افسردگی سالانه بیش از 21 میلیون آمریکایی را تحت تأثیر قرار می دهد و آن را به منبع اصلی ناتوانی در ایالات متحده تبدیل می کند. برای بسیاری، داشتن افسردگی یک تجربه تغییر دهنده زندگی است. افسردگی می تواند باعث شود ما احساس ناامیدی، انزوا و ناتوانی کنیم، حتی زمانی که همه چیز در مورد زندگی ما “روی کاغذ” خوب به نظر می رسد. خوشبختانه، آگاهی عمومی در مورد افسردگی در 20 سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است و صحبت در مورد افسردگی در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری پذیرفته شده است.
با وجود این پیشرفت، اکثر ویدیوهای TikTok و YouTube که در مورد افسردگی صحبت می کنند – که من می بینم – فاقد عمق هستند. در یک مطالعه در سال 2020، من و همکاران روانشناسیم بیش از 300 ویدیوی یوتیوب در مورد افسردگی را تماشا کردیم و از نتایج خود نگران بودیم. در حالی که ویدیوها با توجه به علائم بالینی افسردگی کار خوبی داشتند، فقط 15٪ از ویدیوها به نقاط قوت یا تجربیات مثبت ناشی از افسردگی اشاره کردند (دوندورف و همکاران، 2023).
به عبارت دیگر، ما احساس می کردیم که اغلب در مورد افسردگی به عنوان یک کاریکاتور صحبت می شود – به تصاویر کلاسیک افسردگی فکر کنید. این پیام های بیش از حد منفی ممکن است نشان دهنده تجربه افسردگی همه افراد نباشد. و صحبت در مورد نقاط قوت افسردگی حتی می تواند به کاهش انگ سلامت روان کمک کند.
نمونه ای از تصویر “هدکلاچر” که اغلب برای نشان دادن افسردگی استفاده می شود.
منبع: Pixabay / استفاده رایگان (CCO)
یک داستان شخصی: یافتن معنا در افسردگی
اما اول، من کی هستم که در مورد جنبه های مثبت افسردگی صحبت کنم؟ من به عنوان یک روانشناس بالینی با بیش از 20 سال تجربه زندگی در مورد افسردگی، از ماهیت فلج کننده آن آگاه هستم. پس از سال ها پنهان کردن افسردگی خود به دلیل ترس از تعصب و قضاوت، در نهایت به دنبال درمان در دانشگاه رفتم و داروهای ضد افسردگی را امتحان کردم. پزشک من به من گفت که افسردگی “بیماری ناشی از عدم تعادل شیمیایی” است. او گفت: “افسردگی چیزی است که در تمام زندگی خود از آن رنج خواهید برد.”
ارائه دهنده من حسن نیت داشت. تصور میکنم او میخواست تجربیات من را تأیید کند و هر گونه سرزنش خود را از بین ببرد. این تا حدودی جواب داد – مثل خیلیها، اعتقاد به اینکه افسردگی من یک بیماری است، سرزنش را از بین برد. اما در گذشته، این ایده ساده انگارانه که افسردگی یک بیماری است، احتمالاً بیشتر از اینکه به من کمک کند به من آسیب رساند.
اول، تحقیقات نشان می دهد که افسردگی در واقع یک وضعیت بیولوژیکی نیست (Moncrieef et al., 2023). افسردگی دلیل خاصی ندارد برای بسیاری، افسردگی با در نظر گرفتن ترکیبی از عوامل بیولوژیکی، روانی و اجتماعی به بهترین وجه قابل درک است. دوم، تحقیقات نشان میدهد که در حالی که پیامهای بیماری در مورد افسردگی میتواند سرزنش را کاهش دهد، پیامهای بیماری میتواند احساس ناامیدی بیمار را بدتر کند، باعث شود بیماران احساس «متفاوتتر» کنند و تمایل بیماران را برای امتحان درمانهای غیربیولوژیکی کاهش دهند (Haslam & Kvaale, 2015). . من تمام این نکات منفی را در داستانم تجربه کردم.
