تالیف مشترک ماریا آکسیلیادورا سانچز لدسما و رابرت تی مولر، Ph.D.
من اینجا هستم چون دکترم اصرار کرد، اما این تمرینهای تمرکز حواس را مفید نمیدانم. وقتی با گروه تمرین میکنم، میتوانم آن را تحمل کنم، اما وقتی مدیتیشنها را در خانه انجام میدهم، اضطرابم بدتر میشود.» لوئیس (نام برای ناشناس ماندن تغییر کرد) یکی از شرکتکنندگان من در یکی از برنامههای هشت هفتهای مبتنی بر ذهنآگاهی بود که بهعنوان یک پرستار بهداشت روان از آن استفاده میکردم.
این برنامه ها در مرکز سلامت روان بزرگسالان کلینیک بیمارستان بارسلونا برگزار شد. در آن زمان برای کنار آمدن با این ناراحتی راهکارهایی به او دادیم و او برنامه را تمام کرد. با این حال لوئیس هنوز احساس می کرد که تمرکز حواس برای او نیست.
نگاهی دقیق تر به ذهن آگاهی
مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی (MBI) در کشورهای غربی بسیار محبوب هستند و ذهن آگاهی اغلب به عنوان یک راه حل “یک اندازه متناسب با همه” ستایش می شود که برای همه کارآمد است. با این حال، در حالی که مزایای آن توسط تحقیقات پشتیبانی می شود، ما همچنین باید از اثرات نامطلوب بالقوه آن آگاه باشیم.
Ausiàs Cebolla، محقق ذهنآگاهی و مدیتیشن و استادیار دانشکده روانشناسی در دانشگاه والنسیا، اسپانیا، یکی از اولین مطالعات را منتشر کرد که به بررسی وجود اثرات ناخواسته مدیتیشن در یک نمونه بزرگ از تمرینکنندگان پرداخت.
Cebolla توضیح می دهد که هر کسی که مدیتیشن را به طور منظم تمرین کرده است می داند که می تواند اثرات نامطلوبی در ارتباط با آن داشته باشد. در واقع، روایات متفکرانه رسالههای معتبری در توضیح این پدیدهها ایجاد کردهاند. با این حال، این به سختی در نسخه های سکولار غربی از مدیتیشن، مانند MBI، بررسی شده است.
منبع: Vaishali Dhiman / Wikimedia Commons
یک بررسی سیستماتیک در سال 2018 نشان داد که تنها 22 درصد از کارآزماییهای کنترل تصادفیسازی شده در مورد مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی، وجود اثرات نامطلوب را در نظر گرفتند. علیرغم این، Cebolla متوجه شد که در جامعه علمی علاقهای به درک این پدیدهها وجود دارد و به محض شروع تحقیق، بسیاری از همکاران محقق خواستند با این پروژه درگیر شوند.
در میان این گروه ها، Cebolla کارهای انجام شده توسط عصب شناس Willoughby Britton و همکارانش را برجسته می کند. بریتون و تیمش متوجه شدند که محققان از تعاریف و روشهای مختلفی برای اندازهگیری اثرات نامطلوب مدیتیشن استفاده میکنند. چگونه میتوانیم پدیدهها را درک کنیم، اگر همه به طور متفاوت به تأثیرات نگاه میکردند؟
برای حل این مشکل، تیم بریتون، بر اساس طبقهبندی بینالمللی جهانی برای ایمنی بیمار و دستورالعمل CONSORT، تعریف خاصی را برای اثرات نامطلوب مدیتیشن به عنوان هر اثر ناخواسته مدیتیشن که بهعنوان منفی تجربه میشد یا تأثیر منفی بر روی بیمار داشت، ارائه کرد. زندگی فرد تیم بریتون همچنین ابزار ارزیابی خاصی را برای ارزیابی اثرات نامطلوب مدیتیشن ایجاد کرد که اکنون به طور گسترده در مطالعات مداخله ای مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده می شود.
با استفاده از این روشها، بریتانیا متوجه شد که حدود 58 درصد از شرکتکنندگان در یک برنامه مبتنی بر تمرکز حواس، حداقل با یک تجربه منفی در طول تمرین مدیتیشن مواجه شدند و 37 درصد گزارش کردند که مدیتیشن تأثیر منفی بر زندگی روزمره آنها دارد. شایع ترین عوارض جانبی یافت شده اضطراب، تحریف فضا-زمان، و تجربه مجدد آسیب زا بود.
منبع: Taylor Deas-Melesh / Unsplash
پیمایش ذهنی در تمرین
Cebolla اضافه می کند که عوامل خطر وجود دارد که ممکن است به این نگرانی کمک کند. به عنوان مثال، افرادی که از اختلالات سلامت روان رنج می برند ممکن است در معرض خطر بیشتری برای تجربه اثرات ناخوشایند مربوط به مدیتیشن باشند.
سایر شرایطی که ممکن است منجر به تجربه مشکلات در مراقبه شود عبارتند از رفتن به یک استراحتگاه مراقبه بدون تجربه قبلی یا استفاده از مراقبه بدون یک راهنمای خوب. Cebolla اشاره می کند که آموزش حرفه ای یک چالش است. معلمان ذهن آگاهی باید نه تنها در مورد مدیتیشن بلکه در زمینه اختلالات سلامت روان و مدیریت بحران آموزش کافی داشته باشند. Cebolla همچنین تاکید می کند که مهم است به مردم اطلاع داده شود که ممکن است نوعی درد گذرا را تجربه کنند و راهبردهایی برای مقابله با این تجربیات به آنها ارائه شود.
نگرانی احتمالی دیگر این است که ما ممکن است در اجرای برنامه های مدیتیشن در جامعه بدون درک کامل از پیامدهای آنها یا بدون در نظر گرفتن اقدامات ایمنی عجله داشته باشیم. یک مطالعه کیفی اخیر با هدف درک تجربیات غیرمثبت دانش آموزان در یک مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی عمومی مبتنی بر مدرسه به این نتیجه رسید که معلمان ذهن آگاهی زمان و در برخی موارد دانش لازم برای تشخیص یا مدیریت ناراحتی را ندارند.
Cebolla اشاره می کند که قبل از شروع تمرین مراقبه، مهم است که زمینه آموزشی را انتخاب کنیم که به بهترین وجه با اهداف ما مطابقت دارد: روانی آموزشی، بالینی یا معنوی. وقتی این انتخاب را انجام دادیم، وقت آن است که به دنبال یک معلم خوب یا یک پروتکل مبتنی بر شواهد باشیم که توسط یک مربی با آموزش رسمی هدایت می شود. مهم است که در تمرین عجله نکنید و پیشرفت را کم کم تحکیم کنید. در نهایت، برای افرادی که آسیبپذیری روانی دارند، داشتن کمک خارجی از یک متخصص میتواند فرد را در این تمرین راهنمایی کند.