این اولین پست از یک سری است.
چی؟ تغییرات آب و هوا مزایایی دارد؟ صبر کنید: البته تغییرات آب و هوایی یک فاجعه است. مثل اکثر بحران ها. اما خوبی بحرانها این است که آنها را که در حال انکار هستند مجبور میکنند تا با مشکل روبرو شوند. این اولین گام در فرآیند تغییر است، همان چیزی که روانشناس اجتماعی و بنیانگذار اقدام پژوهی، کرت لوین، آن را مرحله «انجماد کردن» نامید. این یک مرحله روانشناختی ضروری است. این مزیت بالقوه است.
با این حال، اگر نشانه روشنی در مورد نحوه رسیدگی به مشکل از طریق عمل وجود نداشته باشد، استرس ناشی از زنگ خطر را نمی توان در اقدام سازنده بسیج کرد و می تواند باعث ایجاد پرخاشگری، اضطراب و سایر آسیب شناسی ها در سطوح فردی و اجتماعی شود (به پست من در مورد استرس مراجعه کنید. ). و در واقع، بسیاری از ما در حال حاضر احساس اضطراب می کنیم.
با بحران های کنونی و مشهود بودن تغییرات آب و هوایی، اکنون به لحظه یخ زدگی رسیده ایم. ما می دانیم که باید رفتار خود را تغییر دهیم تا پایدارتر باشیم، که باید به یک سیستم پایدارتر انتقال دهیم.
اما آیا واقعاً می توانیم تغییر کنیم؟ در این پست، من استدلال می کنم که ما انجام دهید قدرت انتقال و تغییر رفتار خود را داریم. اما این نیاز به رویکردی دارد که قدرتمندتر از تلنگر ملایم است: کانالگذاری. رفتار انسان واقعاً قابل هدایت است.
تحقیق مشترک توسط روانشناسان و داوطلبان
از اواخر دهه 1990، من و تیمم در حال بررسی این موضوع بودیم که چرا مردم اینگونه رفتار می کنند. شرکت کنندگان داوطلب در حین انجام زندگی عادی خود، دستگاهی را که من اختراع کردم، دوربین فرعی، یک دوربین فیلمبرداری مینیاتوری روی یک عینک می پوشند. ما فیلم را با شرکت کنندگان تماشا می کنیم. با گذر از آن، به «حافظه اپیزودیک» دسترسی پیدا می کنند: بازنمایی واضح و دقیق از ادراکات، عواطف و نیات خود در لحظه اقدام (لاهلو، 2011).
شرکتکنندهای که زیرکم پوشیده است.
منبع: سعدی لاهلو
شرکت کننده ای که اقدام خود را توضیح می دهد.
منبع: سعدی لاهلو
آنها برای ما توضیح می دهند که چرا آنها به همان صورت عمل کردند و روی صفحه به عناصر موقعیت و نحوه تفسیر آنها اشاره می کنند. بنابراین، ما یک دید دقیق و موقعیتیافته از زمینه (آنچه میبینند و میشنوند با وضوح بالا و استریو)، از آنچه که واقعاً انجام میدهند (ما میتوانیم عمل دستانشان را ببینیم) و جریان فکرشان به دست میآوریم. ما این کار را با صدها شرکتکننده، در خانه، محل کار، در مکانهای عمومی، در فعالیتهای متنوع مانند وعدههای غذایی خانوادگی، مراقبت از کودکان، آشپزی، خرید، تمیز کردن، تعویض لاستیک، رانندگی تریلر، توقف پلیس انجام دادهایم. و جستجو، تشخیص یک بیماری حاد در اتاق عمل، یا حتی پایلوت یک نیروگاه هسته ای، و بسیاری دیگر.