به جای تلاش برای یادگیری زندگی با خلق و خوی مزمن، ذهن نشخوارکننده و افکار ناامید، به این تجربیات به عنوان مشکلی نگاه کردم که باید برطرف شود. و بعلاوه، من معتقد بودم که این مشکلات فقط با یک درمان بیولوژیکی قابل حل است – اگرچه بسیاری از انواع مختلف درمان ها، مانند درمان، حمایت اجتماعی و تغییر سبک زندگی می توانند به افراد کمک کنند تا احساس بهتری داشته باشند. در کمال تاسف، هیچ استراتژی واحدی که امتحان کردم نتوانست افسردگی من را به طور کامل «رفع» کند.
به مرور زمان پیشرفت کردم ای کاش می توانستم به اشتراک بگذارم که یک “گلوله جادویی” وجود دارد. اما در داستان من وجود ندارد. در عوض، در زمانهای مختلف زندگیام، برخی از استراتژیها مانند رفتن به درمان، داشتن یک زندگی سازگار با ارزشها، ورزش منظم، همگام شدن با سیستمهای حمایتی من، ساخت موسیقی… در زمانهای دیگر، این استراتژیها کافی نیستند. و افسردگی من برمی گردد.
چیزی که در درازمدت به من کمک کرده این است که دیدگاه جدیدی نسبت به افسردگی خود داشته باشم – به جای اینکه افسردگی را به عنوان یک بیماری تصور کنم، آنچه را که از این تجربه به دست آورده ام فکر کرده ام. این دیدگاه مبتنی بر نقاط قوت به من کمک کرد تا به جای احساس ناامیدی خالص، سطحی از قدردانی را برای دوران تاریک خود ایجاد کنم. من اولین کسی نیستم که این رویکرد را اتخاذ می کنم (Nesse, 2019). اما همانطور که بحث شد، این دیدگاه مبتنی بر نقاط قوت اغلب توسط عموم به رسمیت شناخته نمی شود.
نقاط قوت افسردگی
اینجا فقط هستند برخی از نقاط قوتی که مردم در مورد افسردگی صحبت می کنند. اینها موضوعات مشترکی هستند که من از تحقیقاتم، کار بالینی و تجربیات زندگی ام آموخته ام. این فهرست جامع نیست و بنابراین نشان دهنده تجربه همه افراد نیست.
1. توانایی همدلی با دیگران. افسردگی می تواند بدترین احساسی را که در زندگی خود داشته اند در افراد ایجاد کند. نه تنها از نظر روحی و روانی، بلکه از نظر جسمی نیز. افسردگی می تواند آنقدر وحشتناک باشد که مردم به خود زندگی فکر کنند. متأسفانه تأثیر افسردگی با چشم غیر مسلح به راحتی قابل مشاهده نیست. نامرئی بودن این درد می تواند درک آن را برای دیگران دشوار کند. با این حال، با پشت سر گذاشتن این تجارب، برخی از افراد مبتلا به افسردگی، در هنگام رنج گرفتن دیدگاه دیگران را آسانتر میبینند. در نتیجه، افراد ممکن است نسبت به دیگرانی که در نبردهای نامرئی میجنگند، دلسوزی بیشتری داشته باشند.
2. از رنج معنا پیدا کن برای برخی افراد، یک دوره افسردگی ممکن است نقطه عطفی در زندگی آنها برای یافتن معنا و هدف باشد. به عنوان مثال، افسردگی من به من انگیزه داده تا راه هایی برای کمک به دیگران پیدا کنم. این دیدگاه در کتاب محبوب آموزش داده شده است، جستجوی انسان برای معنا، توسط دکتر ویکتور فرانکل. دکتر فرانکل روانپزشکی بود که از سال 1942 تا 1945 در اردوگاه های کار اجباری نازی ها زندانی بود. وی تاکید کرد: در حالی که رنج برای یافتن معنا لازم نیست، اما در تراژدی می توان معنایی یافت.
