[ad_1]

وزن اختلالات خلقی و اضطراب پری ناتال (PMADs) در دوران بارداری یا پس از زایمان را تصور کنید. حالا تصور کنید که میدانید نیاز به حمایت دارید، اما از ترس اینکه صحبت کردن ممکن است به معنای از دست دادن فرزندتان باشد، سکوت را انتخاب کنید. این معضل آزاردهنده ای است که بسیاری از مراقبان هنگام غربالگری سلامت روان پری ناتال با آن مواجه می شوند.
در مطالعه اخیر خود، بیش از 1000 مراقب در سراسر جهان را مورد بررسی قرار دادیم. یک یافته قابل توجه این بود که از بین افرادی که برای PMAD غربالگری شدند، تنها 36 درصد گزارش دادند که صادقانه پاسخ داده اند. بقیه مراقبان اعتراف کردند که احساسات واقعی خود را پنهان می کردند، زیرا می ترسیدند که صریح بودن در مورد مشکلات سلامت روانی آنها را “بی ثبات” یا “ناتوان” و منجر به جدایی آنها از نوزادشان کند. این انتخاب برای ساکت ماندن – در عین حال که قابل درک است – می تواند رنج را عمیق تر کند و راه حمایت اساسی از مراقبان و نوزادان را مسدود کند.
در مصاحبهها، مراقبان آشکارا درباره ترسهای خود صحبت کردند. یکی از آنها به اشتراک گذاشت که بزرگترین ترس او این بود که “اگر صادقانه بگویم که چقدر احساس دیوانگی می کنم، فرزندم را از من می گیرند.” دیگری اعتراف کرد: «میترسیدم اگر کسی بداند واقعاً چه احساسی دارم، بچهام را از من بگیرد، مهم نیست چقدر غیرمنطقی به نظر میرسد.»
متأسفانه متوجه شدیم که این موارد مجزا نیستند. مادر دیگری به اشتراک گذاشت: “هیچ کس مرا برای این آماده نکرد و این سخت ترین قسمت بود. من خیلی احساس تنهایی می کردم و برای خودم و کودکم می ترسم، اما از ترس اینکه بچه ام را بگیرند، می ترسیدم کمک بگیرم.” بسیاری از والدین تازه وارد بین محافظت از سلامت روانی خود و محافظت از واحد خانواده خود احساس سردرگمی می کنند.
فرآیند غربالگری PMAD خود می تواند صداقت را از بین ببرد. اغلب، این یک پرسشنامه مختصر و استاندارد (مانند مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبورگ) در بیمارستان یا مطب متخصص زنان و زایمان یا متخصص اطفال است. این قالب بهطور بدنام غیرشخصی است و میتواند به مراقبان پیام دهد که غربالگری صرفاً پروتکلی برای ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی برای اجتناب از مسئولیت است. برای خیلی ها چیزی جز تلاشی واقعی برای حمایت از آنها احساس می شود.
یکی از مادران توضیح داد: «آزمون ادینبورگ فوقالعاده سطحی به نظر میرسد… من چه سؤالاتی را حفظ کرده بودم و چه نمرهای را باید کسب کنم تا ابروها بالا نیاید. همچنین فاقد تفاوتهای ظریف است، و هیچوقت یک دکتر به هیچ یک از پاسخها عمیقتر نرفت. در بهترین حالت، یک پرستار به برگه نگاه میکند و آن را در کلیپبورد خود میبرد.» برای او، این ابزار مانند یک تله به جای ابزاری برای ارائه کمک بود.
مادر دیگری فشار برای پنهان کردن اضطراب و افسردگی خود را چنین توصیف کرد: «آنقدر مضطرب بودم که میترسیدم اگر صادق باشم، فکر میکردند من مادر خوبی نیستم، بنابراین من فقط تمام 4ها را با یک یا دو 3 بررسی کردم. جعلی به نظر نمی رسید.»
چه چیزی باید در غربالگری سلامت روان پری ناتال تغییر کند؟
زمان آن فرا رسیده است که درباره نحوه غربالگری و حمایت از مراقبان حین زایمان تجدید نظر کنیم. هر تعاملی باید فرصتی برای گوش دادن و ارائه منابع واقعی باشد، نه لحظه ای که باعث تشدید شرم یا ترس شود. مراقبان باید از افشای مبارزات بهداشت روانی احساس امنیت کنند و مطمئن باشند که صداقت منجر به شفقت خواهد شد نه محکومیت.
پرداختن به این موانع با اذعان به نقایص موجود در سیستمهای فعلی ما آغاز میشود که فرهنگ ترس را به جای افشای صادقانه تداوم میبخشد، که ممکن است فقط رفتار کمکجوئی را مهار کند. تنها در این صورت است که میتوانیم امیدوار باشیم که فرهنگی ایجاد کنیم که در آن مراقبان حین زایمان واقعاً حمایت شوند، بدون ترس از از دست دادن همان ارتباطی که مهمترین آن است: پیوند با فرزندشان.
[ad_2]