افرادی که با هم زندگی می کنند از نظر عاطفی بیشتر از روی عادت به یکدیگر پاسخ می دهند. از آنجایی که مغز انسان تا حد امکان در خلبان خودکار برای حفظ منابع کمیاب توجه آگاهانه انجام می دهد، احساسات خاص به راحتی نه تنها با رویدادها و خاطرات خاص بلکه با سایر احساسات مرتبط می شوند.
به عنوان مثال، تجربه کودکی بسیاری از بزرگسالان شامل موارد زیر است. وقتی اتفاقی میافتد که آنها را ناامید میکرد، اتفاق بعدی باعث ترس یا شرم آنها میشد. (ما ناخواسته این ارتباط را با تنبیه اشتباهات کودکان ایجاد می کنیم.) اگر این توالی عاطفی به اندازه کافی تکرار شود، هر زمان که احساس ناامیدی کنند، مستعد تجربه نوعی ترس یا شرم خواهند بود.
اگرچه هر احساسی میتواند تداعیهای عادتشده با احساسات دیگر ایجاد کند، اما رایجترین آن در روابط عاشقانه، همراهی ناامیدی با ترس یا شرم است. روابط صمیمانه در تمایلشان به افشای اعماق آسیب پذیری شخصی منحصر به فرد هستند. هر جا آسیب پذیری پیدا کردید، ترس یا شرم را خواهید یافت.
برخی افراد ناامیدی را با ترس از آسیب یا محرومیت مرتبط میدانند، اگرچه پیوند رایجتر با ترس از انزوا است، یعنی ناامیدی آنها را تهدید میکند که احساس دوستداشتنی ندارند: «هیچکس مرا درک نخواهد کرد» یا «هیچ کس اهمیتی نخواهد داد».
همانطور که اغلب در روابط عاشقانه، ناامیدی با شرم از نارسایی، شکست خوردن، به ویژه به عنوان محافظ، عاشق یا تامین کننده همراه است.
آسیب پذیری ذاتی در تجربه ترس و شرم، رنجش یا خشم دفاعی را برمی انگیزد. ناامیدی نسبت به هر چیزی خطر بیشتری برای تحریک خشم یا عصبانیت در روابط عاشقانه نسبت به تعامل با افراد غریبه دارد. و به همین دلیل است که همانطور که آهنگ قدیمی می گوید: “ما همیشه به کسانی که دوستشان داریم صدمه می زنیم.”
برای جلوگیری از آسیب رساندن به کسانی که دوستشان داریم، باید بتوانیم ناامیدی را از تحریک ترس و شرم دور نگه داریم، که به نوبه خود، از رنجش مشکل و خشم از گرسنگی روابط شفقت که آنها را دوباره احیا می کند، جلوگیری می کند.
بینش در مورد چگونگی شکل گیری یک عادت، آن را تغییر نمی دهد. ایجاد یک عادت جدید خواهد بود. ایجاد عادات عاطفی جدید نیاز به تمرین دارد.
مقررات ناامیدی را تمرین کنید
1. زمانی را به یاد بیاورید که احساس ناامیدی کردید، بدون اینکه احساس کاهش ارزش داشته باشید (مثلاً سهام شما سقوط کرد، تیم شما شکست خورد، سیاستمدار مورد علاقه تان نامزد نشد، پروازی را به دلیل ترافیک از دست دادید، یا خطایی در مورد خود انجام دادید. اظهارنامه مالیاتی).
2. توجه داشته باشید که احساس ناامیدی، اگرچه کاملاً ناخوشایند است، اما موقتی است و به هیچ وجه شبیه احساسات عمیق تر و عمیق تر از بی کفایتی یا بی ارزشی عشق نیست.
3. به نقاط قوت و انعطاف پذیری، شایستگی و مراقبت خود فکر کنید.
4. یکی از موارد زیر را انجام دهید:
- بهبود بخشد – کاری را انجام دهید که یا موقعیت، تجربه شما از آن، یا معنایی که به آن می دهید کمی بهتر شود.
- قدردانی کنید چیزی یا کسی
- اتصال به کسی که دوستش دارید، به چیزی معنوی، به یک جامعه، یا به غریبه هایی در خیابان. (لازم نیست این یک تعامل یا رفتار آشکار باشد؛ ارتباط یک حالت ذهنی است.)
- محافظت کنید کسی که از ناراحتی دوستش داری
5. احساس کنید: “من ناامید هستم، اما خوبم.”
مقررات ناامیدی را با عزیزان خود تمرین کنید
وقتی صحبت از ناامیدی از عزیزان می شود، تمرین این مهارت کمی سخت تر است – اما بسیار مهم تر.
تمرین بالا را با یادآوری (در شماره 1) ناامیدی از شریک زندگی خود، به عنوان مثال، آشفتگی یا حواس پرتی، انجام دهید. موارد زیر را به تمرین اضافه کنید:
6. بینایی دوچشمی را تمرین کنید – سعی کنید تعامل یا مشکل را از چشم شریک زندگی خود و در عین حال که آن را از طریق چشمان خود می بینید، ببینید.
7. خود را از چشم شریک زندگی خود ببینید.
8. با احترام به دیدگاه شریک زندگی خود، تغییری را که می خواهید بخواهید.
9. احساس کنید: “من از مشکل ناامید هستم، اما شما را دوست دارم.”
تا زمانی که عشق مهمتر از ناامیدی باشد، می توانید هر مشکلی را بین خود حل کنید. تنها زمانی که ناامیدی مهمتر از عشق به نظر می رسد، مشکلات رابطه سمی می شوند.
تمرین تنظیم هیجان می تواند به شکستن آن کمک کند چرخه عذاب. آن وقت است که ناامیدی به شما احساس بی ارزشی می دهد و در ازای آن می خواهید ارزش شریک خود را پایین بیاورید، که البته به هر شکلی از طرف شریک زندگی تان تلافی می کند. تنها زمانی که این چرخه شکسته شود، عشق می تواند آزادانه رشد کند و شکوفا شود.