13:34 - 2024/09/03

نقش ذهنیت در شفا

[ad_1] من یک برنامه رادیویی دارم که در رادیو UKHealth پخش می شود به نام معجزه درون شما. این نمایش از ارتباط با افراد زیادی الهام گرفته شده بود، که بیشتر آنها برای بیماری خود (از جمله سرطان) پیش آگهی مرگبار داده بودند و همه نه تنها جان سال...

نقش ذهنیت در شفا

[ad_1]

من یک برنامه رادیویی دارم که در رادیو UKHealth پخش می شود به نام معجزه درون شما. این نمایش از ارتباط با افراد زیادی الهام گرفته شده بود، که بیشتر آنها برای بیماری خود (از جمله سرطان) پیش آگهی مرگبار داده بودند و همه نه تنها جان سالم به در بردند بلکه رشد کردند. آنها شرایط متفاوتی داشتند، اما همه آنها یک چیز مشترک داشتند: ذهنیت بسیار انعطاف پذیر.

در همان زمان، من با دکتر جان لیف و کتاب باورنکردنی اش روبرو شدم. زبان مخفی سلول ها، که پیچیدگی شگفت انگیز ارتباط مغز و بدن را شرح می دهد.

در حال حاضر، من با 34 نفر برای این برنامه مصاحبه کرده ام که یا دانش علمی مرتبط دارند، یا شاهکارهای شگفت انگیز شفا را تجربه کرده اند، یا هر دو.

تعادل بین واقعیت و امید

واضح است که باید تعادل درستی بین خوش بینی، امید، باور و واقع گرایی برقرار کرد. اما همانطور که دکتر دیوید کاتز، یکی از رهبران حوزه پزشکی سبک زندگی، در برنامه من با شیوایی بیان کرد، شما نمی توانید وعده های دروغین بدهید، اما می توانید تأیید کنید که تا زمانی که زندگی وجود دارد، امید نیز وجود دارد.

یکی از اولین مهمانان برنامه من باربارا مورلو-اودانل بود. در سال 2009، باربارا به ویروس H1N1 مبتلا شد و در وضعیت وحشتناکی قرار گرفت. او علاوه بر مشکلات شدید کلیوی، قلب نارسایی داشت و نیاز مبرمی به پیوند قلب داشت. او در بیمارستان بستری شد و در کما قرار گرفت و در حالی که پزشکان او را زنده نگه می داشتند، خانواده اش در حال گرفتن قرار تشییع جنازه بودند.

یک شفای غیر قابل توضیح

هنگامی که پس از دو هفته از کما بیدار شد، چندین “رویا” را که تجربه کرده بود به یاد آورد. باربارا فکر می‌کرد که آنها با اتفاقی که واقعاً برای او می‌افتد مرتبط هستند. برای مثال، در حالی که روی او کاردیوورژن انجام می‌دادند، او خواب دید که در جاده‌ای در حال رانندگی است که ناامیدانه به دنبال برق می‌گردد.

با این حال، زمانی که من در مورد این رویاها شنیدم، به نظر می رسید که چیزی بیش از انعکاس تجربه فعلی او وجود دارد. به نظر می رسید که آنها بازتابی از زندگی او بودند و دارای برخی مضامین معنوی بودند که گویی او در حال حل برخی از مسائل جدی است. در یکی از این رویاها، یک فرشته به او گفت که با چشمان دیگری خواهد دید و قلبش شفا خواهد یافت.

بلافاصله پس از آن، او از کما بیدار شد. متخصص قلب او دستور تصویربرداری بیشتر از قلب را داد. وقتی تمام شد به دیدنش آمد.

او گفت: “من نمی توانم آن را توضیح دهم.” “در چهل سال به عنوان یک متخصص قلب، من هرگز چنین چیزی ندیده ام.” مکث کرد. «قلب تو مثل یک جوان بیست ساله است! شفا می یابد. این قلبی است که در واقع آن را پیوند می زنیم. توضیحی ندارم.»

باربارا از چشمان دیگری دید. او یک سکته کوچک داشت که بینایی او را تحت تأثیر قرار داد، اما کلیه های او نیز به زودی بهبود یافتند. من مفتخر بودم که به او در نوشتن داستانش کمک کنم، در اتاق انتظار خدا.

چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد؟ آیا ممکن است هر اتفاقی که در کما او افتاد انرژی و ارتباطات سلولی او را تغییر داد تا به بهبودی او کمک کند؟

تاب آوری: تمرکز شفا

نقش یک ذهنیت تاب آور توسط یکی دیگر از مهمانانم نیز مورد تاکید قرار گرفت. جف فرانکارت فیزیوتراپیست نیروهای مسلح ایالات متحده مستقر در لندستول در طول جنگ های عراق و افغانستان بود. این بخش سربازان زیادی را از خط مقدم با آسیب‌های عصبی عضلانی شدید جذب می‌کرد و نگران بود که درمان متعارف تنها منجر به ترخیص شرافتمندانه، بازگشت به افسردگی، انزوا، و مواد افیونی و پایین رفتن از سوراخ خرگوش به خودکشی شود.

