آیا گاهی اوقات احساس می کنید که در اطراف شریک زندگی خود به یک فرد متفاوت تبدیل شده اید؟ آیا به نظر می رسد که او باید تغییر کند – یا اینکه شما باید شریک زندگی خود را تغییر دهید – تا شما خود واقعی خود باشید؟ آیا به نوبت مانند کودکان نوپا سرسخت رفتار می کنید و مانند یک کودک احساس ناتوانی می کنید؟
خب تو تنها نیستی تقریباً همه عاشقان مرحله ای از واکنش عاطفی بالا را پشت سر می گذارند که تهدید به نابودی رابطه آنها می شود. اگر کسی درخواستی یا «مشاهدهای» با نشانهای از احساسات منفی داشته باشد، به طور خودکار پاسخ ناخوشایندی را در شریک زندگی ایجاد میکند. مهم نیست که درخواست و پاسخ چگونه بیان می شود، احساسات منفی نهفته در آنها باعث می شود هر دو طرف احساس کنند که در حق آنها ظلم شده است و نمی توانند خودشان در کنار یکدیگر باشند:
“تو همیشه شاکی هستی.”
من شکایت نمی کنم، شما انتقاد می کنید.
“تو خیلی کنترل می کنی!”
“تو خیلی ناهمکار هستی.”
واکنش عاطفی یک پاسخ خودکار به درک شده است توهین ها برای کسانی که آستانه واکنش عاطفی پایینی دارند، محیط به نظر تهدیدکننده یا مملو از عدم اطمینان است. دکمه های آنها راحت تر فشار داده می شود. آنها به احتمال زیاد سرزنش می کنند یا اگر آن را حفظ کنند، از نظر احساسی تعطیل می شوند. در زوجهایی که به واکنشهای هیجانی بالا مبتلا هستند، یک احساس منفی در یک شریک باعث هرج و مرج یا تعطیلی در دیگری میشود.
هنگامی که محیط خطرناک تلقی می شود، همه حیوانات اجتماعی در معرض واکنش هیجانی بالایی هستند. هنگامی که یکی از اعضای گروه تهدیدی را احساس می کند، یک واکنش محرک مو، آدرنالین و کورتیزول را وارد جریان خون همه می کند. یک زنگ در یک زنگ هشدار در همه ایجاد می کند، که شانس بقا را افزایش می دهد. این بسته دارای چندین چشم، گوش و بینی و یک سیستم هشدار منحصر به فرد است که از هر فردی به دیگران منتقل می شود.
مشکل در روابط صمیمی انسانی این است که مغز عاطفی یک سیستم هشدار بهتر از متأسفانه است. بهتر است 999 بار فکر کنیم که یک همسر ببر دندان شمشیر است تا اینکه تصور کنیم ببر دندان شمشیر یک همسر است. به جای دندان نیش، شریک یک اراده مستقل دارد که احتمالاً به عنوان لجباز یا خودخواه تعبیر می شود. درخواستهای رفتاری تبدیل به خواستهها میشوند، به جای همکاری، خواستار تسلیم هستند، و به طور خودکار بنبست کودک نوپا را تحریک میکنند:
“اگر مرا دوست داشتی، این کار را می کردی.”
“اگر مرا دوست داشتی، از من نمی خواستی این کار را انجام دهم.”
“نیاز” درک شده یکی از شریک ها به اعتبار سنجی به شدت در “نیاز” دیگری به عدم کنترل سقوط می کند. هر دو در نهایت احساس آسیب، عصبانیت و ظلم می کنند.
واکنش عاطفی بالا ما را نسبت به تفاوتها تحمل نمیکند (شما باید دنیا را همانطور که من میبینم)، خودشیفته (ناتوان از دیدن دیدگاههای دیگر)، همه چیز یا هیچ (شما روی یک پایه هستید یا شیطان هستید)، و وابسته به وضعیت عاطفی فعلی است که به نوبه خود به وضعیت فیزیولوژیکی فعلی (ناراحتی، خسته، گرسنه، تشنه، بیش از حد تحریک شده یا بیمار) بستگی دارد. وقتی سرزنش به ترکیب اضافه می شود، شرکا ابتدا مانند مخالفان و در نهایت مانند دشمن به نظر می رسند.
سیستم دفاع خودکار
واکنش عاطفی بیشتر تعاملات را در کنترل یک سیستم دفاعی خودکار نامرئی قرار می دهد، که اغلب به طور ناخواسته توسط زبان بدن، حالات چهره، تنش، حواس پرتی، تردید، بی حوصلگی، ناراحتی یا اشتیاق ایجاد می شود. تقریباً به طور کامل ناخودآگاه فعال می شود. زمانی که شما از هر احساسی آگاه هستید، در مرحله پیشرفته است.
اگرچه سیستم دفاع خودکار در روابط محل کار عمل می کند، اما بیشترین آسیب خود را در تعاملات خانوادگی وارد می کند. وقتی شریک زندگیتان از نگاه کردن به شما اجتناب می کند یا فقط آه می کشد، به واکنش درونی خود فکر کنید. به این فکر کنید که وقتی می شنوید درب ورودی بسته می شود، حتی قبل از اینکه شریک زندگی تان وارد اتاق شود، یا با آن لحن چیزی بگوید، «آن حالت چهره» را دریافت کند، یا آن چشم ها را بچرخاند، چه واکنشی نشان می دهید. ناگهان خود را در حالت دفاعی می بینید و برای بدترین شرایط آماده شده اید.
وقتی هر دو حالت تدافعی دارید، احتمال دارد اتفاقات بدی بیفتد. همه سیستم های دفاعی خوب دارای قابلیت حمله پیشگیرانه هستند. به نظر می رسد موشک ها خود به خود شروع به پرواز می کنند، بدون اینکه کسی دستور بدهد. شما خود را در نبردی با شانه های سرد، مبادلات کوتاه یا بحث های داغ می بینید. هر دوی شما احساس ناتوانی، تحریک پذیری، بی حوصلگی، رنجش یا عصبانیت می کنید. شما انگیزه ای برای کنار گذاشتن، نادیده گرفتن، انتقاد کردن، فریاد زدن یا بی ارزش کردن دارید.
اگر این دینامیک خیلی آشنا به نظر می رسد، در یک پست قبلی در مورد سیستم دفاع خودکار و نحوه درمان از اثرات آن صحبت می کنم.