پرسنل نظامی ، آتش نشانان ، مأموران اجرای قانون ، پزشکان اتاق اورژانس و بسیاری دیگر می توانند خود را در شرایطی پیدا کنند که نیاز به تصمیمات سریع و دقیق داشته باشند. عواقب این تصمیمات ممکن است در حال تغییر زندگی یا حتی تهدید کننده زندگی باشد. تصمیمات خوبی که جان خود را نجات می دهد جشن گرفته می شود. اما تصمیمات بد ممکن است منجر به عواقب ویرانگر شود و به درستی مورد بررسی قرار گیرد.
درک ماهیت چنین در افراط تصمیمات برای اطلاع رسانی استراتژی های آموزش و آماده سازی پرسنل برای تصمیم گیری های مؤثر در زمان کوتاه بودن و زمان زیاد در خط مهم است. روانشناس برجسته دانیل کاننمن بین آنچه که او فکر می کند “سیستم 1” و “سیستم 2” است ، تمایز مفیدی را ارائه می دهد. (1) این تمایز هنگام در نظر گرفتن نحوه بهینه سازی تصمیم گیری در زمان واقعی مفید است.
فکر سریع و آهسته
تفکر سیستم 1 سریع ، بصری ، غیر هوشیار ، واکنشی و اتوماتیک است. تصمیم یک افسر پلیس برای به کار بردن نیروی کشنده نمونه ای از این نوع تفکر است. در طی تعامل روتین ، مظنون ممکن است ناگهان سلاح تولید کند و زندگی افسر پلیس یا دیگران را تهدید کند. تصمیم افسر برای به کار بردن نیروی کشنده باید در عرض چند ثانیه اتخاذ شود. مأمور وقت ندارد که متوقف شود و فکر کند ، در مورد قوانین تعامل تأمل کند ، با مظنون بحث کند و فقط هدف آنها چیست و غیره. تصمیم این است که آیا شلیک یا شلیک نشود ، و پیامدهای این تصمیم – در یک لحظه به دست آمده – برای همه افراد درگیر مهم است.
در مقابل ، تفکر سیستم 2 کند ، عمدی ، آگاه ، بازتابنده و کنترل شده است. زمان در نظر گرفتن و وزن گیری عوامل مختلف در تصمیم گیری وجود دارد. ممکن است با دیگران مشورت کنند ، گزینه های جمع آوری و ارزیابی شده و فقط پس از بررسی دقیق کار و وضعیت ، تصمیمی اتخاذ شده است.
ارتش آمریكا هنگام برنامه ریزی مأموریت های خود بر تفكر سیستم 2 تأكید می كند. این رویکرد ، که به عنوان فرایند تصمیم گیری نظامی (MDMP) شناخته می شود ، شامل زمان ، منابع و تخصص قابل توجهی است. یک تیپ ارتش (یک سازمان بزرگ متشکل از هزاران سرباز و منابع فراوان) ممکن است به این مأموریت برای حمله و تأمین هدف مهم داده شود. دستور برنامه ریزی برای این مأموریت ممکن است هفته ها قبل داده شود. سپس کارکنان تیپ با دقت همه جنبه های مأموریت را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند ، لیستی از دوره های ممکن عمل (COAS) را تولید می کنند ، COA ها را تجزیه و تحلیل می کنند و مقایسه می کنند ، بهترین COA را انتخاب می کنند ، از فرمانده تأیید می کنند و سپس سفارشات خاصی را برای آموزش و اجرای ماموریت صادر می کنند.
در اولین سرخ شدن ، تفکر سیستم 1 و سیستم 2 ممکن است مانند دو شکل کاملاً متفاوت از شناخت ظاهر شود. اما آنها واقعاً انتهای قطبی یک پیوستار هستند ، با ترکیب دو نوع تفکر در بین. علاوه بر این ، تصمیمات مؤثر سیستم 1 در آماده سازی سیستم جامد 2 پایه گذاری شده است.
شناخت آمیخته
وقایع 11 سپتامبر را در نظر بگیرید. سپس رئیس FDNY گردان 1 Joeseph Pfeifer و شرکت موتور وی در حال بررسی نشت احتمالی گاز در منهتن تحتانی بودند که آنها یک رویکرد جت با پرواز کم شنیدند و سپس به برج شمالی مرکز تجارت جهانی حمله کردند. یک خدمه مستند فیلم این و وقایع بعدی روز را در فیلم ضبط کردند. دیدن مستند و طبقه بندی تصمیمات توسط رئیس Pfeifer و سایر آتش نشانان به عنوان سیستم 1 یا سیستم ، 2 یا جایی در بین آنها آموزنده است. (2)
در لحظاتی پس از تأثیر بر برج شمالی ، رئیس پفیفر مجموعه ای از سفارشات را صادر می کند ، به مقر بالاتر ارتباط می یابد و فوراً برنامه اولیه FDNY را به بحران برنامه ریزی می کند. در حالی که به نظر می رسد که تصمیمات وی مبتنی بر تفکر سیستم 1 (سریع ، شهودی و غیره) است ، مشخص است که این تصمیمات در سالها تجربه ، آموزش و آماده سازی پایه گذاری شده است. به دلیل سیستم 2 “ضریب هوشی” ، رئیس پفیفر قادر به تصمیم گیری در سیستم 1 است. یک مأمور آتش نشانی تازه کار ، که فاقد تجربه و آموزش رئیس پفیفر است ، چنین تصمیمات خوبی را اتخاذ نمی کرد.
یکی از راه های تفکر پیوسته سیستم 1 و سیستم 2 استفاده از قیاس یک نیزه است. در این قیاس ، نوک یا نقطه نیزه نشان دهنده تفکر سیستم 1 است. یک نوک نیزه مؤثر باید به خوبی انجام شود تا مؤثر باشد. تفکر سیستم 1 مشابه است. این امر از طریق تمرین و آموزش گسترده و مترقی مورد احترام قرار می گیرد.
شافت نیزه نشان دهنده تفکر سیستم 2 است. اثربخشی نوک نیزه به قدرت و تعادل شافت بستگی دارد. سرباز در حال گشت زنی در برابر حمله دشمن ممکن است از تفکر سیستم 1 استفاده کند ، اما اثربخشی این تصمیمات به کیفیت آماده سازی سیستم قبلی 2 بستگی دارد. بنابراین ، MDMP ، در حالی که ممکن است برای آن سرباز آشکار نباشد ، پایه و اساس تصمیم Sound System 1 را تشکیل می دهد.
وست پوینت نقش حیاتی آماده سازی سیستم 1 و سیستم 2 را تشخیص می دهد. قبل از اینکه به عنوان افسران ارتش مأمور شود ، کادرها در یک هسته غنی و متنوع از موضوعات دانشگاهی اعم از ریاضی و مهندسی گرفته تا علوم انسانی و علوم اجتماعی غوطه ور می شوند. همراه با آموزش عمیق در یک موضوع دانشگاهی خاص (“عمده” آنها ، “شافت” سیستم 2 جعلی است. ادامه تفکر سیستم 2 در طول حرفه یک افسر ارتش یا مأمور غیرقانونی ادامه دارد. یک مأمور عمومی یا ارشد ارتش غیرقانونی سالها را در آموزش رسمی مدرسه مدرسه می گذراند و مبنای تفکر سیستم 2 را جعل می کند – همه اینها اثربخشی تصمیمات سیستم 1 را بهبود می بخشد.
در افراط بنابراین ، تفکر و تصمیم گیری ، “یا” بین سیستم 1 و سیستم 2 نیست. دو رویکرد برای تصمیم گیری همزیستی و مکمل است. سازمان هایی که اعضای خود را برای تصمیم گیری در مورد زندگی یا مرگ آموزش می دهند ، باید آموزش و آموزش خود را برای پرورش و توسعه هر دو نوع تفکر تعادل برقرار کنند. انجام این کار برای ارائه خدمات حرفه ای و تخصص لازم برای بهینه سازی تصمیمات خوب و در عین حال به حداقل رساندن موارد بد ضروری است.
توجه: نظرات بیان شده در اینجا از نویسنده است و نشان دهنده موضع آکادمی نظامی ایالات متحده ، وزارت ارتش یا وزارت دفاع نیست.