وقتی دبیرستان بودم در کلاس روانشناسی شرکت کردم. در حالی که معلم متحرک و جالب بود، یک مشکل بزرگ وجود داشت: او هرگز نمی توانست نام من را درست تلفظ کند. هر بار که نقشی را ایفا می کرد، به جای نام واقعی من، والری، “والریا” را صدا می کرد که با مالاریا هم قافیه بود.
آیا او را اصلاح کردم؟ مطمئناً، بارها، اما او ادعا کرد که یک بار شاگردی به نام والریا داشته است و به جای نام واقعی من، مدام در سرش میچرخد. من انصراف دادم و ترم والریا شدم.
با این حال، برای بسیاری با نام هایی که قومی یا خارجی به نظر می رسند، این یک مشکل یک ترم نیست. اشتباه تلفظ کردن نام آنها مشکلی است که آنها در مدرسه، محل کار و همانطور که نسخه های جمهوری خواه نام کوچک کامالا هریس در سیاست نشان می دهد با آن مواجه می شوند.
کامیلا کیه؟
کامالا هریس نام خود را مانند “کاما لا” تلفظ می کند، اما همانطور که به طور گسترده گزارش شده است، دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا بارها نام خانم هریس را به اشتباه “ka-MA-la” و حتی “کامیلا” تلفظ کرده است. در حالی که ترامپ و چندین جمهوریخواه دیگر عمومیترین و جدیدترین نمونههای استفاده از نام را به عنوان راهی برای جلب توجه یا مشکلسازی هویت قومی ارائه کردهاند، این رویه قطعا چیز جدیدی نیست.
اسامی اغلب توسط والدین به فرزندانشان با هدف صریح حفظ پیوند مهم با میراث قومی، مذهبی یا فرهنگی داده می شود. به عنوان مثال، نام هایی مانند Cillian یا Saoirse، پیوندهای قوی با فرهنگ ایرلندی دارند. اما مشکل زمانی به وجود میآید که نام یک میراث مورد مناقشه را افزایش میدهد یا میراثی که توسط فرهنگ غالب به حاشیه رانده شده است، به عنوان مثال، کامالا به عنوان یک نام مشتق شده از سانسکریت در هند رایج است.
قدرت یک نام
اما مشکل کسانی که نامهای نامتعارف و قومیتی دارند فقط تلفظ اشتباه نیست. مسئله بزرگتر این است که تحقیقات نشان میدهد نامهایی که بهطور قابل تشخیصی با گروههای اقلیت مرتبط هستند، اغلب برای بیارزش کردن افراد دارای هویت قومی استفاده میشوند یا بهعنوان میانبر برای تعیین اینکه فردی فاقد «تناسب فرهنگی» مناسب است، استفاده میشود.
این امر به ویژه در زمینه های محل کار صادق است. یک مقاله تحقیقاتی با تبلیغات گسترده کشف کرد که کسانی که در رزومه خود نام های غربی یا سفید دارند، پنجاه درصد بیشتر برای مصاحبه شغلی فراخوانده می شوند و مطالعه دیگری نشان می دهد که به اصطلاح “سفید کردن” رزومه، مانند انتخاب نام سفیدتر ، منجر به علاقه بیشتر کارفرمایان شد.
تحقیقات دیگر نشان میدهد که برخی از این واکنشهای منفی به نامهایی که تلفظ آنها سخت است، ممکن است به دلیل تسلط پردازش – یا احساس سهولت یا مشکلی که هنگام انجام یک کار ذهنی تجربه میکنیم – باشد تا تعصب.
هنگامی که با یک لهجه جدید یا یک کلمه پیچیده تر یا سخت تر برای تلفظ مواجه می شویم، پردازش آن به تلاش ذهنی بیشتری نیاز دارد و این تلاش اضافی مغز به اشتباه به عنوان چیزی ناخوشایند و به عنوان یک مشکل با شخص دارای نام تفسیر می شود. تجربه پردازش ذهنی چالش برانگیزتر
خبر خوب این است که روانی شناختی، به معنای احساس راحتی ذهنی، با آشنایی بیشتر افراد با لهجهها، املا یا تلفظهای جدید افزایش مییابد – و این سهولت افزایش میتواند به تداعیهای مطلوبتری تبدیل شود، اگرچه نمیتواند پاسخهای مربوط به نگرشی را کاهش دهد. به جای عوامل پردازش
مرز نام جدید
برچسب های نام
منبع: Jon Tyson/Unsplash
انقلاب هوش مصنوعی ممکن است بتواند حداقل برای بخشی از مشکلی که کسانی که نامهای کمتری دارند، راهحلهایی ارائه دهد. چندین ابزار فناوری جدید برای کمک به راهنمایی معلمان، کارفرمایان و سایر افراد در مورد تلفظ صحیح نام در دسترس قرار گرفته اند.
به عنوان مثال، Namecoach یک برنامه مبتنی بر ابر است که کمک تلفظ صوتی را مستقیماً با نامهایی در مواردی مانند فهرست کلاسها یا لیست کارمندان و مشتریان قرار میدهد و همچنین فرصتی را برای افراد فراهم میکند تا تلفظها را خود ضبط کنند. NameShouts، یکی دیگر از ابزارهای تلفظ آنلاین، از موتورهای جستجو برای تعیین مکان تلفظ های مناسب بر اساس زبان استفاده می کند.
اما راههای سادهای وجود دارد که با تکنولوژی کمتری آشنا میشوند تا مطمئن شوید که نامها به درستی تلفظ میشوند. اگر با نامی روبرو می شوید که نمی توانید آن را تلفظ کنید، مودبانه درخواست راهنمایی یک فضیلت است، نه یک رذیله. بعد از اینکه تلفظ را با کمی تمرین کم کردید، برای خود یک یادداشت آوایی برای بعد ایجاد کنید تا بتوانید روش صحیح بیان آن را به خود یادآوری کنید.
به طور مشابه، اگر نامی دارید که اغلب اشتباه تلفظ می شود، قرار دادن تلفظ آوایی در کنار نام خود در زوم یا روی ایمیل ها می تواند شما را از خستگی ناشی از اصلاح مکرر دیگران نجات دهد.
نکته اصلی این است که مایل به صرف زمان و تلاش اندک میتواند کمک زیادی به ایجاد احساس ارزشمندی در افرادی کند که نامهای کمتر آشنا دارند و این باعث میشود مدارس، محلهای کار و، بله، حتی تریبونهای سیاسی برای همه بهتر باشد.