09:31 - 2025/06/11

مرگ برای لذت بردن از زندگی

[ad_1] مرگ موضوعی است که ما را دفع می کند. ما دوست نداریم روی آن زندگی کنیم. ما از آن دوری می کنیم ، آن را استتار می کنیم ، آن را پنهان می کنیم ، آن را رد می کنیم. با این حال ، من شما را به ادامه خواندن تشویق می کنم. در حالی که فکر کردن د...

مرگ برای لذت بردن از زندگی

[ad_1]

مرگ موضوعی است که ما را دفع می کند. ما دوست نداریم روی آن زندگی کنیم. ما از آن دوری می کنیم ، آن را استتار می کنیم ، آن را پنهان می کنیم ، آن را رد می کنیم. با این حال ، من شما را به ادامه خواندن تشویق می کنم. در حالی که فکر کردن در مورد مرگ می تواند بسیار اضطراب آور باشد ، پیشنهاد می کنم چگونگی تحمل ایده مرگ را بررسی کنید.

ما بخشی یا حتی کلیت زندگی خود را در انکار مرگ می گذرانیم. ما دوست نداریم در مورد آن فکر کنیم ، بنابراین این کار را نمی کنیم. ما زندگی می کنیم که گویی زندگی ما برای همیشه دوام خواهد داشت.

انکار در حال حاضر به ما کمک می کند تا هنگام فکر کردن در مورد مرگ ، احساس ناراحتی یا اضطراب خود را خودداری کنیم. اما در دراز مدت ، انکار به ما کمک نمی کند. از آنجا که هرچه در مورد مرگ کمتر فکر می کنیم ، ترسیم تر می شویم. قانع نشده؟ سعی کنید به یک خرس صورتی فکر نکنید. اکنون در ذهن شما چه چیزی دارید؟ هرچه بیشتر سعی کنیم به چیزی فکر نکنیم ، بیشتر ذهن ما را به یک روش یا دیگری تعقیب می کند. مثل یک شبح

دام اجتناب

این دام اجتناب است. به عنوان مثال ، من داستانی را در مورد اخبار مربوط به پدر جوانی که بر اثر سرطان درگذشت ، می شنوم. من از این فرصت استفاده می کنم که در طول گزارش خودم یک کوکی دوم و سوم را بدست آورم. این روش کم و بیش آگاهانه من برای جلوگیری از فکر کردن در مورد مرگ است. در لحظه ، فکر کردن در مورد مرگ اضطراب من را کاهش می دهد. مثل این است که من سعی می کنم در ذهنم به چیز دیگری بروم. و کلوچه ها خیلی خوب هستند!

اما دفعه بعد که من با موضوع مرگ روبرو شدم یا فکر مربوط به مرگ از ذهنم عبور می کند ، ممکن است احساس ناراحتی ، آن اضطراب ، حتی بیشتر از گذشته را احساس کنم. این یک حلقه است که خودش را تغذیه می کند. بنابراین ، برای ایجاد ایده مرگ کمتر باعث اضطراب و غیرقابل تحمل ، این است که به تدریج به ایده مرگ نزدیک شوید.

مرگ و میر با زندگی کردن

برای اهانت به مرگ ، ما باید با خسته کردن زندگی شروع کنیم. بیایید در میان دیوانگی زندگی روزمره مکث کنیم تا در زندگی ما تأمل کنیم. ما می توانیم سوالات زیر را از خود بپرسیم:

  • زندگی من چطوره؟
  • آیا زندگی من مرا راضی می کند؟
  • چه چیزی را دوست دارم؟ آیا در زندگی شادی پیدا می کنم؟
  • آیا موارد خاصی وجود دارد که دوست دارم تغییر کنم؟ به عنوان مثال ، من احساس می کنم در شغلی که مرا خسته می کند ، یا در رابطه ای که مرا تغذیه نمی کند ، احساس می کنم. چگونه می توانم آن را تغییر دهم تا احساس بهتری داشته باشم؟
  • با چه کسی در اطرافم می خواهم پیوندهای خود را بیشتر تقویت کنم؟ برای گذراندن وقت بیشتر با؟
  • آیا من از سفر زندگی ام تاکنون راضی هستم؟
  • چه چیزی دوست دارم با زندگی خود تجربه کنم ، زندگی کنم و انجام دهم؟

هرچه زندگی ما راضی تر باشد ، هرچه بیشتر زندگی می کنیم زندگی می کنیم ، بیشتر روابط تحقق بخشیدن با عزیزان خود را پرورش می دهیم و بیشتر زندگی می کنیم. و کمتر پشیمانی در مورد “زندگی نکردن” داریم. این امر باعث می شود واقعیت مرگ کمتر تکان دهنده باشد.

پیدا کردن معنا در زندگی ما

تأمل بر معنای زندگی و آنچه در آن زندگی می کند نیز به ایده آل مرگ کمک می کند. هیچ پاسخی درست یا نادرست وجود ندارد ، فقط تلاش برای تأمل در مورد اینکه چرا ما زندگی می کنیم ، آنچه را که خدمت می کنیم ، آنچه را که می خواهیم به عزیزان خود ، جامعه ، به جامعه منتقل کنیم ، تأمل کنیم. چه چیزی دوست داریم از طریق حضور خود به عنوان میراث پشت سر بگذاریم؟

ایده انتقال اغلب بسیار تسکین دهنده است. این همان چیزی است که ما آن را تولید می نامیم. تولیدات تعهد ما برای ایجاد میراث مثبت برای نسل هایی است که از ما پیروی می کنند. ما می توانیم این تولید را به عنوان مثال از طریق والدین ، ​​تدریس ، مربیگری ، رهبری و بسیاری از حوزه های زندگی دیگر زندگی کنیم. زندگی با این تولید به ما امکان می دهد تا به یک استمرار خاص انسانی که فراتر از مرگ ماست ، لمس کنیم. آنچه ما انتقال می دهیم ، به غیر از ما مستقیماً از طریق ما زندگی می کند.

آماده شدن برای مرگ ما

هرچه بیشتر برای مرگ خود آماده شویم ، بیشتر قادر خواهیم بود با آن روبرو شویم. این راهی برای دور شدن از انکار است. انتخاب در مورد ترجیحات ما (به عنوان مثال ، اهدای عضو ، دفن یا خلاقیت) و انجام مراحل برای اراده. چگونه دوست داریم عزیزانمان پس از گذشت جمع شوند؟ آیا می خواهیم یک یادداشت ، یک فیلم یا جعبه حافظه برای آنها بگذاریم؟

صحبت کردن در مورد انتخاب ها و ترجیحات ما با عزیزان ما به بالا بردن حجاب در انکار مرگ ما کمک می کند ، علاوه بر این ، علاوه بر کمک به عزیزان ما ، از گذشت ما کمک می کند.

مرگ ما نیز مهمتر از همه به معنای زندگی ما ، زندگی ما است. این به معنای ساخت جداشده های لازم است. جدا شدن از دارایی های ما ، پروژه های ما و از اساسنامه حرفه ای و اجتماعی ما.

روانشناسی ضروری می خواند

برای جدا کردن ، اگر ما درگیری های حل نشده یا کلمات ناگفته را پشت سر نگذاریم ، ساده تر است. به عنوان مثال ، آیا مواردی وجود دارد که ما هرگز نگفتیم و دوست داریم در حالی که زنده هستیم با عزیزان خود به اشتراک بگذاریم؟

مرگ و میر ما همچنین شامل غم و اندوه آرمان های بی تحرک ما ، آنچه را که نمی بینیم ، چه چیزی را تجربه نخواهیم کرد. این یک روند پذیرش آنچه نبوده و نخواهد بود. برای راهنمایی ما در این جهت ، ما می توانیم به جای اینکه بی وقفه یک نسخه ایده آل از خودمان را دنبال کنیم ، به اعتقاد ما ، بر کشت قدردانی بخاطر آنچه که قبلاً به دست آورده ایم و آنچه را که قبلاً در اختیار داریم قرار دهیم ، تمرکز کنیم.

ما از عدم دور کردن ایده مرگ و به تدریج به آن نزدیک می شویم. آنچه زیباست این است که برای مرگ و میر ، ما باید با خسته کردن زندگی شروع کنیم. اما در نهایت ، ضرب و شتم مرگ ما بهترین راه برای لذت بردن از زندگی ما است زیرا ما را به سمت ما سوق می دهد ، ما را وادار می کند تا آنچه را که واقعاً می خواهیم زندگی کنیم زندگی کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان