به عنوان اعضای Gen X، ما سلیقه های مشابهی در موسیقی داریم. ما اخیراً در مورد نبوغ REM بحث می کردیم که ما را به سوراخ خرگوش شنود فرستاد تا دوباره موارد مورد علاقه خود را ببینیم. تارا “شنای شبانه” را به شدت توصیه می کند. اد از «رادیو اروپای آزاد» حمایت میکند، حتی با وجود اینکه نمیداند این آهنگ درباره چیست و گمان میکند که مایکل استیپ هم این کار را نمیکند.
گنجینههای شگفتانگیزی در کانن REM وجود دارد، اما یکی از محبوبترین آهنگهای آنها، با بیش از 443 هزار گوشداده در Spotify تا این پست، «Everybody Hurts» است. اگر آن را شنیده اید، آن را می دانید. شما آن را احساس می کنید.
احتمالاً 20 سال از زمانی که من (تارا) آن آهنگ را گوش کردم می گذرد و با شنیدن دوباره آن غمگین شدم. مطمئناً، این آهنگ غمگینی است، اما هرگز واکنش مشابهی را برانگیخت و احتمالاً به این دلیل است که متن آن مثل امروز در زندگی من در آن زمان صدق نمی کرد.
وقتی مطمئن هستید که به اندازه کافی غذا خورده اید
از این زندگی، به خوبی صبر کنید
خودت را رها نکن
چون همه گریه می کنند
همه گاهی اوقات درد می کنند
اوایل تابستان امسال دوست عزیزی را به دلیل خودکشی از دست دادم. غم و اندوه ناشی از غیبت او به طرق مختلف و در زمانی که من اصلاً انتظارش را ندارم ظاهر می شود و مشکل غم و اندوه در همین جاست. غیر قابل پیش بینی و خاردار است. به صورت امواج می آید. مثل یک مهمان ناخوانده ظاهر می شود و فقط با شما می نشیند.
(اد یک دوست خوب خود را در دانشگاه به دلیل خودکشی از دست داد. دوست عزیز دیگری که یک موسیقیدان فوق العاده بود، او را به آهنگ “If You Go” از گروه ایرلندی هات هاوس فلاورز تبدیل کرد تا به او کمک کند. این نوازنده نیز از آن زمان گذشته است. “اگر تو برو» و اندوه اکنون در مغز اد ازدواج کرده است.)
اگرچه غم کنونی من برای دوستم است، اما این احساس به از دست دادن عزیزان انسانی محدود نمی شود. از دست دادن یک حیوان خانگی می تواند ویرانگر باشد، و این احساس ممکن است زمانی ایجاد شود که در رسیدن به اهداف ناکام باشیم، یک دوستی به پایان برسد، یا متوجه شویم که دیگر به اندازه گذشته جوان نیستیم. دلایل زیادی برای غم و اندوه وجود دارد.
(اد متعجب است که آیا او تنها فردی در جهان است که هنگام پذیرش یک بچه گربه، غم و اندوه پیشگیرانه را احساس می کند.)
همه ما شنیدهایم که اندوه دارای پنج مرحله است و به این باور رسیدهایم که غم غیرقابل اجتناب ما از طریق یک پیشرفت طبیعی انجام میشود: انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی و پذیرش. این آرامش بخش است اما اشتباه است.
مراحل توسط الیزابت کوبلر-راس، MD، با صحبت با افرادی که در حال مرگ بودند، نه با افرادی که در غم و اندوه باقی مانده بودند، توسعه یافت. مطمئناً، مراحل منطقی است. آنها چک لیستی برای کمک به کسی ارائه می دهند که احساس کند در حال پیشرفت به سمت پذیرش ضرر است. اما فرض اینکه این پنج مرحله به طور منظم اتفاق بیفتد، واقع بینانه نیست، و پذیرش به این معنی نیست که دوباره خودتان هستید. در واقع، فکر نمیکنم بعد از از دست دادن کسی، هرگز مثل قبل نباشی.
بخشی از دلیل این تغییر دائمی نیاز به گذراندن روند سوگواری است. بین غم و اندوه فرق است. غم یک احساس است. این احساسی است که به شما سرازیر می شود. سوگواری یک عمل است. این سوار شدن بر احساس و یادگیری چگونگی کنار آمدن با گذشت زمان است. هر دو سخت هستند. هرکس به روش خود با آنها برخورد می کند و این یک فرآیند پنج مرحله ای خطی نیست.
فرآیند من برای برخورد با بسیاری از چیزها اغلب شامل جستجوی پاسخ در علم است. در این مورد، تلاش برای درک هدف غم و اندوه. این احساس وحشتناکی دارد، فرد را برنمیگرداند، بر سلامت جسمی و روانی ما تأثیر منفی میگذارد، پس چرا این چیزی است که ما هنوز تجربه میکنیم؟
علم واقعا نمی داند (با تشکر از هیچ چیز، علم!). تنها چیزی که به طور قطع می توان گفت این است که غم و اندوه یک احساس جهانی انسانی و محصول جانبی داشتن روابط است. این باعث می شود به نظر برسد که ما به عنوان بخشی از تجربه انسانی خود مجبور به غصه خوردن هستیم و فقط باید با آن کنار بیاییم. اما چگونه؟
من پیشنهادهای زیادی برای راههایی برای عبور از فرآیند سوگواری دیدهام و مهمتر از همه در هر فهرست صحبت با یک متخصص است که میتواند به شما کمک کند. اگر درمان انفرادی گزینه ای برای کمک به مدیریت از دست دادن شما نیست، می توانید به دنبال گروه های حمایت از سوگ یا سوگواری باشید که در منطقه محلی شما یا آنلاین ملاقات می کنند.
علاوه بر درمان، یک پیشنهاد که به من کمک می کند این است که اگرچه این یک فرآیند است، اما درباره «بستن» نیست. کسی که من از دست دادم همیشه با من خواهد بود و من مجبور نیستم این احساسات را جمع و جور کنم و ادامه دهم. در واقع، احساس واقعی احساسات (چیزی که من بدنام وحشتناکی در آن هستم و دوست ندارم) و نادیده نگرفتن آنها کلید اصلی است. وقتی احساسی از هیچ جایی (مهم نیست که چیست) به شما می رسد، باید با آن بنشینید. نه برای همیشه، اما به اندازه کافی طولانی است تا بفهمیم در مرحله بعد با آن چه کنیم.
یکی از راههای دسترسی به این احساسات، نوشتن یا گفتن داستان درباره شخصی است که از دست دادهاید. این به شما امکان می دهد آنچه را که آنها را برای شما خاص کرده است به اشتراک بگذارید. به طور خاص نشان داده شده است که نوشتن در مورد تجربیات آسیب زا باعث بهبود سلامت روان و کاهش بیماری های جسمی مرتبط می شود.
شما همچنین می توانید با دیگرانی که تحت تأثیر این فقدان قرار گرفته اند تماس بگیرید، حتی اگر غم و اندوه شما تنها وجه مشترک شما باشد. من بارها برای دوستم عکس های پسرخوانده اش (پسرم) را پیامک می کردم. از آنجایی که دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم، عکس ها را برای مادرش پیامک می کنم. اگرچه ما فقط یک بار شخصاً ملاقات کردیم، اما به هم متصل هستیم، و این یکی از راههایی است که میتوانیم چیزی بیش از ضرر را به اشتراک بگذاریم.
پیشنهادهای دیگری که برای مقابله با آن دیده ام شامل اهدا به هدف مورد علاقه فرد، ارتباط با حافظه او با خوردن غذاهای مورد علاقه، تماشای برنامه مورد علاقه او یا انجام فعالیت های مورد علاقه او است. توصیه دیگر این است که فعالیتی را پیدا کنید که این احساس را ایجاد کند که دیگر به دلیل غیبت این فرد تجربه نمی کنید. ایده این است که اگر بتوانید احساسی را که از دست داده اید بفهمید، می توانید چیز دیگری را پیدا کنید که نزدیک است. این عالی به نظر می رسد، اما من هنوز هیچ فعالیتی برای تسکین غم خود پیدا نکرده ام. در ضمن، من به خیریه های مورد علاقه دوستم کمک مالی کرده ام، با غذای رستوران باربیکیو مورد علاقه اش، مراسم یادبودی را برای او برگزار می کنم و هر بار که یک پیت بول را می بینم، به او فکر می کنم.
اگر شما یا کسی که میشناسید با سلامت روانی خود دست و پنجه نرم میکند، لطفاً کمک بگیرید. همه درد میکشن فقط صبر کن
اگر شما یا کسی که دوستش دارید به خودکشی فکر میکنید، فوراً به دنبال کمک باشید. برای کمک 24/7 برای خط ملی پیشگیری از خودکشی، 988 را شماره گیری کنید، یا با ارسال پیامک به TALK به 741741 با خط متن بحران تماس بگیرید. برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود، به دایرکتوری درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.