[ad_1]
منبع: Viktorya Sergeeva/Pexels.
تعاریف مختلفی از اصطلاح «بحران وجودی» وجود دارد و دو مورد که به نظر من مفید است و بسیاری از زمینه های در نظر گرفته شده در تعاریف دیگر را پوشش می دهد عبارتند از: «… هر بحران روانی یا اخلاقی که باعث می شود فرد سؤالات اساسی در مورد انسان بپرسد. وجود.” و “دوره ای از اضطراب و تعارض در مورد هدف و معنای زندگی. برخی از روانشناسان بر بحران وجودی به عنوان مسئله هویت و اینکه فرد می خواهد چه کسی باشد تمرکز می کنند. برخی دیگر می گویند که حول محور احساس مسئولیت و تعهد در مقابل استقلال و آزادی می چرخد.”
در حالی که خواندن اینکه شدت فزاینده تغییرات اقلیمی و تلفات در تنوع زیستی به بحرانهای وجودی تبدیل شدهاند بسیار رایج است، من نمیتوانم هیچ بحثی درباره کاهش جهانی و فزاینده رفاه حیوانات غیرانسانی (حیوانات) روی زمین پیدا کنم. در هوا و زیر آب می توانند به بحران های وجودی تبدیل شوند یا قبلاً تبدیل شده اند. در واقع، تحقیقات نشان می دهد که بهزیستی انسان و رفاه غیرانسانی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.1
در یک سری مکالمات طولانی و بسیار جالب، من این ایده را از تعدادی از افراد مختلف رد کردم و آنها توافق کردند که زمان آن فرا رسیده است که تلفات جهانی و فزاینده موجودات حیوانی در طبیعت، در اسارت، را در شرایط زندگی خود قرار دهیم. خانه ها، در حباب، و در تحقیق در عرصه گسترده بحران های وجودی. در اینجا، من میخواهم این ایده را مطرح کنم که کاهش رفاه حیوانات در حال حاضر برای بسیاری از افرادی که از حیوانات آزار دیده مراقبت میکنند یک بحران وجودی است و شیوع آنها احتمالاً در سالهای آینده افزایش مییابد، مگر اینکه اکنون کاری برای پایان دادن به آن انجام دهیم. بدرفتاری با حیوانات دیگر در روابط متنوع ما و برخورد با آنها.
خستگی از دلسوزی، خستگی همدلی و فرسودگی شغلی: هزینه های مراقبت
تحقیقات به وضوح نشان داده است که بسیاری از افرادی که برای تبدیل جهان به مکانی بهتر برای انسان ها و سایر حیوانات تلاش می کنند، از شرایط روانی مختلفی از جمله خستگی شفقت، خستگی همدلی و فرسودگی فراگیر رنج می برند. خستگی تروماتیک شفقت و خستگی همدلی اغلب همسایگان نزدیک هستند.
خستگی شفقت را میتوان به صورت زیر مشخص کرد: «افرادی که حرفهشان منجر به قرار گرفتن طولانیمدت در معرض آسیبهای دیگران میشود، میتوانند در برابر خستگی شفقت، که به عنوان ترومای ثانویه یا جانشین نیز شناخته میشود، آسیبپذیر باشند؛ آنها میتوانند علائم حادی را تجربه کنند که سلامت جسمی و روانی آنها را به خطر میاندازد. آنها را از دادن و مراقبت کردن محتاط می کند.” خستگی همدلی عبارت است از “خستگی عاطفی و جسمی که از مراقبت از افراد روز، از نو و روز از نو اتفاق می افتد… با گذشت زمان، ما شروع به مشاهده احساس بی حسی و دوری از افراد یا مشکل در ادامه مراقبت می کنیم.”