سرگرد فرانکارت وظیفه ابداع راه های جدیدی برای درمان آسیب های عصبی عضلانی را بر عهده داشت. او مجموعه‌ای از تمرین‌ها را طراحی کرد که نیازی به تجهیزات نداشت و مهم‌تر از همه، ذهنیت انعطاف‌پذیری را توسعه داد. هیچ شکایتی مجاز نبود. فرض منطقی فرانکارت این بود که رویکرد محافظه کارانه بدون حرکت و تاکید بر تسکین درد پزشکی در واقع اوضاع را بدتر می کند. فرانکارت از بیمارانش خواست تا متوجه شوند که درد وجود دارد اما روی آن تمرکز نکنند.

داستان های بهبودی با استفاده از روش های فرانکارت واقعاً قابل توجه است. سربازانی که ستون فقراتشان به شدت آسیب دیده است دوباره می دوند و در برخی موارد از هواپیما بیرون می پرند و وارد نبرد می شوند! افرادی که سال ها روی ویلچر بودند، توانستند دوباره راه رفتن را شروع کنند. برنامه جف توسط بسیاری از سازمان ها از جمله باله بوستون پذیرفته شده است.

ضرری نداره؟

در حالی که این داستان ها و بسیاری دیگر مانند آنها ممکن است معمول نباشند، آنها در مورد یک رویکرد معمول پزشکی به ما چه می گویند؟ آیا تعهد به عدم ضرر، حرفه پزشکی را از انجام کارهای خوب باز می دارد؟ آیا به دکتری نیاز دارید که کاملاً بر اساس کتاب کار کند و به دنبال راه‌حل‌های بیرونی باشد، یا به پزشکی نیاز دارید که در صورت لزوم کمی خوش‌بین‌تر باشد و ذهنیت انعطاف‌پذیر و امیدوارکننده را تشویق کند؟

اگر دکتر به کسی بگوید که قرار است در سه ماه آینده بمیرد و شخص آن را باور کند، احتمال اینکه دقیقاً همین اتفاق بیفتد بسیار زیاد است. مطالعات در درماندگی را آموخت بیش از دو دهه پیش توسط مارتین سلیگمن و دیگران نشان می دهد که اگر راهبردهای بقا به حیوانات نشان داده نشود و به آنها امید داده نشود، چه اتفاقی می افتد. می میرند.

من همچنین داستان‌هایی از افرادی می‌شناسم که پیش‌بینی‌های کشنده داشتند، بسیار انعطاف‌پذیر شدند و بیشتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد زنده ماندند، اغلب چند سال بیشتر با طرز فکری متفاوت لذت بردند تا سرانجام تسلیم شرایط خود شدند.

روی آنچه که ممکن است تمرکز کنید

در بسیاری از موقعیت‌ها، اگر نگوییم بیشتر، یک طرز فکر انعطاف‌پذیر حداقل شانس این را افزایش می‌دهد که فرد در فعالیت‌های سالم‌تری شرکت کند و در طولانی‌کردن عمر فعال باشد. این فقط در مورد شرایط تهدید کننده زندگی صدق نمی کند.

بیست سال پیش مشکلات وحشتناکی با کمرم داشتم. به سختی می توانستم بنشینم یا بایستم. وقتی هیچ مشتری در دفتر من نبود، در واقع روی زمین دراز می کشیدم. چندین ماه داروهای متعددی از جمله مسکن مصرف می کردم.

به عنوان یک دونده معمولی، ناتوانی من در حرکت به طور جدی من را ناامید می کرد. یک روز تصمیم گرفتم بلند شوم و قدم بزنم. دردناک بود اما اوضاع را بدتر نکرد روز بعد دوباره راه افتادم، این بار کمی بیشتر. در عرض 30 روز، درد به طور کامل برطرف شد و مشکل برطرف شد.

نه تنها یک ذهنیت امیدوارانه و انعطاف پذیر شما را تشویق می کند که در فعالیت های مفید شرکت کنید، بلکه معتقدم تغییرات در سطح بین سلولی باعث ایجاد ارتباط مثبت می شود که در واقع می تواند به بهبود بدن کمک کند. جان لیف نشان داده است که اکنون چنین ارتباطاتی پیچیده‌تر از آنچه تصور می‌کنیم است و نه فقط ارتباط سیناپسی، بلکه ارتباط بی‌سیم و در سطح کوانتومی را شامل می‌شود.

اگر با امید و باور به این سیستم انرژی بدهیم چه اتفاقی می افتد؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان