آنسفالومیلیتیت میالژیک/سندرم خستگی مزمن (ME/CFS) و COVID طولانی پیچیده و غالباً ناتوان کننده شرایط بهداشتی هستند. آنها چند عاملی هستند ، و تحقیقات نشان می دهد که محرک های متداول برای این بیماری های همپوشانی شامل اشکال مختلف استرس زا های بیولوژیکی و روانی اجتماعی هستند: عفونت ها ، وقایع عمده زندگی و قرار گرفتن در معرض سموم.
علائم جسمی غیرقابل انکار واقعی است. در همین حال ، پزشکان و محققان خوشه ای از ویژگی های شخصیتی را مشاهده کرده اند که در بسیاری از افراد که با این بیماری ها زندگی می کنند وجود دارد. تعداد قابل توجهی از افراد تحت تأثیر این شرایط دارای صفاتی مانند کمال گرایی ، افراد دلپذیر ، مسئولیت بیش از حد ، ایثارگری ، یک حرکت بالا برای دستیابی و یک بیزاری قوی برای رها کردن افراد دیگر هستند.
در رابطه با این صفات ، تحقیقات همچنین نشان می دهد که افرادی که با ME/CFS زندگی می کنند ممکن است احتمال سرکوب احساسات را داشته باشند.
این امر باعث شده است كه برخی فرض كنند كه صفات شخصیتی ممکن است خود در آسیب پذیری فرد در برابر بیمار شدن نقش داشته باشد. تحقیقات فعلی در مورد این سوال مبهم است. گروهی از محققان هلندی که 16 مطالعه را مرور می کنند نتیجه گرفتند:
“اگرچه به نظر می رسد شخصیت در CFS نقش دارد ، اما نتیجه گیری کلی در مورد رابطه بین شخصیت و CFS دشوار است.”
درک ، مقصر نیست
در این مرحله ، شما ممکن است از این ایده که ویژگی های شخصیت ما به نوعی می تواند به چیزی که به عنوان زندگی و ویرانگر زندگی می کند ، کمک کند ، زیرا با یک بیماری مزمن ناخوشایند می شود. ممکن است احساس سرزنش و ننگ آور شود. من این نگرانی را کاملاً درک و احترام می گذارم.
بنابراین بگذارید واضح باشم: من پیشنهاد نمی کنم که ویژگی های شخصیتی یک دلیل منحصر به فرد برای این بیماری ها باشد. با این حال ، به عنوان کسی که از لحاظ تاریخی با تمام صفات ذکر شده در بالا شناسایی کرده است ، و کسی که از ME/CFS و Long Covid بهبود یافته است ، وت اکنون با افراد دیگری که با این شرایط زندگی می کنند کار می کند – من یاد گرفته ام که در مورد این ارتباط کنجکاو باشم. همانطور که گابور ماته در مورد این موضوع نوشت:
“ادعا می کند که ویژگی های شخصیت در شروع بیماری و به طور کلی درک ارتباط بین صفات ، احساسات ، تاریخ رشد و بیماری کمک می کند نیست مقصر بودن این برای درک تصویر بزرگتر به اهداف پیشگیری و بهبود است-و در نهایت به خاطر خود پذیرش و خودداری از خود. “
همچنین شایان ذکر است که محققان ویژگی های شخصیتی مشابه را به عنوان عوامل آسیب پذیری در بسیاری از بیماری های جسمی دیگر ، کمتر مورد بحث و گفتگو ، از سرطان گرفته تا مولتیپل اسکلروز شناسایی کرده اند. در سال 1987 ، روانشناس لیدیا تموشوک در پاسخ به مصاحبه با 150 نفر مبتلا به ملانوما ، شخصیت “نوع C” را پیشنهاد کرد. او افراد در این گروه را به طور مداوم تشخیص داد: “بیش از حد خوب ، دلپذیر به یک تقصیر ، غیرقابل انکار و غیرقابل انکار”.
راه های دیدار با جهان
در حالی که زبان “ویژگی شخصیت” ممکن است تصور ناپذیری را ایجاد کند ، من به درک فداکارانه ، مردم خوشایند و غیره رسیده ام ، نه به عنوان ستون های روانی که به طور محکم در سنگ قرار گرفته اند ، بلکه به عنوان الگوهای رفتار آموخته شده.
چرا کسی یاد می گیرد که احساسات خود را نادیده بگیرد ، به طور پیش فرض در برابر سرکوب خود و برآورده کردن نیازهای دیگران قبل از خود باشد؟ برای گابور ماته ، “هیچ کس با چنین صفاتی متولد نمی شود. آنها به طور همواره از مکانیسم های مقابله با آسیب های رشد ناشی می شوند ، و در اوایل کودکی با خودگرایی شروع می شوند.”
این که آیا ما احساس می کنیم که زبان “تروما” برای ما صدق می کند ، بسیاری از ما در اوایل زندگی خود می آموزیم که ، در بعضی از موارد ، ما چه کسی هستیم. ما ممکن است برای درونی کردن این دیدگاه که برای برآورده کردن نیازهای خود ، باید غیرقابل اعتماد ، خوب ، مفید و مسئول باشیم. روانکاوی دونالد وینیکوت این را “خود دروغین” خواند.
بیماری مزمن خواندن ضروری است
در بسیاری از موارد ، تمایل به قطع ارتباط از نیازهای اصلی خود شخص به نظر می رسد که حتی اگر سهوا ، از مراقبان ما دریافت شود ، از پیام های دریافت شده ناشی می شود. در کودکی ، هرگز واقعاً وجود ندارد انتخاب بین دلبستگی با مراقبان ما و زندگی واقعی ؛ پیوست به طور پیش فرض برنده می شود ، زیرا بقای ما به آن بستگی دارد.
قطع ارتباط از خود واقعی فرد ، البته می تواند با تأثیرات گسترده تر تقویت شود. فرهنگ سرمایه داری مدرن بهره وری ما را تقریباً بالاتر از هر چیز دیگری قرار می دهد. ما به طور مداوم ارزش قائل هستیم فشار ناسازگاری بدون توجه بیش از حد به نیازها یا احساسات ما ، همانطور که توسط غفلت ها و شعارها رمزگذاری شده است: روی آن ساکن نشوید ، آرام باشید و ادامه دهید ، بدون درد و درد و درد و رنج و بدون آن انجام دهید.
تضعیف جستجوی مغز برای تعادل
پس چگونه می توان تمایل به قطع ارتباط از خود معتبر شما مستعد کردن شما به یک بیماری مرتبط با خستگی؟ در یک سطح سطحی ، همه ما می توانیم با توجه به اینکه یک ایثارگر ، کمال گرا و بالا ، به طور بالقوه خسته کننده است ، و ما را در معرض سوختن قرار دهیم. دیدن این موضوع علوم اعصاب لازم نیست.
با کمی تجربی ، یک مطالعه نشان داد که افراد مبتلا به ME/CFS نه تنها مستعد سرکوب احساسات خود نسبت به افراد بدون وضعیت سلامتی نیستند ، بلکه این که وقتی این کار را انجام دادند ، منجر به فعال شدن سیستم عصبی بیشتر شد. به عبارت دیگر ، بطری کردن احساسات به طور قابل توجهی خواستار تر است و بنابراین برای بدن شما تخلیه می شود.
از دیدگاه بیولوژیکی تکاملی ، می توانیم در نظر بگیریم که بقای ما چقدر مهم است که به نیازهای اصلی خودمان بپردازیم. همانطور که ماته توصیف می کند:
“اجداد آفریقایی ما را در ساوانا تصور کنید ، با احساس حضور برخی از شکارچیان طبیعی: اگر احساسات روده وی هشدار دهنده خطر باشد ، چه مدت زنده می ماند؟”
در همین حال ، لیزا فلدمن بارت ، دانشمند علوم اعصاب ، برخی از مواد غذایی را برای تفکر در مورد چگونگی برخورد برخی از راه های جهان می تواند برای تضعیف مغز در تلاش برای حفظ بدن در تعادل ارائه دهد:
“مهمترین عملکرد مغز در حال اجرا بودجه برای بدن شما است … برای تنظیم سیستم های بدن در جهان ، اطمینان حاصل کنید که سالم و زنده و خوب و خوب بمانید … اما وقتی مغز روی ایدئولوژی کار می کند ، برای سلامتی شما خطرناک است.”
زبان “اجرای ایدئولوژی” ممکن است دلسوزترین راه برای فکر کردن در مورد الگوهای رفتار شما باشد. اما هنوز هم منطقی است که وقتی زندگی خود را مطابق انتظارات سفت و سخت از خودمان زندگی می کنیم – به عنوان مثال که ما هرگز نباید دیگران را رها کنیم – ما به طور موثری مغز خود را تضعیف می کنیم زیرا به دنبال اولویت بندی ما است نیازهای متابولیکی بدن.
البته بسیاری از افراد کل زندگی خود را به روش های فداکارانه زندگی می کنند و بیماری مزمن ندارند. با این حال ، وقتی ما در این روش زندگی می کنیم و پس با طوفان کاملی برای تهدید وقایع زندگی روبرو شوید – بگویید یک بیماری همه گیر جهانی ، دلهره ، از دست دادن شغل و یک عفونت ویروسی – ممکن است مغز به توانایی آن در حفظ تعادل شک کند. این توسط محققان به عنوان از دست دادن اثربخشی آستوستاتیک توصیف شده است.
در مواجهه با این تصویر بیش از حد ، مغز ممکن است سیگنالهایی از خطر را بفرستد و به سیستم های مختلف بدنی از جمله سیستم ایمنی بدن ، روده و سیستم غدد درون ریز بپردازد. نتیجه ممکن است در کل ارگانیسم و تعدادی از علائم جسمی مداوم ناخوشایند باشد.
دوباره تعادل زندگی خود را
به نظر من ، با نگاهی به روشهایی که ما با جهان ملاقات می کنیم احتمالاً بخشی از این معما برای بسیاری از افرادی است که با Covid Long و Me/CFS زندگی می کنند. من کاملاً می پذیرم که ممکن است برای دیگران نباشد. اگر این احساس حداقل تا حدودی برای شما مناسب باشد ، برای مناطقی که ممکن است بخواهید در خدمت بهبودی و بهبود سلامت باشید ، نشانه های مهمی را به شما ارائه می دهد.
اتصال مجدد به احساسات سرکوب شده طولانی دشوار است ، اما به طور بالقوه بهبود می یابد. در همین حال ، دوست داشتن بخش هایی از شما که یاد گرفته اید با راه های گاهی اوقات با جهان ملاقات کنید ، می تواند به آنها نرم شود.
این شیفت ها می توانند یک پیام قدرتمند را به مغز ارسال کنند: همه چیز متفاوت خواهد بود که به جلو حرکت می کند. از آنجا که مغز یک ماشین پیش بینی کننده است ، این اطلاعات می تواند فوق العاده مهم باشد زیرا مغز به تدریج اعتماد به نفس خود را در توانایی خود در تعادل بدن به دست می آورد ، که به نوبه خود ممکن است به کاهش علائم کمک کند.