آیا تا به حال میزبان یک مهمانی شام بوده اید که در آن همه این کارها را انجام داده اید؟ منظورم همه چیز است. شما منو را برنامه ریزی کرده اید ، هر ظرف را پخته می کنید ، میهمانان را سلام می کنید ، نوشیدنی های پر شده ، بشقاب های پاک شده را انجام می دهید و ظروف را در حالی که همه دیگران در اطراف میز می خندیدند ، انجام می داد. شما از نظر فنی آنجا بودید ، اما به سختی غذا را چشیدید. شما مطمئناً از عصر لذت نبردید.
حالا ، یک شب دیگر تصویر کنید. همان گروه ، اما این بار درخواست کمک کردید. یک مهمان شراب آورد. یکی دیگر از اشتها آور است. شخصی حتی اصرار داشت که ظروف را انجام دهد. شما را واگذار کردید ، و ناگهان ، شما آزاد بودید که عینک را بچسبانید و داستان بگویید. آن شب ، شما فقط به مهمانی خدمت نکردید. شما بخشی از آن بودید
رهبری به همان روش کار می کند.
اغلب اوقات ، نمایندگان به عنوان یک ابزار مدیریت زمان یا یک تاکتیک برای روشن کردن حجم کار شما قاب بندی می شوند. اما این خیلی بیشتر از این است. نمایندگی یک ارز اعتماد است. این ضربان قلب تیم های انعطاف پذیر ، توانمند و نوآورانه است. و اگر می خواهید فرهنگ تیمی بهتر – جایی که مردم رشد می کنند ، شکوفا می شوند و مالکیت می گیرند – باید کمی رها شوید.
نمایندگی دامنه نمی زند – توسعه آن است
این کمک می کند تا نمایندگی را از “بارگیری” به “توسعه” تغییر دهید. وقتی یک کار را به صورت استراتژیک انجام می دهید ، از مسئولیت فرار نمی کنید. شما شخص دیگری را به آن دعوت می کنید. شما می گویید ، “من معتقدم که شما قادر هستید.” و این پیام بیش از آنچه اغلب متوجه می شویم اهمیت دارد.
علوم اعصاب به ما نشان می دهد که وقتی به افراد مالکیت و مسئولیت داده می شود ، آنها را فعال می کند قشر جلوی مغز—ناحیه مغز مرتبط با حل مسئله ، خلاقیت و رفتار هدفمند. همچنین سطح دوپامین را افزایش می دهد و احساس پیشرفت و پاداش ایجاد می کند. درست است: اعتماد به کسی که با کار معنی دار به معنای واقعی کلمه مغز آنها را روشن می کند.
آن را با اثرات ریزگرد مقایسه کنید. هنگامی که مردم احساس تماشای یا حدس دوم می کنند ، آمیگدال ، آشکارساز تهدید مغز را تحریک می کند. این امر آنها را به حالت مبارزه یا پرواز تغییر می دهد و دسترسی به تفکر مرتبه بالاتر و عملکرد را محدود می کند. آنها محتاط می شوند ، نه خلاق. و با گذشت زمان ، آنها متوقف می شوند.
رها کردن باعث کاهش اضافه بار شناختی می شود
در اینجا پارادوکس وجود دارد: هرچه هر تصمیم و جزئیات بیشتری را بدست آورید ، احتمال دارد که تیم خود را بسوزانید و تنگن کنید.
علوم اعصاب این را صدا می کند بار شناختی، میزان تلاش ذهنی در حافظه کاری استفاده می شود. وقتی سعی می کنیم همه چیز را نگه داریم ، سیستم را اضافه می کنیم. حتی تصمیمات ساده خسته کننده می شوند. شما بیشتر مستعد اشتباهات ، استرس و کوتاه بودن هستید. اما وقتی خوب تفویض می کنید ، بار را توزیع می کنید. و این فضایی را برای آنچه واقعاً به رهبری شما نیاز دارد ایجاد می کند: چشم انداز ، ارتباط و وضوح.
فکر کنید که از سرآشپز ، سرور و ماشین ظرفشویی به میزبان بودن حرکت کنید.
میکروماتژیک اغلب اضطراب را ماسک می کند
اگر به سختی می توانید رها شوید ، تنها نیستید. بسیاری از مجریان عالی به دلیل اینکه به تیم خود اعتماد ندارند ، به منظور تفویض ، تلاش می کنند ، بلکه به این دلیل هستند که می ترسند اگر کنترل نکنند چه اتفاقی می افتد.