شکستن مهره چگونگی سازگاری مردم توسط جامعه
یک یافته شگفتانگیز این است که، در بیشتر موقعیتها، رفتار افراد قابل پیشبینی و کانالگذاری است. به عنوان مثال، هنگام سفر با هواپیما، از لحظه ورود در فرودگاه تا لحظه تحویل چمدان خود از چرخ و فلک در بدو ورود، رفتار شما جدا از چند جزئیات (چای یا قهوه در هواپیما؟) کاملاً قابل پیش بینی است. ). و همه مسافران دیگر هواپیما بدون توجه به جنسیت، سن، تحصیلات و حتی هدف از سفر، رفتار مشابهی دارند. این قابلیت پیشبینی، با کانالهای کم و بیش محدود، در بیشتر موقعیتهای زندگی اجتماعی وجود دارد: در هواپیما، بلکه در قطارها و همه اشکال حملونقل، در رستورانها، در خیابانها، در کلیساها، در مساجد، در آسانسورها، در خانواده. وعده های غذایی، در مدارس و غیره. به عبارت دیگر، سیستم های اجتماعی برای کنترل رفتار وجود دارد که از همه متغیرهای توضیحی کلاسیک با میزان موفقیت تقریباً 100 درصد بهتر عمل می کند. و این سیستم های کنترلی به خوبی توسط مردم پذیرفته شده اند.
اگر در مورد آن فکر کنید، دلیل آن واضح است: جوامع به قابلیت پیش بینی نیاز دارند، زیرا جوامع مبتنی بر تقسیم کار و همکاری هستند. تصور کنید که اگر مردم شروع به رفتار نکردن مطابق انتظار، پارک کردن در وسط جاده، بازی با توپ در سوپرمارکتها، امتناع از پرداخت پول در مغازهها و غیره کنند، هرج و مرج میشود. بنابراین جوامع مجبور بوده اند سیستم های بسیار قدرتمند و انعطاف پذیری را برای هدایت رفتار ایجاد کنند و آنها را طی قرن ها به کمال رسانده اند.
بله، ما هنوز برخی جنایات، برخی رسوایی ها، برخی تصادفات جاده ای داریم… اما با توجه به تعداد تراکنش های انسانی، این شکست ها بسیار نادر به نظر می رسند. به عنوان مثال، نرخ تصادفات جاده ای در اروپا کمتر از یک کشته در هر 150 نفر است میلیون کیلومتر پیموده شده – معادل 3750 بار رانندگی در سراسر جهان که برای یک راننده قرن ها طول می کشد.
تغییر دشوار است زیرا مکانیسمهای کانالگذاری بسیار کارآمد هستند – اما ما میتوانیم آنها را تغییر دهیم
یک مشکل این است که این سیستمهای کارآمد برای هدایت رفتاری طراحی شدهاند که لزوماً پایدار نیستند (مثلاً محیطزیست را آلوده میکنند). بنابراین، اگر بخواهیم رفتار خود را تغییر دهیم، با یک لوح تمیز کار نمی کنیم. ما در برابر سیستمهای کانالکشی پیچیده و انعطافپذیری هستیم که جامعه دقیقاً برای پایدار کردن این رفتارها ایجاد کرده است. “عادت” های ما اغلب اثر این کانال سازی قدرتمند است.
این وسایل اجتماعی که بسیار قدرتمندتر از مداخلات رفتاری کنونی ما هستند چیست؟ آنها “تأسیسات” هستند. از چه چیزی ساخته شده اند؟ ترکیبی از سه سطح از اجزا. آیا می توانیم از آنها برای تغییر رفتار استفاده کنیم؟ پاسخ مثبت است! بله، ما می توانیم! این باید ترسهای آب و هوایی شما را برطرف کند: ما میتوانیم با بهینهسازی سیستمها یا تأسیسات کانالهای اجتماعی فوقکارآمد فعلی رفتار را تغییر دهیم. یا بر اساس همین اصول، موارد جدید طراحی کنید.
آن اصول طراحی چیست؟ برای پاسخ به پست بعدی من مراجعه کنید.