15:04 - 2024/08/31

نشخوار فکری را متوقف کنید و شروع به پردازش گذشته دردناک خود کنید

[ad_1] منبع: Simona Pilolla 2/Shutterstock شما در حال تماشای یک فیلم عالی هستید و به طور غیر منتظره چیزی صحنه ای قدیمی از زندگی شما را ایجاد می کند که سال هاست به آن فکر نکرده اید. شما به وضوح عمل شرم آور خود را به یاد می آورید که دانش آم...

نشخوار فکری را متوقف کنید و شروع به پردازش گذشته دردناک خود کنید

[ad_1]

Simona Pilolla 2/Shutterstock

منبع: Simona Pilolla 2/Shutterstock

شما در حال تماشای یک فیلم عالی هستید و به طور غیر منتظره چیزی صحنه ای قدیمی از زندگی شما را ایجاد می کند که سال هاست به آن فکر نکرده اید. شما به وضوح عمل شرم آور خود را به یاد می آورید که دانش آموز دیگری را تحقیر کرد تا بتوانید از دوستان نوجوان خود بخندید.

پس از یک یا دو روز فکر کردن در مورد این داستان فراموش شده، سعی می کنید کل قسمت را به عنوان بخشی عادی از زندگی نوجوانان و کارهایی که مردم انجام می دهند و از آنها پشیمان می شوند رد کنید. اما این کار نمی کند. خاطره مدام برمی گردد و همراه با آن انبوهی از احساسات منفی.

انواع حافظه دردناک

ما اغلب خاطرات دردناک را به عنوان خاطراتی از اتفاقاتی که برایمان رخ داده است، مانند سوء استفاده، بی عدالتی، یا تروما در نظر می گیریم. اما نوع دیگری از خاطره را نیز پنهان می کنیم: خاطراتی از اعمال خودمان که باعث احساس گناه و شرم می شود. این رویدادها ممکن است شامل دزدی، دروغ گفتن، تقلب و آزار دیگران از طریق خودداری از عشق، تایید و پذیرش باشد. آنها همچنین شامل رفتار بد یا توهین آمیز برای دیگران هستند.

صرف نظر از نوع حافظه دردناکی که یک فرد با آن دست و پنجه نرم می کند، بیرون راندن آن از آگاهی، هزینه فیزیکی و عاطفی ما را به همراه خواهد داشت. تعداد زیادی از مطالعات هم تأثیر منفی سرکوب حافظه بر ذهن و بدن و هم مزایای پردازش سازنده رویدادهای دردناک را نشان داده اند.

تفکر در مقابل پردازش

بسیاری از مردم در مجلات می نویسند، با درمانگران صحبت می کنند و تجربیات زندگی خود را با دوستان بازگو می کنند. در حالی که ممکن است برخی از مزایای این نوع فعالیت ها باشد، فقط صحبت کردن یا فکر کردن در مورد چیزی ممکن است ما را از خاطرات دردناک آرام نکند.

برای مثال نشخوار فکری را در نظر بگیرید. وقتی درباره یک رویداد دردناک گذشته، مانند رفتار آزاردهنده خود نسبت به دیگری نشخوار می کنیم، مطمئناً اینطور نیستیم. سرکوب کردن یک تجربه منفی پس چرا نشخوار فکری مفید نیست؟

وقتی در مورد عمل شرم آوری که مرتکب شده ایم نشخوار می کنیم، از خود می اندیشیم که اگر آنچه را که اکنون می دانیم می دانستیم، چه کاری باید انجام می دادیم، می توانستیم انجام دهیم و انجام می دادیم. ما تأثیر اعمال خود را بر فردی که آسیب رسانده یا تحقیر کرده ایم تصور می کنیم و عواقب کوتاه مدت و بلندمدت آن را بر زندگی او تصور می کنیم. ما تعجب می‌کنیم که ممکن است در طول سال‌ها به چند نفر دیگر صدمه بزنیم که فقط در زمانی که می‌توانستیم مهربان نبودیم.

پس از چند هفته نشخوار فکری، خواب ما مختل می شود و شروع به نشان دادن تمام علائم بارز افسردگی می کنیم. نشخوار فکری در مورد گذشته و نگرانی در مورد آینده دو عنصر کلیدی اضطراب و افسردگی هستند.

صحبت کردن، فکر کردن، و روزنامه نگاری لزوماً مشابه پردازش تجربیات دردناک نیستند. وقتی تجربیات خود را پردازش می کنیم، نواحی مختلف عملکرد مغز مرتبط با حافظه، زبان، احساسات، احساسات فیزیکی، معنا و ادراک به هم مرتبط می شوند و مغز را از حالت بی نظمی به حالت تعادل و هماهنگی تغییر می دهد.

پردازش گذشته به ما کمک می کند تا از آن حرکت کنیم واکنش نشان می دهد به افکار و احساسات ناراحت کننده به وجود پذیرا. حالت پذیرا به ما کمک می کند تجربیات خود را از منظری جدید ببینیم و در آنها معنا پیدا کنیم. پذیرش منجر به خودمختاری– ما خود را به جای اینکه تحت تأثیر افکار و احساسات منفی خود قرار دهیم، در صندلی راننده زندگی خود می دانیم.

پردازش خاطرات دردناک

نشان داده شده است که یک تمرین نوشتاری که شامل تمرکز بر یک خاطره درد خاص است به ذهن کمک می کند تا پازل دردناک را به گونه ای جمع کند که به معنا و سازماندهی به ذهن کمک کند.

استراتژی نوشتن ساده که در ابتدا توسط روانشناس اجتماعی جیمز پنه بیکر توسعه یافت شامل مراحل زیر است:

  1. با استفاده از قلم و کاغذ، در یک مکان خصوصی بنشینید و هر بار فقط 15 دقیقه به مدت پنج روز متوالی درباره یک تجربه دردناک بنویسید.
  2. در مورد افکار و احساسات خود در رابطه با آن رویداد بنویسید.
  3. رویداد را طوری توصیف کنید که انگار یک کارگردان سینما هستید. روی اقدامات هر فرد درگیر تمرکز کنید. رفتار و عکس العمل های خود، رفتار و اعمال دیگران و مناظر، صداها و بوهای صحنه را شامل شود.
  4. در مورد هر نتیجه ای که در مورد خود، دیگران و زندگی در طول رویداد گرفته اید فکر کنید. چگونه سعی کردید آن وقایع را در زمان وقوع آنها معنا کنید؟
  5. پس از پنج روز نوشتن روزانه به مدت 15 دقیقه، تمام کاغذها را جمع آوری کرده و بسوزانید.

راهبرد دوم که برای تغییر رابطه ما به افکار و احساساتمان بسیار مفید است شامل نوشتن از سه منظر متفاوت است. برای شروع مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. به مدت 5 روز در روز 15 دقیقه با قلم و کاغذ بنویسید.
  2. تمام داستان خاطره درد خود را با استفاده از ضمیر اول شخص “من” بنویسید. شامل افکار، عواطف، کنش ها، واکنش ها، توصیف صحنه ها و خودپنداره های ناشی از آن رویداد دردناک باشد.
  3. کل داستان را با استفاده از ضمیر دوم شخص «شما» بازنویسی کنید. ممکن است بخواهید کسی را تصور کنید که با شما صحبت می کند و اعمال شما و صحنه ای را که می بیند توصیف می کند.
  4. داستان را دوباره بنویسید، این بار از ضمیر سوم شخص استفاده کنید. می توانید تصور کنید که یک غریبه اکنون در حال روایت است و شما یکی از چندین بازیگر داستان هستید.
  5. پس از چند روز نوشتن، با یک تمرین سودمند به پایان برسانید. به دنبال درس های زندگی باشید که ممکن است آموخته باشید، مشکلاتی که بر آنها غلبه کرده اید و درک سختی هایی که به شما کمک کرده چشم انداز پیدا کنید.
  6. بعد از پنج روز نوشتن، تمام کاغذها را جمع کنید و بسوزانید.

به خاطر داشته باشید که با شروع نوشتن، ممکن است غمگینی یا سایر احساسات چالش برانگیز را تجربه کنید. فرآیند بیرون آوردن تجربیات گذشته خود از مکان های تاریکی که آنها را پنهان می کنیم و آنها را مخفی نگه می داریم و در نور آگاهی به ما احساس ناراحتی می کند.

ما با مکان هایی که از آن آمده ایم تعریف نمی شویم، بلکه با مسیری که می رویم تعریف می شویم. خود آینده شما به خاطر کار سختی که اکنون انجام می دهید از شما تشکر خواهد کرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان