12:11 - 2024/10/04

موسیقی چگونه تخیل را شکل می دهد؟

[ad_1] منبع: Burst/StockSnap وقتی به موسیقی گوش می‌دهیم، اغلب فقط بر روی کیفیت صوتی آن تمرکز نمی‌کنیم. شنیدن یک آهنگ ممکن است تصاویری از موزیک ویدیو یا آخرین باری که شاهد اجرای زنده یک گروه موسیقی بودیم به ذهن بیاورد. ممکن است شنیدن این آ...

موسیقی چگونه تخیل را شکل می دهد؟

[ad_1]

منبع: Burst/StockSnap

منبع: Burst/StockSnap

وقتی به موسیقی گوش می‌دهیم، اغلب فقط بر روی کیفیت صوتی آن تمرکز نمی‌کنیم. شنیدن یک آهنگ ممکن است تصاویری از موزیک ویدیو یا آخرین باری که شاهد اجرای زنده یک گروه موسیقی بودیم به ذهن بیاورد. ممکن است شنیدن این آهنگ را در یک سفر جاده ای با دوستان دبیرستانی به یاد بیاوریم و دوباره به مناظر، بوها و احساسات آن تجربه بازگردیم. ممکن است به سادگی اشکال یا حباب های رنگی را تصور کنیم که در فضا حرکت می کنند، یا روایت ذهنی دقیقی از گربه ای که در حال تعقیب موش است بسازیم.

همه این تجربیات به عنوان “افکار برانگیخته موسیقی” نامیده می شوند، و تحقیقات اخیر به دنبال درک این موضوع است که چرا افکار خاص در پاسخ به موسیقی خاص رخ می دهند. در یک مطالعه، من و همکارانم افکار برانگیخته شده توسط گزیده‌هایی از موسیقی ناآشنا کلاسیک، الکترونیک و پاپ/راک را مقایسه کردیم (Jakubowski et al., 2024). مهمتر از همه، ما این قطعات موسیقی را از نظر احساساتشان در ژانرها با هم تطبیق دادیم، به طوری که از هر ژانر گزیده هایی داشتیم که شادی را منتقل می کرد، برخی از هر ژانری که خشم را منتقل می کرد و غیره. این به ما اجازه داد تا تأثیرات مستقل ژانر و احساسات موسیقی را بر افکار گزارش شده مقایسه کنیم.

افکار برانگیخته موسیقی بسیار مکرر بودند: به طور کلی، شنوندگان در 76 درصد مواقع افکار را گزارش کردند. با این حال، وقوع افکار در ژانرها متفاوت بود. موسیقی کلاسیک و الکترونیک افکار بیشتری را نسبت به موسیقی پاپ/راک برانگیخت. این لزوما به این معنی نیست که ژانرهای موسیقی پاپ/راک از نظر ذهنی درگیر نیستند (به علاوه شرکت کنندگان ما گفتند که به طور کلی آن ژانرها را ترجیح می دهند). در عوض، ژانرهایی مانند موسیقی کلاسیک و الکترونیک ممکن است امکانات بیشتری را برای درگیری روایی یا تصویرسازی ذهنی بصری فراهم کنند، در حالی که موسیقی پاپ/راک ممکن است شنوندگان را به روش‌های مختلف، مانند رقصیدن یا آواز خواندن دعوت کند.

در امتداد این خطوط، موسیقی کلاسیک همچنین افکار بیشتری را در مورد خود موسیقی، داستان‌های تخیلی و خاطرات مرتبط با رسانه نسبت به ژانرهای دیگر برانگیخت. از سوی دیگر، موسیقی الکترونیک، تصاویر بصری انتزاعی تری (مانند رنگ ها یا اشکال) را برانگیخت. برخی از این تداعی ها ممکن است به عناصر ترکیبی مرتبط باشند. به عنوان مثال، موسیقی کلاسیک اغلب به طور خاص با هدف برانگیختن یک داستان خیالی یا تصویرسازی ذهنی ساخته می شد. چهار فصل توسط ویوالدی.

از سوی دیگر، برخی از این پیوندها احتمالاً به زمینه هایی مربوط می شوند که ما موسیقی را با آن مرتبط می کنیم. از موسیقی کلاسیک اغلب در فیلم‌ها استفاده می‌شود، که احتمالاً شیوع بالای خاطرات مرتبط با رسانه را که در پاسخ به این موسیقی گزارش می‌شوند، توضیح می‌دهد. به طور گسترده تر، ما شباهت های قوی بین کلمات متداول در توصیف فکر و پاسخ به سؤال کاملاً متفاوتی که ما (از شرکت کنندگان کاملاً متفاوت) درباره زمینه هایی که انتظار شنیدن این موسیقی را داشتیم، یافتیم. برای مثال، موسیقی الکترونیک افکاری را در مورد کلابینگ و بازی‌های ویدیویی برانگیخت، موسیقی پاپ/راک افکاری را در مورد کنسرت‌های زنده و رانندگی و موسیقی کلاسیک افکاری درباره فیلم‌ها، باله‌ها و عروسی‌ها برانگیخت.

منبع: Cottonbro Studio/Pexels

منبع: Cottonbro Studio/Pexels

این پیوندهای زمینه ای ممکن است به طور مشخص در فرهنگ های مختلف متفاوت باشد. در حمایت از این ایده، یک مطالعه اخیر نشان داد که داستان های تخیلی گزارش شده در حین گوش دادن به موسیقی کلاسیک در دو گروه از جوانان در ایالات متحده بسیار مشابه است، اما داستان های ایجاد شده توسط شنوندگان در یک روستای روستایی در چین در پاسخ به همین گزیده ها به طور قابل توجهی بود. متفاوت (مارگولیس و همکاران، 2022). این نشان می‌دهد که حتی وقتی از شنوندگان خواسته می‌شود داستان‌های کاملاً تخیلی تولید کنند، به دلیل ارتباط قبلی‌شان با موسیقی محدود می‌شوند. این به نظریه‌های کلی می‌گوید که خاطرات ما نقش مهمی در شکل‌دهی تخیل دارند (مارگولیس و جاکوبوفسکی، 2024).

فراتر از تأثیرات ژانری که در مطالعه اخیر خود یافتیم، احساسات موسیقی تأثیر نسبتاً کمتری بر افکار شنوندگان داشت (Jakubowski et al., 2024). یک استثنا این بود که موسیقی با صدای مثبت تر، توصیفات فکری را برانگیخت که حاوی کلمات مثبت بیشتری بود. بنابراین، به نظر می‌رسد که احساسات موسیقی، افکار را به روشی هماهنگ شکل می‌دهند، اما به نظر نمی‌رسد که مستقیماً بر انواع خاصی از افکار تجربه شده تأثیر بگذارد.

درک اینکه چگونه موسیقی های مختلف انواع و محتویات مختلف افکار را برمی انگیزد برای کاربردهای عملی مختلف موسیقی مهم است. به عنوان مثال، یک درمانگر ممکن است در هنگام کار با یک مشتری، انواع خاصی از افکار را از طریق موسیقی تحریک کند، یا یک هنرمند ممکن است با گوش دادن به یک قطعه موسیقی خاص، حالت تفکر خلاق تری را درگیر کند. تحقیقات در حال انجام در این زمینه به دنبال مقایسه بین سبک های دیگر موسیقی و گروه های جمعیت شناختی است تا چگونگی تأثیر ویژگی های موسیقی و شنونده بر افکار در حین گوش دادن به موسیقی را بررسی کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان