بسیاری از افراد در میانسالی خود را به سمت مربیگری جذب می کنند. طبق نظریه رشد روانی-اجتماعی اریک اریکسون، این از نظر رشدی مناسب است، زیرا آنها در مرحله زایشی هستند که با تمایل به هدایت و حمایت از نسل بعدی مشخص می شود (اریکسون، 1950). با این حال، برخی از مربیان ممکن است تعجب کنند که آیا رویکرد آنها باید تغییر کند، زمانی که منتی آنها عصبی است. پاسخ ساده است: در حالی که اصول اصلی مربیگری ثابت باقی می ماند، استراتژی های خاصی وجود دارد که می تواند به ویژه در هنگام راهنمایی افراد واگرای عصبی مفید باشد. در اینجا برخی از بینشهای ارزشمندی وجود دارد که به طور جهانی قابل اجرا هستند و در عین حال به ویژه در حمایت از مربیان واگرای عصبی مؤثر هستند.
مربیگری میتواند برای افراد واگرای عصبی دگرگونکننده باشد و پشتیبانی متناسب با روشهای متمایز یادگیری و تعامل آنها با جهان ارائه دهد. همراه با بسیاری دیگر، من تاکید کردهام که مربیگری فقط در مورد ایجاد مهارت نیست. این در مورد ایجاد یک محیط مثبت و تایید کننده است که به افراد عصبی واگرا اجازه می دهد تا از نقاط قوت خود استفاده کنند، بر چالش ها غلبه کنند و اعتماد به نفس برای برتری را توسعه دهند. کاپ (2013) تنوع عصبی را مورد بحث قرار می دهد و تأکید می کند که چگونه ارائه حمایت فردی و پذیرش تفاوت ها می تواند تأثیر مثبتی بر افراد اوتیسم بگذارد. او همچنین یک مبنای نظری برای درک اینکه چگونه افراد عصبی واگرا میتوانند از راهنمایی بهره ببرند ارائه میکند که ضمن ارائه پشتیبانی عملی، از نقاط قوت منحصر به فرد آنها تجلیل میکند.
1. پشتیبانی شخصی
یکی از قوی ترین جنبه های مربیگری، سازگاری آن با نیازهای فردی است. افراد اعصاب واگرا اغلب از راهنمایی های خاص متناسب با روش های منحصر به فرد تفکر آنها بهره می برند. این شخصیسازی تضمین میکند که مربیگری با سبک یادگیری و نقاط قوت مربی منطبق است و باعث میشود رشد بیشتر قابل دستیابی و پاداش باشد.
2. پذیرش تفاوت ها
افراد اعصاب واگرا اغلب می توانند فشار را برای انطباق با هنجارهای نوروتیپیک احساس کنند، که می تواند بر عزت نفس و هویت تأثیر بگذارد. مربیان می توانند به مقابله با این فشار کمک کنند، در عوض مربیان عصبی واگرا را تشویق کنند تا دیدگاه ها و رویکردهای منحصر به فرد خود را در آغوش بگیرند. این جشن فردیت یک تقویتکننده اعتماد به نفس حیاتی است و به افراد عصبی کمک میکند حتی زمانی که با اطرافیانشان متفاوت هستند احساس ارزشمندی و توانایی کنند.
3. توسعه مهارت
مربیان میتوانند به منتیهای واگرای عصبی کمک کنند تا مهارتهای اساسی را توسعه دهند که در غیر این صورت ممکن است دلهرهآور باشد. راهنمایی ساختاریافته می تواند از رشد در نظم، تمرکز و تعاملات اجتماعی حمایت کند. تجارب عملی می تواند از طریق فرصت هایی برای مشارکت در کار تیمی و ارتباطات اجتماعی بسیار سودمند باشد.
4. الگوها
دیدن موفقیت مربیان واگرای عصبی برای مربیان واگرای عصبی الهام بخش و اعتباربخش است. الگوهایی که با پذیرش ویژگی های منحصر به فرد خود پیشرفت کرده اند، می توانند به مربیان نشان دهند که موفقیت بدون قربانی کردن اصالت قابل دستیابی است. این دید، کلیشهها را به چالش میکشد و حس افراد عصبی را از آنچه ممکن است گسترش میدهد.
5. حمایت عاطفی
مؤلفه عاطفی مربیگری را نمی توان اغراق آمیز کرد، به ویژه برای کسانی که ممکن است به دلیل ویژگی های عصبی خود با سوء تفاهم یا انگ مواجه شوند. مربیگری فضای امنی را برای بحث در مورد ناامیدی ها، جستجوی تشویق و یادگیری راهبردهای مقابله ای ارائه می دهد. این محیط حمایتی برای ایجاد تابآوری و کمک به افراد عصبی واگرا برای مدیریت چالشهای زندگی با اطمینان بیشتر ضروری است.
6. مهارت های وکالت
مربیان می توانند افراد واگرای عصبی را برای دفاع از خود، مهارتی ضروری در محیط های مختلف، از موسسات آموزشی گرفته تا محل کار، توانمند کنند. دانستن نحوه برقراری ارتباط با نیازها، تعیین حد و مرزها و جستجوی امکانات به افراد عصبی واگرا اجازه می دهد تا راحت تر و موثرتر در این فضاها حرکت کنند.
7. راهنمایی شغلی
افراد اعصاب واگرا ممکن است با چالش های منحصر به فردی در محل کار مواجه شوند، اما نقاط قوت منحصر به فردی را نیز به همراه دارند. مربیان میتوانند بینشهایی در مورد مسیرهای شغلی ارائه دهند که با این نقاط قوت همسو هستند و به مربیان کمک میکنند محیطهای کاری حمایتکننده را شناسایی کنند و استراتژیهایی برای موفقیت توسعه دهند. این راهنمایی برای بزرگسالان عصبی که ممکن است برای یافتن نقشهایی که به جای محدود کردن تفاوتهایشان به کمک نیاز داشته باشند، ارزشمند است.
8. تقویت استقلال
مربیگری با تجهیز افراد عصبی واگرا به ابزارهایی برای مقابله با چالش های زندگی به تنهایی، استقلال را تقویت می کند. مربیگری اتکا به خود و تصمیم گیری را تقویت می کند و از این مهارت های مهم به روشی تدریجی و توانمند حمایت می کند. این استقلال می تواند به طور باورنکردنی آزاد کننده باشد زیرا افراد عصبی واگرا اعتماد به نفس پیدا می کنند تا با اتکای کمتری به دیگران در جهان خود حرکت کنند.
9. ساخت شبکه های اجتماعی
برای بسیاری از افراد واگرای عصبی، برقراری و حفظ ارتباطات اجتماعی می تواند چالش برانگیز باشد. برنامههای مربیگری اغلب شبکهای از همتایان و مربیان را فراهم میکنند و جامعهای را ایجاد میکنند که در آن افراد واگرای عصبی احساس درک و پذیرش میکنند. این احساس تعلق با انزوا مبارزه میکند و دوستیهای طولانیمدت را تقویت میکند، زیرا مربیان و مربیان ارتباطاتی را بر اساس درک متقابل و تجربیات مشترک ایجاد میکنند.
10. توسعه همدلی
از طریق مربیگری، افراد عصبی واگرا می توانند همدلی و تحمل ناامیدی را توسعه دهند، مهارت هایی که روابط و تعاملات آنها را افزایش می دهد. این مهارت ها به طور جهانی ارزشمند هستند، اما می توانند به ویژه برای افراد عصبی که ممکن است با سوء تفاهم های اجتماعی مواجه شوند، تأثیرگذار باشند. با کار بر روی این توانایی های بین فردی، مربیگری به مربیان عصبی کمک می کند تا پیچیدگی های پویایی اجتماعی را با سهولت بیشتری طی کنند.
نتیجه گیری
مربیگری باید شامل تأیید عاطفی باشد و به مربیان کمک کند تا در جامعه ای که ممکن است همیشه دیدگاه های منحصر به فرد آنها را درک نکند، رشد کنند. ایجاد حمایت شخصی و همدلانه تاب آوری، استقلال و اعتماد به نفس را تقویت می کند و مربیگری را به ابزاری مؤثر برای توانمندسازی تبدیل می کند. همه مربیان باید در پذیرش خود واقعی خود و توسعه مهارت هایی که با نقاط قوت آنها کار می کند، حمایت شوند.