19:48 - 2024/09/15

نحوه بازگشت به کار

[ad_1] دو زن روبه‌روی یک میز نشسته‌اند، یکی با دست‌های روی میز لبخند می‌زند و دیگری رزومه‌ای در دست دارد. منبع: Resume Genius/Unsplash تیم من زمان زیادی را صرف صحبت با متخصصان در هر سنی در مورد تصمیمات شغلی خود می کند. یکی از سوالاتی که ا...

نحوه بازگشت به کار

[ad_1]

منبع: Resume Genius/Unsplash

دو زن روبه‌روی یک میز نشسته‌اند، یکی با دست‌های روی میز لبخند می‌زند و دیگری رزومه‌ای در دست دارد.

منبع: Resume Genius/Unsplash

تیم من زمان زیادی را صرف صحبت با متخصصان در هر سنی در مورد تصمیمات شغلی خود می کند. یکی از سوالاتی که این روزها بیشتر با آن مواجه می شویم این است که “چگونه به سر کار برگردم؟” اگر این برای شما آشنا به نظر می رسد، شما تنها نیستید. از زمان شروع همه‌گیری، میلیون‌ها نفر در این کشور از نیروی کار خارج شده‌اند، خواه به دلیل مسئولیت‌های مراقبتی، اخراج یا اخراج از مشاغل خود، بازنشستگی یا شاید فقط نیاز به استراحت.

درست مانند دلایل متعددی که ممکن است کسی نیروی کار را ترک کرده باشد، دلایل زیادی برای تمایل به بازگشت وجود دارد. شاید شرایط زندگی تغییر کرده است. شاید کودکانی که نیاز به مراقبت شبانه روزی بیشتری داشتند، اکنون طبق برنامه منظمی در مدرسه هستند. شاید درآمد اضافی به امور مالی کوتاه مدت و بلندمدت کمک کند. دلیلش هرچه که باشد، برای فرد فردی است. و این یک عامل مهم است که قبل از ورود مجدد باید در نظر بگیرید: برای رسیدن به هدف خاصی که باعث بازگشت شما می شود به چه چیزی نیاز دارید؟

در حالی که سؤال چگونگی بازگشت به کار معمولاً از یک مکان کاملاً مبادله ای شروع می شود – چگونه شغل پیدا کنم، چگونه رزومه خود را به روز کنم، و غیره – من معتقدم که عمیق تر از این مهم است. چگونه از نظر جسمی، عاطفی و روانی قصد بازگشت به کار را دارید؟ چه سازش هایی ممکن است مجبور شوید انجام دهید؟ طرز فکر شما چگونه باید تغییر کند؟ چگونه به این مکان متفاوت یا مشابه قبلی وارد خواهید شد؟ این سؤالات اگر نگوییم بیشتر از سؤالات سازمان، نقش و صنعت مهم هستند، زیرا رابطه ما با کار اساساً در مورد هویت است.

آنچه رابطه ما با کار درباره ما می گوید

مدت هاست که ما کار را با هویت هم برای خود و هم برای دیگران مرتبط می دانستیم. ما به افراد برچسب‌هایی مانند «حرفه‌ای کار»، «مادر در خانه بمانیم»، «کارگر یقه آبی»، «حمایت‌کننده رایگان» و موارد دیگر می‌دهیم تا افراد را در جعبه‌ای قرار دهیم که قرار است به‌نوعی خلاصه شود که آنها چه کسانی هستند. انسان ها ما در مورد انواع کاری که افراد انجام می‌دهند، مدت زمانی که صرف انجام آن می‌کنند و میزان درآمدی که در نتیجه دریافت می‌کنند، قضاوت‌های ارزشمندی می‌کنیم. کسانی که عناوین بالاتر و چک های حقوق بیشتری دارند، به نوعی مولدتر و از کلاس بالاتری نسبت به کسانی که بدون آن هستند، تلقی می شوند.

البته، ما می دانیم که این نوع برچسب ها و کلیشه ها هم نادرست و هم بالقوه آسیب رسان هستند و می توانند منجر به انواع سوگیری ها شوند. و ما تمایل داریم که این هویت ها را نیز درونی کنیم. قبلاً این بود که کسی بودن که “بیرون از خانه کار نمی کند” به معنای تعریف و تمجید نبود. البته، همه‌گیری این تصورات را تغییر داده است، و برای بهتر شدن. اما همچنان کلیشه های جنسیتی در مورد پدران شاغل در مقابل مادران شاغل و ارزش درک شده ای که هر کدام برای جامعه به ارمغان می آورد وجود دارد (هیلمن، 2012؛ اوکیموتو و هیلمن، 2012). ناگفته نماند به کسی که به هر دلیلی اصلا کار نمی کند.

