنها را برطرف کرد. حتی وقتی علائم هشدار دهنده روشنی وجود داشته باشد ، آنها همچنان معتقدند که تعهدات اولیه و رویاهای متقابل آنها در آزمون زمان ایستاده و تغییرات اساسی برای رسیدگی به جلو لازم نیست.
در کار با زوجین که اکنون نزدیک به نیم قرن است ، من اغلب شاهد برخی از مشکل ساز ترین مناطق که به عنوان یک رابطه پدیدار می شوند ، شاهد بوده ام. بیشتر آنها از ابتدا حضور داشتند ، اما در مقایسه با شادی روابط جدید به عنوان تهدیدآمیز یا تهدیدآمیز بودند. برخی دیگر به طور غیرقابل پیش بینی به عنوان نیازها و خواسته های یکی از شرکاء به عنوان بخشی از تکامل طبیعی خود تغییر یافتند.
اگرچه هر زوج به روش های خاص خود بی نظیر هستند ، اما به نظر می رسد همه شش حوزه زیر را به اشتراک می گذارند که به احتمال زیاد با گذشت زمان ظهور می کنند. اگر آنها به عنوان تفاوت های جدیدی که باید مورد مذاکره و به خطر بیافتند ، به نظر می رسد ، شرکا این شانس را دارند که یک فرایند تحول آمیز و نتیجه خوبی ایجاد کنند. اگر از طرف دیگر ، هر یک از شریک زندگی آنها را بیش از حد محدود کننده برای تحمل درک می کند ، رابطه می تواند از هم پاشیده شود. زمان از ذات است.
منطقه 1: اشتهای نابرابر
هنگامی که یک زن و شوهر در حال فداکاری جدید هستند ، شرکا اولویت اصلی یکدیگر هستند. اعضای دایره اجتماعی آنها تمایل به سقوط دارند ، سرگرمی ها ممکن است از بین بروند و خواسته های شخصی برای مدتی صندلی عقب می گیرند.
با بالغ شدن این رابطه ، اختلافات سرکوب شده احتمالاً ظهور می یابد. یک شریک ممکن است فقط چند رابطه نزدیک را دوست داشته باشد ، در حالی که دیگری در گروه های بزرگ اجتماعی و خانوادگی شکوفا می شود. اشتهای جنسی که به نظر می رسید کاملاً با هم هماهنگ هستند ، اکنون متفاوت است. منافع خارجی کنار گذاشته شد ، از اهمیت بیشتری برخوردار شد و ممکن است به همان اندازه توسط هر دو شریک مشترک نباشد.
از آنجا که این اختلافات در اولویت به همه جا می رسد ، برای شرکاء بسیار مهم است که در مورد چگونگی مقابله با آن عدم تعادل مذاکره کنند ، به طوری که هر دو احساس نمایندگی و پشتیبانی می کنند.
منطقه 2: امنیت در مقابل خطر
عشق جدید اکنون بسیار محور است. آینده خیال برای همیشه شگفت انگیز است ، و گذشته هنوز دخالت نکرده است. هر دو شریک قبل از اینکه در کنار هم باشند ، به نفع آنچه که اشتیاق و شادی از همبستگی جدیدشان را تأمین می کند ، خطر می کنند.
با گذشت زمان ، یک شریک ممکن است به دنبال امنیت آینده ای واقعی باشد و بخواهد در آن جهت سرمایه گذاری کند ، در حالی که دیگری با زندگی در حال حاضر خوب است. این که آیا این نیاز به تعهد ، برنامه ریزی سرمایه گذاری های آینده یا چگونگی توزیع منابع مشترک روابط ، زمان ، در دسترس بودن ، انرژی و گزینه ها است ، تفاوت گسترده ای به شکلی که هر یک از آنها می خواهند رابطه برقرار شود ، ایجاد می شود.
منطقه 3: ظهور خواسته های دفن شده
به دلیل فداکاری کامل یک عشق جدید ، شرکای آن که آن را تجربه می کنند ، اغلب آنچه را که قصد داشتند با زندگی خود انجام دهند ، سرکوب می کنند قبل از اینکه یکدیگر را به نفع اختصاص همه منابع خود به مشارکت جدید اختصاص دهند.
از آنجا که آنها بهتر با یکدیگر آشنا می شوند ، ممکن است دریابند که برخی از آن رویاها و تعهدات شخصی نه تنها تعادل سخت نیست بلکه حتی ممکن است متقابل باشد.
در روابط عالی بلند مدت ، هر دو شریک زندگی را برای دیگری می خواهند حتی اگر این به معنای از دست دادن یکدیگر در این فرآیند باشد. این جوهر فداکاری واقعی است. اما ، به دلیل عشق و حمایت واقعی خود از یکدیگر ، آنها هر کاری را که می توانند انجام دهند برای حفظ آزادی و تعهد به همان اندازه مقدس برای حفظ روابط در کنار هم انجام می دهند.
منطقه 4: از دست دادن ضمیمه
به نظر می رسد عاشقان جدید احساس می کنند که در قلب و ذهن یکدیگر زندگی می کنند و کارهایی را انجام می دهند که قبل از تصمیم گیری ، تنظیم ارتباط برقرار می کنند.
اگر آنها یک کلمه سخت را بیان کنند ، همزمان درد دیگران را احساس می کنند. اگر آنها چیزی را که ممکن است تهدید کند به اشتراک می گذارند ، می دانند که ممکن است قبل از گفتن آن و به شریک زندگی خود اطلاع دهد که اهمیت می دهند.
اگر این محاصره از بین برود ، شرکا به جای یکدیگر شروع به صحبت با یکدیگر می کنند و احساس می کنند فاصله بین آنها آسیب می بیند.
منطقه 5: موازی یا تیم
شرکای جدید در یونیسون کار می کنند. آنها دائماً قبل از اتخاذ تصمیمی که ممکن است بر روابط آنها تأثیر بگذارد ، دیگری را در نظر می گیرند.
هنگامی که آنها رابطه خود را به بقیه جهان های فردی خود می آورند ، می توانند به راحتی به منافع خارجی متعهد شوند که تعهد خود را به روابط به عنوان تیم حل می کند. آنها می توانند فراموش کنند که آنها در مورد چگونگی توزیع وقت و انرژی خود به یکدیگر بدهکار هستند تا این رابطه هنوز هم مکان مشترک آنها برای بازسازی و برنامه ریزی زندگی متقابل آنها در کنار هم باشد. اگر جایگزین اولویت بندی صمیمیت نشود ، موازی مضر نیست.
منطقه 6: تکامل ناهموار
شرکا در هر رابطه به همان روش ، در همان زمان یا به روش های قابل پیش بینی رشد یا تغییر نمی کنند. اگر در یک زمان برای یک شریک زندگی کاملاً قابل قبول باشد ، اگر یک آرزوی قدیمی یا یک شخص جدید تحقق یابد ، می تواند احساس کندی را شروع کند.
با این حال ، روابط موجودات زنده هستند. به همین ترتیب ، آنها باید تکامل یابند یا پوسیدگی می کنند. اگر هر یک از شریک زندگی احساس یک فرد قدیمی و یک فرد قدیمی را داشته باشند ، دیگری باید با این تغییر بیدار شود حتی اگر خودشان هنوز آن را احساس نکنند.
اگر یک نفر شروع به رشد و تغییر کند ، و دیگری در برابر آن مقاومت کند ، رابطه متلاشی می شود. این بسیار مهم است که هیچ یک از شریک زندگی آنچه را که برای دیگری اتفاق می افتد کاهش نمی دهد ، بلکه سعی در مذاکره در مورد عدم تعادل جدید با هم دارد.