حسادت برگشتی چیست – و چرا اهمیت دارد؟
من به عنوان یک مشاور ازدواج و زوجین درمانگر که به مشتریان کمک می کنند تا در چالش های روابط حرکت کنند ، من اغلب به حسادت برگشت پذیر (RJ) می پردازم ، که در ابتدا به عنوان افکار مزاحم در مورد گذشته شریک زندگی آشکار می شود – دغدغه پریشانی با تجربیات عاشقانه قبلی یک شریک زندگی. در حالی که به عنوان یک اختلال در DSM-5 طبقه بندی نشده است ، حسادت برگشتی یک وضعیت روانشناختی مزاحم است-نوعی حسادت پاتولوژیک که در پس زمینه رابطه ای مانند سیستم عامل معیوب ، تخلیه اعتماد و ارتباط است.
بر خلاف حسادت عادی ، که یک واکنش عاطفی طبیعی برای تهدید به رابطه است ، حسادت پاتولوژیک – که شامل RJ – با خصوصیات وسواسی و غیر منطقی است. از نظر شدت و تأثیر آن بر عملکرد روزانه با حسادت طبیعی متفاوت است. افرادی که از RJ رنج می برند ، افکار مزاحم و رفتارهای اجباری (به دنبال اطمینان خاطر) را یادآور اختلال وسواس و اجباری (OCD) توصیف می کنند. تحقیقات خاطرنشان می کند که شباهت های بین RJ و OCD شامل شایعات وسواسی ، رفتارهای بررسی اجباری و توهم کنترل یا تفکر جادویی است – با این نکته که با کنترل شریک زندگی یا رابطه ، می توان پریشانی را کاهش داد.
حسادت پاتولوژیک در عمل بالینی نادر نیست و عواقب بالقوه جدی دارد. مطالعات آن را به اقدامات خودکشی (حداکثر 20 درصد موارد) و آسیب جسمی به شرکا در بیش از نیمی از موارد مرتبط کرده است. حسادت پاتولوژیک حتی با قتل همراه بوده است. غالباً این امر با استفاده از الکل یا علائم روانی پیچیده می شود ، اما حتی حسادت غیرقانونی می تواند خطرناک باشد.
چه چیزی حسادت برگشت پذیر را هدایت می کند؟ مکانیسم های توضیح داده شده
تحقیقات در مورد تجربه زنده حسادت برگشتی ، مضامین مکرر را نشان می دهد که بینش های مهمی در مورد مکانیسم های عاطفی ، شناختی و رفتاری آن ارائه می دهد. سه الگوی اصلی پدیدار می شود: الف) تهدید به امید و امنیت ، غالباً از طریق خودآزاری های دردناک با رقبای گذشته ، ارزش کم ارزش در شریک زندگی یا رابطه و احساس طولانی مدت از ستم ، ب) اجبار برای کشف گذشته و ج) احساس تکه تکه شدن و از دست دادن کنترل.
یکی از ویژگی های برجسته RJ با شرکای سابق شریک زندگی خود مغایرت دارد. افراد مبتلا به RJ غالباً خود را فرومایه می دانند ، که حس آنها را از گرامی یا بی نظیر خراب می کند. این مقایسه ها معمولاً توسط ناامنی های شخصی تحریف می شوند – در مورد جذابیت ، مطلوبیت یا کفایت جنسی هماهنگ هستند.
علاوه بر کاهش ارزش خود ، افراد مبتلا به RJ نیز ممکن است شروع به کاهش ارزش شرکای خود کنند. آنها با این ایده مبارزه می کنند که شخصی که اکنون آنها را گرامی می دارد با دیگران صمیمی بوده است. از نظر برخی ، این امر باعث می شود که احساس آلودگی یا احساس آلودگی داشته باشد – به گذشته شریک زندگی خود دست نخورده می شود ، گویا ارزش شریک زندگی با هر تجربه عاشقانه قبلی کاهش می یابد. اگرچه آنها می فهمند که این طرز فکر ناقص است ، اما واکنش عاطفی قدرتمند و پایدار است.
موضوع مکرر دیگر ، احساس آسیب اخلاقی یا خیانت است ، حتی اگر کسی به طور منطقی درک کند که گذشته شریک قبل از روابط فعلی رخ داده است. افراد مبتلا به RJ ممکن است عصبانیت یا نارضایتی را تجربه کنند و احساس ستم کنند ، گویا شریک زندگی آنها به آنها مدیون سابقه ای است که آنها را پیش بینی می کند. این درگیری های داخلی منجر به فرسودگی عاطفی و شرم خود هدایت می شود.
کسانی که RJ را تجربه می کنند ، اغلب ذهن خود را به عنوان ایجاد تصاویر ذهنی زنده و پریشانی توصیف می کنند ، به خصوص هنگامی که آنها جزئیات مشخصی ندارند. در صورت عدم وجود اطلاعات ، تخیل شکاف ها را پر می کند-غالباً با سناریوهای بدترین حالت. این الگوی شناختی باعث می شود احساس تعقیب و گریز از بازگرداندن داستانی گذشته شریک زندگی شود.
برای ساکت این عذاب ذهنی ، شریک زندگی RJ به دنبال اطمینان یا جستجوی جزئیات است. آنها ممکن است سؤالات مزاحم ، رسانه های اجتماعی را بپرسند ، یا حتی از طریق وسایل شخصی دست و پنجه نرم کنند. پارادوکس این است که اگرچه این رفتار به طور موقت اضطراب را کاهش می دهد ، اما در نهایت آن را تشدید می کند. هرچه بیشتر یاد بگیرند ، سوخت بیشتری برای وسواس خود فراهم می کند. برای بسیاری ، تمایل به دانستن سیری ناپذیر می شود. آنها به دنبال جزئیات غیرممکن هستند ، به امید اینکه سرانجام اضطراب آنها را کاهش دهد – اما هر یک از اطلاعات جدید سؤالات جدید و تصاویر ذهنی دردناک ایجاد می کند.
RJ غالباً به عنوان یک درگیری داخلی بین دو خود توصیف می شود: یکی در عقل و دلسوزی و دیگری تحت سلطه ترس ، عصبانیت یا وسواس. این تقسیم داخلی باعث می شود افراد مبتلا به RJ احساس کنند که توسط یک نیروی خارجی کنترل می شوند – چیزی که بر قضاوت و ارزشهای بهتر آنها غلبه می کند.
در بعضی مواقع ، RJ در پس زمینه هایی مانند سر و صدای ذهنی ، قابل کنترل اما همیشگی وجود دارد. در لحظات حاد تر ، این فرد را تحت الشعاع قرار می دهد و طغیان ، رفتارهای غیرمنطقی یا خاموشی های عاطفی را تولید می کند. برخی این را با بسته شدن در مقابل صفحه نمایش مقایسه می کنند ، وادار به تماشای تصاویر ذهنی مزاحم که آرزو می کنند بتوانند نادیده بگیرند. این تجربه تقسیم به احساس درماندگی ، شرم و بیگانگی ، هم از طرف شرکای آنها و هم از حس هویت خود کمک می کند.
استراتژی های درمانی برای غلبه بر حسادت های برگشت پذیر
همپوشانی بین RJ و OCD نشان می دهد که رویکردهای مورد استفاده برای OCD نیز ممکن است از مبتلایان RJ بهره مند شود. این موارد شامل درمان شناختی رفتاری (CBT) ، به ویژه در معرض قرار گرفتن در معرض و پیشگیری از پاسخ و تکنیک های بازسازی شناختی و همچنین استراتژی های تنظیم احساسات و کار متمرکز بر روی خود رابطه است. روانپزشکی بسیار حیاتی است – بسیاری از مراجعان با یادگیری اینکه RJ یک پدیده نادر نیست ، احساس تسکین می کنند و مکانیک افکار مزاحم و رفتارهای اجباری را درک می کنند.
درمان همچنین می تواند به مسائل مربوط به دلبستگی یا تجربیات گذشته که باعث ناامنی می شود ، بپردازد. در حالی که همه افراد مبتلا به RJ دلبستگی اضطراب را گزارش نمی کنند ، بررسی الگوهای رابطه ای ، سابقه خانوادگی و ارزش خود می توانند بینش را غنی سازند. علاوه بر این ، استفاده از تکنیک های درمانی زوجین ممکن است در صورت آسیب رساندن به RJ به رابطه مفید باشد. به عنوان مثال ، مدل خانه روابط صوتی با هدف بهبود اعتماد و تعهد ، ضمیمه عاطفی ، معنی مشترک و ایجاد آیین های اتصال است. این به شرکا کمک می کند تا به سمت یک پیوند متقابل حرکت کنند که از حس تخصص پشتیبانی می کند که افراد مبتلا به RJ بسیار عمیقاً هوس می کنند.
حسادت محوری جنبه های تفکر وسواس ، اختلال در تنظیم عاطفی و ناامنی رابطه را می آمیزد. پرداختن به آن فقط مربوط به کاهش علائم نیست. این در مورد بازگرداندن حس ایمنی ، ارزش خود و ارتباط در یک رابطه است.