ما کیستیم را با کاری که انجام می‌دهیم قاطی کرده‌ایم، و نتیجه این است که هم برای ما و هم برای خود کار، آشفتگی هویت. همانطور که کورتز (2019) اشاره می کند، زمانی که مرزهای بین آن چیزی که هستیم و کاری که انجام می دهیم محو می شود، به آن «درگیری» می گویند و می تواند منجر به فرسودگی شغلی، انتظارات غیرواقعی و چالش های خاص شود، زمانی که فرد مجبور است از آن هویت جدا شود. با انتخاب یا زور

عواملی که باید در هنگام بازگشت به کار در نظر گرفت

بدون توجه به دلیل ترک یا بازگشت شما، نحوه و چرایی ورود مجدد به محل کار می تواند به همان اندازه مهم باشد که در نهایت به کجا می روید. قبل از شروع بررسی شکاف های رزومه و شروع به جستجوی شغل، این عوامل را در نظر بگیرید.

شما به عنوان یک کارگر کیستید؟ قبل از اینکه شخص دیگری آن را برای شما تعریف کند، خودتان را تعریف کنید. آیا شما کسی هستید که برای کار کردن زندگی می کنید یا برای زندگی کار می کنید؟ بهره وری برای شما چه معنایی دارد؟ کار “خوب” برای شما چه معنایی دارد؟ اینها سوالاتی در مورد تعادل بین کار و زندگی هستند و در نهایت بر تصمیم گیری های حضوری در مقابل روش های کار مجازی تأثیر می گذارند. اما آنها همچنین سؤالات معنا و هدف هستند. چرا می خواهید کار کنید؟

کجا باید سازش کنید؟ همه روابط مستلزم سازش هستند و رابطه شما با کار نیز تفاوتی ندارد. در سطح پایه، صرف نظر از تجربه، تحصیلات یا توانایی‌هایتان، احتمالاً هرگز در جستجوی شغل به هر چیزی که می‌خواهید نخواهید رسید. و اگر از یک شکاف خارج شوید، احتمال آن حتی کمتر است. در یک سطح عمیق تر، ممکن است چیزهایی وجود داشته باشد که باید آنها را رها کنید یا به تاخیر بیندازید تا به چرایی خود نزدیک شوید. فقط شما می توانید تعیین کنید که آن چیزها چیست و انتخاب هایی که مایلید انجام دهید.

داستانی که در مورد خودتان می گویید چیست؟ در رزومه خود، در یک نامه پوششی و در نهایت در مصاحبه، باید بتوانید داستان خود را از نقطه قوت بگویید. به مردم دلیل ندهید که شما را نادیده بگیرند یا به دلیل سن، وضعیت والدین یا عوامل دیگر شما را اخراج کنند. به مردم دلیل بدهید تا شرایط منحصر به فرد شما را به عنوان نقطه قوتی ببینند که شما برای سازمان، تیم و نقش آنها به ارمغان می آورید که سایر نامزدها فاقد آن هستند. این داستان را در آن لحظاتی که اجازه می‌دهید شک و تردید به خود راه پیدا کند، به خود یادآوری کنید. داستانی که در مورد خودتان، به عنوان یک انسان حرفه‌ای و شایسته می‌گویید چیست؟

طرز فکر فروتنی و یادگیری را در پیش بگیرید. در نهایت به خود یادآوری کنید که کار تغییر کرده و روز به روز در حال تغییر است. یک نسل کامل از کارمندان هستند که پنج سال پیش آنجا نبودند. تکنولوژی با سرعتی در حال تغییر است که هیچ یک از ما نمی توانیم آن را ادامه دهیم. نیازهایی که امروزه سازمان ها به آن توجه می کنند با نیازهای دیروز کاملاً متفاوت است. هویت خود را به یکی از افرادی تبدیل کنید که مایل است بگوید: “بله، من مهارت دارم، بله می توانم این کار را انجام دهم، و بله، من آماده و مایل به یادگیری هستم” و شما می توانید تقریباً به هر کجا که می خواهید بروید. ورود مجدد ممکن است سخت باشد و ممکن است مجبور شوید از نظر حقوق، عنوان، مکان یا عوامل دیگر مصالحه کنید. اما هرگز نباید در مورد فردی که منحصر به فرد هستید، مصالحه کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان