17:02 - 2024/10/15

نقش بخشش در عاشقانه

[ad_1] “یاد من و عشقی که قبلا بود را فراموش نکن” –بی گیز “بخشیدن یعنی آزاد کردن یک زندانی و کشف اینکه آن زندانی شما بودید” -لوئیس اسمدز آیا ما حق داریم که معشوق سابقمان از ما به نیکی یاد کند؟ و اگر در گذشته م...

نقش بخشش در عاشقانه

[ad_1]

یاد من و عشقی که قبلا بود را فراموش نکن” –بی گیز

بخشیدن یعنی آزاد کردن یک زندانی و کشف اینکه آن زندانی شما بودید” -لوئیس اسمدز

آیا ما حق داریم که معشوق سابقمان از ما به نیکی یاد کند؟ و اگر در گذشته مرتکب اشتباهاتی شده ایم، آیا ما حق داریم از شریک زندگی خود بخواهیم که ببخشد و فراموش کند؟

حق به یاد ماندن

برخی افراد وارد زندگی ما می شوند و ردپایی بر قلب ما می گذارند و ما هرگز مثل قبل نیستیم” -فلاویا ویدن

شاید دیگر همدیگر را نبینیم اما تو ای عشق زندگی من همیشه در قلب من خواهی ماند” – یک زن متاهل با معشوق سابقش

دوست دارم عاشقان قبلی ام را به یاد بیاورم، زیرا به آن افراد علاقه دارم و از چیزهایی که به من یاد دادند قدردانی می کنم.. با این حال، من تمایلی به یادآوری خاطرات گذشته به روشی نوستالژیک مانند بسیاری از مردم ندارم” – یک زن چند عشقی

در جامعه هدف گرا ما، گذشته اهمیت چندانی ندارد: نگاه ما معطوف به آینده است، جایی که برنامه های ما به آنجا می روند. اگرچه گذشته غیرقابل تغییر و جبران ناپذیر است، اما تأثیر آن بر ما بسیار زیاد است. یادآوری گذشته اغلب خود به خود اتفاق می افتد، اما گاهی اوقات، ما باید تلاش عمدی را برای به یاد آوردن افراد و تجربیات گذشته انجام دهیم. درخواست از اینکه عاشقان سابق ما فراموش نکنند ما را پس از جدایی به یاد آورند، منطقی است، زیرا سعی می کند از پاک شدن گذشته معنادار جلوگیری کند، حتی اگر آن خاطره هیچ پیامد عملی نداشته باشد. عاشقان می خواهند تجربیات عاشقانه دلپذیر قبلی را در کنار تجربیات فعلی خود گرامی بدارند. راحت فراموش شدن توهین آمیز است.

ما باید بین حافظه معنایی، که بر شناخت جهان تمرکز دارد، و حافظه اپیزودیک، که یک صحنه را بازبینی می کند و آن را دوباره تجربه می کند، تمایز قائل شویم (راسل، 2014). حافظه معنایی در روابط عاشقانه به سختی مشکل ساز است زیرا فاقد جنبه عاطفی است. همانطور که یک زن گفت: “من هرگز همسر سابقم را فراموش نمی کنم. آنها بالاخره یک بودند بزرگ بخشی از زندگی من در گذشته اما این بدان معنا نیست که من هنوز نسبت به آنها احساسی دارم.” حافظه اپیزودیک، که معمولاً شامل تجربیات عاطفی می شود، وقتی به طرف شریک عاشقانه فعلی ما هدایت شود ارزشمند است. تجربه مجدد تجربیات عاشقانه مشترک قبلی، مانند اولین قرار ملاقات ما، خاطرات و احساسات مثبت را دوباره بیدار می کند، در نتیجه فضایی دلپذیر ایجاد می کند و کیفیت رابطه را افزایش می دهد. با این حال، تجربه مکرر تجربیات قبلی که با همسران سابق خود داشتیم ممکن است به رابطه عاشقانه فعلی آسیب برساند، زیرا ما تمایل داریم گذشته را ایده آل کنیم. با این وجود، اگرچه نشخوار فکری درباره رویدادهای معنادار گذشته مانع است، اما نادیده گرفتن گذشته می تواند به همان اندازه مشکل ساز باشد (Ben-Ze'ev, 2019، اینجا).

ماری توئین پیشنهاد می‌کند که در حالی که در تک‌همسری، مردم معمولاً نمی‌خواهند در مورد معشوق‌های سابق شریک زندگی‌شان و جذابیتش نسبت به افراد دیگر بشنوند، در چنداموری، صحبت در مورد معشوق‌های سابق و جذابیت‌های همزمان عادی تلقی می‌شود (Thouin, 2024). با این حال، اجازه دادن به گذشته و حال گسترده‌تر در زندگی ما، که طبیعی به نظر می‌رسد، بهایی دارد. روابط چند عشقی کوتاه هستند: متوسط ​​طول روابط اولیه حدود هشت سال و طول کل روابط با سایر شرکا حدود پنج سال است (اینجا).