این اضطراب اغلب ریشه دارد انعطاف پذیری روانی، دلبستگی به انجام کارها به روشی خاص ، که اغلب با هویت گره خورده است. “اگر من این کار را نکنم ، درست انجام نمی شود.” یا ، “آنها فکر می کنند من وزن خود را نمی کشم.”
اما چسبیدن به کنترل یکسان نیست. حرکت قدرت واقعی اجازه می دهد تا به گونه ای پیش برود که دیگران را در حالی که خود را آزاد می کند ، بالا می برد.
اعتماد مسری (و عصبی شیمیایی) است
هنگامی که ما با تفکر تفکیک می کنیم و به جای بررسی ، با پشتیبانی از آن پیروی می کنیم ، ایمنی روانی را تقویت می کنیم. و این ایمنی فقط مفهومی نیست. این شیمیایی است.
رفتارهای اعتماد سازی باعث می شود اکسی توسینهورمون مرتبط با پیوند و همکاری. هرچه اکسی توسین بیشتر در یک تیم آزاد شود ، افراد بیشتر احساس ارتباط ، ایمن و انگیزه برای مشارکت می کنند. عمل گفتن ، “من به شما با این اعتماد به شما اعتماد دارم” ، یک موج شیمیایی شیمیایی ایجاد می کند که می تواند کل تیم پویا را بالا ببرد.
و اعتماد متقابل است. وقتی مردم احساس اعتماد می کنند ، تمایل به اعتماد به نفس دارند. این اعتماد به نفس متقابل باعث ایجاد یک حرکت چرخ فرهنگی می شود: نمایندگی بیشتر ، تعامل بیشتر ، نوآوری بیشتر.
کوچک شروع کنید ، واقعی را شروع کنید
رها کردن به معنای ناپدید شدن نیست. این به معنای نمایش متفاوت است. بنابراین اگر ایده عقب نشینی احساس خطرناک است ، با یک کار شروع کنید. از خود بپرسید: “چه کاری من انجام می دهم که باعث تخلیه من می شود اما می تواند برای شخص دیگری غنی شود؟”
شاید این تهیه پیش نویس مشتری ، مدیریت ردیاب پروژه یا رهبری یک جلسه هفتگی باشد. آن را خاموش کنید ، اما از بین نروید. وضوح ، زمینه و مربیگری را ارائه دهید. ورود به سیستم ، نه کنترل ، بلکه برای پشتیبانی.
ممکن است تعجب کنید که تیم شما در هنگام فرصتی به سرعت قدم می گذارد. اغلب ، تنها چیزی که آنها را عقب می اندازد ، تردید شماست.
از درماندگی آموخته تا استقلال آموخته
وقتی رهبران تمام کارتها را نگه می دارند ، حتی ناخواسته ، این فرهنگ را ایجاد می کند درماندگیبشر مردم تصور می کنند که ایده های آنها تحت تعقیب نیست و یا به کمک های آنها اعتماد نخواهد کرد. با گذشت زمان ، آنها از تلاش خودداری می کنند.
اما برعکس نیز صادق است. وقتی با نیت نمایندگی می کنید ، شرایطی را ایجاد می کنید استقلال آموخته مردم می فهمند که می توانند به طور معناداری کمک کنند. آنها می توانند رهبری کنند. و اثر موج دار آن اعتقاد تحول پذیر است.
این نوع رهبری است که فرهنگ ها را تغییر می دهد.
مهمانی شام رهبری
بازگشت به مهمانی شام. رهبری در مورد پخت و پز هر ظرف نیست و امیدوارم که میهمانان شما سپاسگزار باشند. این در مورد ایجاد یک میز است که در آن همه چیزی را به ارمغان می آورند ، احساس ارزشمندی می کنند و تغذیه می شوند.
نمایندگی ربودن نیست. این همکاری است.
و بهترین قسمت؟ شما باید طعم غذا را بچشید ، به داستانها بخندید ، و حتی ممکن است یک کمک دوم نیز داشته باشید.
در نظر بگیرید: چه کاری می توانید در این هفته به شما واگذار کنید که به شخص دیگری اجازه می دهد رشد کند و به شما امکان می دهد کمی عمیق تر نفس بکشید؟
از آنجا شروع کنید کمی برو تماشا کنید چه اتفاقی می افتد.