در حالی که هر دوی این تعاریف و بسیاری از تعاریف دیگر فقط به افرادی اشاره میکنند که از انسانهای دیگر مراقبت میکنند، افرادی که از غیرانسانها مراقبت میکنند نیز از درجات مختلفی از شفقت و خستگی همدلی رنج میبرند. بسیاری امید خود را از دست می دهند و از انجام همان کاری که دوست دارند، یعنی مراقبت از غیرانسان ها، دست می کشند. مری و جوناس، دو نفر که به طور مداوم در موقعیتهای مختلف کار میکردند که در آن از حیوانات آزار دیده مراقبت میکردند، یک بار تقریباً همین را به من گفتند: آنها به سادگی نمیتوانستند خود را در این موقعیتهای مراقبتی بیپایان قرار دهند. کشتن آنها و آسیب رساندن به همه کسانی که با آنها تعامل داشتند، چه انسانی و چه غیر انسانی.
خودمراقبتی برای سالم ماندن و فعال ماندن حیاتی است
در اینجا چند نکته وجود دارد که من و دیگران برای اجتناب از خستگی از شفقت و همدلی مفید دانستهایم.
- مثبت فکر کنید. اجازه نده مردم شما را پایین بیاورند. من یک خوشبین کور نیستم، اما در کنار همه چیزهای “بد”، چیزهای “خوب” نیز در حال رخ دادن هستند و این چیزی است که حداقل من را برانگیخته و دوباره بر می انگیزد. منفی بافی زمان و انرژی است و همه شما آدم های خوب باید تا زمانی که می توانید به انجام کاری که هستید ادامه دهید و این یعنی حداقل برای من، هر از گاهی دوباره روشن شوم و نفس های عمیق بکشم و از هر کاری که هستم لذت ببرم. لذت ببرید نکته اصلی این است که از خود مراقبت کنید تا بتوانید کاری را که انجام می دهید تا زمانی که ممکن است انجام دهید.
- ما مردمی دلسوز هستیم و لازم نیست برای احساس عذرخواهی کنیم.
- فعال باشید. ما باید به آنچه در حال وقوع است نگاه کنیم و از سوء استفاده بیشتر جلوگیری کنیم و همیشه “آتش سوزی هایی را که شروع شده است خاموش نکنیم”.
- با کسانی که با آنها اختلاف نظر دارید خوب و مهربان باشید و ادامه دهید. گاهی اوقات بهتر است چیزی را رها کنید، بنابراین “نبردهای” خود را با دقت انتخاب کنید و زمان و انرژی خود را هدر ندهید. زمان را برای “جنگیدن” با افرادی که تغییر نمی کنند تلف نکنید و اجازه ندهید توجه آنها را از کارهای مهمی که باید انجام شود منحرف کنند. با افرادی که می خواهند زمان و انرژی گرانبهای خود را برای مبارزه با آنها تلف کنید، وقت و انرژی که باید برای کار برای حیوانات و زمین و صلح و عدالت صرف شود، در “بازی های خشمگین” بیهوده قرار نگیرید.
- به بچه ها خوب بیاموزید، زیرا آنها سفیران دنیایی هماهنگ تر، صلح آمیز، دلسوزتر و ملایم تر هستند.
گسترش تعریف و عرصه بحران های وجودی
ذهنیت دلسوزی و خستگی همدلی که بسیاری از افرادی که برای رفاه حیوانات کار می کنند متحمل می شوند، و باید به عنوان بحران وجودی در نظر گرفته شوند. با انجام این کار، ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که این افراد مراقبت هایی را که واقعاً نیاز دارند دریافت کنند و بتوانند امیدها و رویاهای خود را برای مدت طولانی زنده نگه دارند. منفجر کردن آنها به عنوان “فعالان حقوق حیوانات” یا “رادیکال” گمراه کننده، توهین آمیز است و تعهدی که این افراد برای کمک به طیف گسترده ای از حیوانات نیازمند داشته اند را نشان نمی دهد.
هنگامی که ما در مورد حیوانات انتخاب های انسانی انجام می دهیم، چیزهای کوچک اهمیت پیدا می کند و مراقبان متعهد باید بدانند که در زندگی حیواناتی که با آنها کار می کنند تفاوت های زیادی ایجاد می کنند. وقتی این اتفاق بیفتد، خستگی همدلی و همدلی احتمالاً کاهش مییابد و حیوانات نیز سود خواهند برد، که یک برد-برد برای همه است.
[ad_2]