حق فراموش شدن

ظلم شدن چیزی نیست، مگر اینکه همچنان آن را به خاطر بسپارید” – کنفوسیوس

شادی سلامتی خوب و حافظه بد است” -اینگرید برگمن

حق فراموشی در جامعه معاصر، جایی که مردم مایلند اطلاعات شخصی آنها از اینترنت و سایر حوزه های عمومی حذف شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این میل از تمایل به ارزیابی شدن در پرتو اعمال کنونی ما ناشی می شود که شخصیت فعلی ما را بهتر از گذشته دور نشان می دهد. این نگرانی اساس قانون محدودیت قانونی را تشکیل می دهد که حداکثر زمان پس از یک رویداد را برای شروع رسیدگی قانونی تعیین می کند. قانون مشابهی در قلمرو عاشقانه، حق فراموشی اعمال ناشایست عاشقانه، مانند خیانت است.

حق فراموش شدن، که شامل لغو دسترسی عمومی به اطلاعات گذشته است، با حق حفظ حریم خصوصی که به اطلاعات ناشناخته فعلی اشاره دارد، متفاوت است. حق حریم خصوصی عاشقانه، حق ما برای محرمانه نگه داشتن زندگی عاشقانه، طبیعی است. اگرچه ما حیوانات اجتماعی هستیم، اما هر یک از ما سزاوار فضای خصوصی منحصر به فردی هستیم. حق عاشقانه فراموش شدن، آرزوی پاک کردن اطلاعات منفی گذشته، پیچیده تر است، زیرا گذشته هنوز به حال و آینده ما مربوط است. با این حال، معمولاً این گذشته و نه گذشته دور است که ماهیت فعلی ما را بهتر نشان می دهد. مقابله با این پیچیدگی باید میزان و میزان توجه به گذشته دور را در نظر بگیرد و در عین حال پذیرفت که مردم می توانند عمیقاً تغییر کنند.

حق بخشش: آرامش و ذهن آگاهی

اشتباه کردن انسان است. بخشیدن، الهی” – الکساندر پوپ

آرزوی من این است که فردی بخشنده و بدون قضاوت باشم” -جین ترنر

بخشش مستلزم تغییر از احساسات منفی به احساسات مثبت (یا حداقل، احساسات خنثی) پس از تخلفی است که توسط دیگری انجام شده است و ارزش آن مورد مناقشه قرار گرفته است. در حالی که در بسیاری از ادیان، بخشش یک فضیلت تلقی می شود، انتقاداتی نیز به آن وارد شده است. به عنوان مثال، فردریش نیچه بخشش را یک ضعف و رذیله می داند. با این حال، مطالعات تجربی مزایای قابل توجهی را یافته اند که بخشش برای سلامت جسمی و روانی فرد متخلف و بخشنده فراهم می کند. بخشش عاطفی به طور قابل توجهی مهمتر از بخشش شناختی است و با کاهش تجارب عاطفی منفی و افزایش تجربیات مثبت با تأثیر قوی بر فراموشی بیان می شود. در حالی که بخشش یک فرآیند پر تلاش باقی می ماند، فراموشی ممکن است در نتیجه بخشش عاطفی آسان تر شود (لیختنفلد و همکاران، 2015؛ نورین و همکاران، 2014؛ اینجا و اینجا).

بخشش عمیق را می توان به عنوان یک ویژگی مثبت شخصیت در نظر گرفت (Tirrell, 2022) که با نگرش مناسب و جامعی همراه است، مانند آرامش، که مستلزم پذیرش وقایع است، مانند اعمال دیگران که خارج از کنترل ما هستند (اینجا) و ذهن آگاهی، که مستلزم نظارت بر تجارب خود با موضعی پذیرنده و باز نسبت به اعمال دیگران است. تحقیقات در واقع نشان می‌دهد که بخشش هم با ذهن‌آگاهی و هم با رضایت از رابطه شریک‌ها مرتبط است (Karremans، و همکاران، 2020؛ کایا و اوداچی، 2024؛ رابرتز، و همکاران، 2021).

بخشش ضروری خوانده می شود

در نتیجه، حق عاشقانه به خاطر سپردن و فراموش شدن یک حق مطلق نیست، بلکه مشروط به مصون ماندن از عوارض جانبی منفی رابطه عاشقانه فعلی و رفاه ماست. چنین حقوقی در صورتی می توانند ارزشمند باشند که شامل بخشش عاطفی عمیق باشند که اغلب با آرامش و توجه همراه است. ما نمی‌توانیم گذشته را تغییر دهیم، اما می‌توانیم ارزیابی خود را از آن تغییر دهیم، در حالی که بدانیم هیچ‌کس کامل نیست و مردم می‌توانند تغییر کنند. بر این اساس، می‌توانیم و اغلب باید دیگران و خودمان را به‌خاطر اعمال ناشایست قبلی‌مان ببخشیم، در حالی که احساسات مثبت را گرامی می‌داریم. همانطور که برنارد ملتزر می گوید: “وقتی می بخشید، به هیچ وجه گذشته را تغییر نمی دهید – اما مطمئناً آینده را تغییر می دهید.”

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان