احساس هویت ناایمن و ناپایدار برای اختلال شخصیت مرزی (BPD) اساسی است. حتی در حالی که محققان در این زمینه اصرار دارند که پزشکان از طبقهبندی افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی کنارهگیری کنند و اختلالات آنها را بهعنوان یک پیوستار ببینند، این واقعیت غیرقابل انکار است. با این حال، سؤال این است که چگونه میتوان این ویژگیهای هویت را به شیوهای نظاممند دریافت کرد.
اگر دوست یا خویشاوندی با BPD دارید، می توانید با وجود این اختلالات هویتی ارتباط برقرار کنید. ممکن است شخص دائماً از شما اطمینان خاطر بخواهد، با افراد مختلف رفتارهای کاملاً متفاوتی داشته باشد و از داشتن احساس پوچی مزمن شکایت کند. به همان اندازه که احساس همدردی با فرد ایجاد میکند، دانستن اینکه چگونه رفتار کنید میتواند خستهکننده و گیجکننده باشد. تصور اینکه “درون” برای این شخص چگونه است ممکن است سخت باشد، اما همچنین می تواند آموزنده باشد زیرا دریابید که چگونه همدلانه تر باشید.
بررسی ابعاد هویت در BPD
طبق یک مطالعه جدید توسط Annabel Bogaerts و همکاران از دانشگاه آمستردام (2024)، اختلال هویت نه تنها برای BPD بلکه به طور بالقوه برای سایر اختلالات شخصیت نیز اساسی است. علاوه بر این، بهترین راه برای مفهومسازی این اختلال این است که آن را در دوران گذار از نوجوانی به بزرگسالی ببینیم، زمانی که جستجو برای تعریف خود کم و بیش جهانی است.
این دیدگاه رشدی به ویژه برای اینکه افراد مبتلا به BPD در مواجهه با سوالاتی مانند “من کیستم” دچار تزلزل شده اند مفید است. و “من از زندگی چه می خواهم؟” این افراد همچنین، همانطور که توسط نویسندگان آمستردام در ایالات متحده ذکر شده است، با درک خود در رابطه با افراد دیگر مبارزه می کنند، به ویژه با توجه به اینکه ممکن است به شیوه ای گیج کننده و متناقض تربیت شده باشند.
برای رسیدن به ریشه اختلال هویت، که بوگارتس و همکارانش. با توجه به ویژگی اساسی BPD، دو رویکرد وجود دارد. یکی اجرای پرسشنامه های خود گزارش دهی با بهره گیری از احساس هویت فرد است. مورد دیگر این است که از مردم بخواهیم روایتی یا روایتی از زندگی خود تا به امروز ارائه دهند. این رویکرد روایی به محققان اجازه میدهد مضامینی را در کلمات و عباراتی که مردم استفاده میکنند تشخیص دهند که میتواند مضامین هویتی را آشکار کند. بهجای اینکه بیپرده بپرسید: «چقدر احساس پوچی میکنی؟» برای مثال، یک رویکرد روایی به دنبال مضامینی است که این ویژگی کلیدی تجربه درونی افراد مبتلا به BPD را بیان می کند.
رویکردهای روایی به هویت، ساختن یک «داستان زندگی» را میتوان با درخواست از مردم برای توصیف نقاط عطف اصلی زندگیشان دریافت کرد (Whitbourne, 1986). شما می توانید این کار را خودتان انجام دهید و برای چند دقیقه فکر کنید که کدام رویداد در گذشته شما را به فردی که اکنون هستید تبدیل کرده است. انعکاس این وقایع گذشته در زمینه زندگی شما در حال حاضر می تواند تمرین آموزنده ای باشد که باید هر از گاهی انجام دهید.
روایت در مقابل گزارش خود در BPD
تضاد بین دو رویکرد برای اندازهگیری هویت، محور Bogaerts و همکاران را تشکیل میدهد. مطالعه کنید نویسندگان نه تنها اقداماتی را در مورد BPD انجام دادند، بلکه تحقیقات خود را به اختلال شخصیت ضد اجتماعی نیز گسترش دادند. این امر به آنها امکان داد تا تشخیص دهند که آیا اختلالات هویتی در افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرتبط دیگر نیز وجود دارد یا خیر.
331 جوان هلندی شرکتکننده در این مطالعه (با میانگین سنی 23 سال؛ 72 درصد زن) یک تکلیف هویت روایی شبیه به درخواست بالا را که خودتان امتحان کردید، انجام دادند. اولین پرسشنامه هویت، خودپنداره و سنجش هویت با مقیاسهایی بود که هویت تلفیقی را اندازهگیری میکرد (“من همیشه حس خوبی از آنچه برایم مهم است”)، هویت آشفته (“من آنقدر با افراد مختلف متفاوت هستم که نیستم”. مطمئن باشید که «من واقعی» کدام است») و بی هویتی («از درون احساس خالی بودن می کنم، مثل یک شخص بدون روح»). پرسشنامه هویت دیگر مقیاس اختلال خود و بین فردی با آیتمهای «خود» بود، مانند «من نمیدانم در زندگیام کجا میخواهم بروم» و «بین فردی» شامل «روابط و دوستیهای من هرگز طولانی نمیماند». شرکتکنندگان همچنین پرسشنامههای استانداردی را تکمیل کردند که ویژگیهای مرزی و ضد اجتماعی را اندازهگیری میکرد.
این روایت ها بینش های جالبی را در مورد روند رشد شکل گیری هویت در این شرکت کنندگان جوان ارائه می دهد. نویسندگان با استفاده از یک سیستم امتیازدهی بر اساس یک کتابچه راهنمای ساخته شده قبلی (مک آدامز، 2008)، مضامین انگیزشی “عامل” (به عنوان مثال، انگیزه و احساس کنترل) و “ارتباط” (احساس عشق، دوستی، و تعلق) را رتبه بندی کردند. نمرات بر اساس این کدگذاری، همانطور که نویسندگان پیش بینی کردند، با معیارهای هویت پرسشنامه همبستگی داشتند.
مطالب ضروری اختلال شخصیت مرزی
میتوانید از این گزیدهای از یک زن جوان که ویژگیهای مرزی زیادی همراه با رتبهبندیهای داستانی کممخاطب و اشتراکی از خود نشان میدهد، درک کنید که چگونه شرکتکنندگانی که با هویت خود دست و پنجه نرم میکنند، تجربیات درونی خود را توصیف میکنند:
لحظه ای که زندگی من را تغییر داد زمانی بود که خواهرم جانش را گرفت. از دست دادن ناگهانی او همه ما را در شوک و ناباوری فرو برد. احساس می کردم بخشی از وجودم در کنار خواهرم مرده است. خانواده ما متلاشی شد. پس از آن، با اختلال خوردن، افسردگی و خودآزاری دست و پنجه نرم کردم. این بارها همچنان بر من سنگینی می کند. در طول سالها، احساسات و افکار من عمدتاً سیاه بوده است.
در مجموع، نمرات هویت روایی، در مقایسه با معیارهای پرسشنامه هویت، قابلیت پیش بینی آماری بیشتری را ارائه می دهد. همانطور که نویسندگان نتیجه گرفتند، “این یافته ها نشان می دهد که اختلال در درک خود و دیگران که مشخصه افراد دارای آسیب شناسی شخصیت است، ممکن است از داستان هایی که آنها به اشتراک می گذارند نیز مشهود باشد.”
آنچه این نگاه درونی نشان می دهد
از آنجایی که مطالعه آمستردام در ایالات متحده بر روی بزرگسالان جوانی انجام شد که با تکلیف رشدی فوری یعنی رسیدن به یک احساس امن از هویت سر و کار داشتند، یافتهها نگاهی بیدرنگ به فرآیند شکلگیری اختلال شخصیت ارائه میدهند. زن جوانی که نقل قولش را خواندید آشفتگی ناشی از گذر از مجموعهای غیرقابل توجه از تصمیمات مرتبط با هویت را به این حس منتقل میکند که همه چیز «تاریک تاریک» است. سخت است که بدانیم او چگونه در سنین بزرگسالی خود حرکت خواهد کرد، اما این نقل قول و سایر نمرات پرسشنامه او نشان می دهد که این مسیر بسیار دشواری خواهد بود. مکاشفه او همچنین نشان می دهد که یادگیری گوش دادن به افراد مبتلا به BPD ممکن است دردناک و ناراحت کننده باشد، به خصوص اگر رفتار آنها شما را از راه های دیگری مانند عدم پایبندی به مرزها منحرف کند. با این حال، باز کردن ذهن خود برای داستان های آنها می تواند به شما کمک کند تا بهتر به عنوان منبع حمایت آنها عمل کنید.
برای جمع بندی، تشخیص BPD باید یک فرآیند مبتنی بر ارزیابی افراد بر اساس معیارهای استاندارد باشد تا روایت های رتبه بندی. با این حال، کندن لایههای زندگی آنها با گفتن داستانهایشان به شما کمک میکند بفهمید که چگونه به این نقطه رسیدهاند و چگونه میتوانند به سوی تحقق بیشتر حرکت کنند.