ما هرگز نباید فراموش کنیم که حتی زمانی که با یک موقعیت ناامیدکننده مواجه می شویم، در صورت مواجهه با سرنوشتی که نمی توان آن را تغییر داد، ممکن است معنای زندگی را نیز پیدا کنیم. زیرا آنچه مهم است شهادت دادن به پتانسیل منحصر به فرد انسانی در بهترین حالت آن است، یعنی تبدیل یک تراژدی شخصی به پیروزی، تبدیل وضعیت مخمصه خود به یک دستاورد انسانی.» (فرانکل، 1985، ص 112).
3. منابعی برای کمک به دیگران و ابزارهایی برای مبارزه با انگ. در حالی که آگاهی عمومی بیشتر در مورد افسردگی وجود دارد، همچنان موانع زیادی برای افراد وجود دارد تا اطلاعات و مراقبت های قابل اعتماد سلامت روان را پیدا کنند. افرادی که برای اولین بار با یک بیماری روانی تشخیص داده می شوند، اغلب از خود می پرسند: “چگونه یک درمانگر پیدا کنم؟” چگونه می توانم آن را پیدا کنم درست است درمانگر؟» “چه منابعی می تواند کمک کند؟” از آنجایی که افسردگی میتواند چند ماه تا سالها طول بکشد، بسیاری از بیماران دانش زیادی برای کنترل این بیماری، خود و همچنین سیستم مراقبتهای بهداشتی ایالات متحده خواهند داشت. افراد با تجربه زیسته نیز می توانند داستان های شخصی خود را در مورد چگونگی غلبه بر این موانع به اشتراک بگذارند. این داستانها میتوانند راهی قدرتمند برای عادیسازی چالشهای سلامت روان و کاهش انگ باشد.
4. درک بهتر خود و نیازها. افسردگی ممکن است به دلایل زیادی رخ دهد. اما گاهی اوقات دلیل آن مشخص نیست. طبیعی است که مردم تعجب کنند، “زندگی من خوب به نظر می رسد، پس چرا احساس افسردگی می کنم؟” از طریق افسردگی، افراد ممکن است این فرصت را به دست آورند تا در مورد ارزش ها، اولویت ها و اهداف زندگی خود فکر کنند و ببینند که آیا نیازهای خود را برآورده می کنند یا خیر. این یکی از دلایلی است که بسیاری از مردم درمان را مفید می دانند – آنها احساس بهتری از خود پیدا می کنند. بنابراین، در حالی که افسردگی مطمئناً دردناک است، می تواند در دراز مدت باعث رشد خود و پذیرش خود شود.
5. استفاده از افسردگی به عنوان سیگنال در رابطه با نکته قبل، افسردگی می تواند نشانه مهمی از چیزی باشد که در زندگی ما کارساز نیست. تعداد زیادی از تحقیقات ارزش عملکردی خلق و خو و احساسات را مورد مطالعه قرار داده اند (کاشدان و بیسواس-دینر، 2015؛ نسی، 2019). به طور خلاصه، احساسات ما می توانند به ما کمک کنند تا به موقعیت های مختلف واکنش مناسب نشان دهیم. بنابراین، ارزش احساس افسردگی چیست؟ خوب، دیدگاههای جدید پیشنهاد میکنند که افسردگی میتواند به عنوان سیگنالی برای اشتباه بودن چیزی مورد استفاده قرار گیرد (شرودر و همکاران، 2023). هنگامی که ما به افسردگی خود گوش می دهیم و احساس می کنیم، ممکن است از دیدن تغییراتی در زندگی ما که نیاز به بررسی دارد سود ببریم.
افسردگی می تواند دردناک، عذاب آور و ویرانگر باشد – هرگز این را فراموش نکنیم. با این اوصاف، بیایید طیف تجربیات انسانی را نیز به خاطر بسپاریم. با شناخت نقاط قوت افسردگی، شاید ما به عنوان یک جامعه بتوانیم بهتر از دیگران حمایت کنیم.
برای پیدا کردن یک درمانگر، لطفا به مراجعه کنید راهنمای درمان روانشناسی امروز.