18:59 - 2024/11/21

مدلی برای درک رفتار غیرمنتظره رأی دهندگان

[ad_1] تلاش‌هایی برای درک اینکه چرا انتخابات ریاست‌جمهوری 2024 تغییر کرد، با برخی اشاره به آنچه که من دلیل اصلی آن می‌دانم: ناراحتی گسترده رأی‌دهندگان به دلیل آنچه «شوک برچسب سوپرمارکت» نامیده می‌شود، صورت گرفته است. نمونه هایی از این نار...

مدلی برای درک رفتار غیرمنتظره رأی دهندگان

[ad_1]

تلاش‌هایی برای درک اینکه چرا انتخابات ریاست‌جمهوری 2024 تغییر کرد، با برخی اشاره به آنچه که من دلیل اصلی آن می‌دانم: ناراحتی گسترده رأی‌دهندگان به دلیل آنچه «شوک برچسب سوپرمارکت» نامیده می‌شود، صورت گرفته است. نمونه هایی از این ناراحتی را می توان در یک ویدیوی ویروسی در یوتیوب از ژوئن 2024 مشاهده کرد، که نشان داد یک صورتحساب خواربار فروشی والمارت 122 دلاری در سال 2022 بیش از 400 دلار برای همان اقلام دو سال بعد هزینه داشت. حتی اگر، همانطور که برخی استدلال می کنند، نرخ تورم واقعی در آن ویدئو بسیار اغراق آمیز بود، واقعیت این است که تورم یکی از نگرانی های اصلی رای دهندگان است. این با این یافته منعکس می شود که افرادی که برخلاف انتظارات جمعیتی رای دادند، به طور عمده تورم را دلیل اصلی ذکر کردند. با این حال، به نظر می رسد که تعداد کمی از کارشناسان سیاسی به این نتیجه رسیده اند، همانطور که در یک نظرسنجی اخیر نشان داده شده است که از پاسخ دهندگان پرسیده شده است که چرا انتخابات به همین شکل پیش رفت. آشکارا، هیچ یک از مشاوران سیاسی طرف بازنده ناراحتی شوک برچسب سوپرمارکت را به عنوان توضیح اصلی ذکر نکردند.

به نظر من، بخشی از دلیل نادیده گرفتن پریشانی تورمی به عنوان علت رفتار رای دهندگان در موارد خاص این است که پریشانی یک ساختار روانی است، در حالی که دانشمندان علوم سیاسی به طور کلی (و نظرسنجی ها به طور خاص) تمایل دارند در یک جهان بینی جامعه شناختی عمل کنند. در راستای یک جهت گیری جامعه شناختی، رفتار رأی دهندگان عمدتاً از نظر نقش عوامل گروهی چندگانه مانند ایدئولوژی، حزب، سیاست، نژاد، مذهب، جنسیت، طبقه و غیره مورد بررسی قرار گرفته است. ، اینها تمایل دارند تاکیدی که به نظر من شایسته آنهاست داده نشود. یک دلیل دیگر برای مقاومت در برابر فرضیه تورم این است که ما عادت کرده‌ایم فکر کنیم که توضیح برای رفتار جمعی باید پیچیده باشد، و این تمایل وجود دارد که یک توضیح واحد را بیش از حد ساده‌نگر ببینیم.

یک نظریه روانشناختی مقدماتی در مورد رفتار رأی دهندگان، که از مدل چندعاملی من از «اقدام احمقانه» (1) مشتق شده است، به طور خلاصه در زیر ارائه شده است. این تئوری انتخاب رأی دهندگان، زیرمجموعه ای از «نظریه کنش هوشمند» (2) عمومی است که به عنوان «چهار C رفتار انسانی» نیز شناخته می شود. این چهار عامل عبارتند از: زمینه، شناخت، همبستگی و شخصیت. این نظریه به طور گسترده روان پویشی است، زیرا رفتار یک بازیگر، چه باهوش یا احمقانه، می تواند ناشی از اثر تجمعی همه این عوامل در کنار هم دیده شود.

این نظریه تاکنون عمدتاً در زمینه ناتوانی (3) مورد استفاده قرار گرفته است، اما من معتقدم که کاربرد وسیع تری دارد. این نظریه با به اصطلاح “مدل ساختاری” فروید مقایسه شده است، با شناختی که مربوط به ایگو، همبستگی به id، و شخصیت با سوپرایگو است. نظریه فروید صرفاً از نمونه‌های موردی مشتق شده است، اما مشخص شده است که کاربرد بالینی و توضیحی زیادی دارد. در حالی که شباهت‌های آشکاری بین این دو نظریه وجود دارد، نظریه کنش احمقانه در واقع از «نظریه سیستم‌های انگیزشی» مارتین فورد که به خوبی تحقیق شده است، مشتق شده است (4). سه تفاوت بین نظریات فروید و من عبارتند از: (الف) جایی برای زمینه در مدل فروید وجود نداشت، (ب) او مدل خود را برای طبقه بسیار محدودتری از رفتارها، مانند لغزش های زبان، به کار برد، و (ج) وجود داشت. برخی از اعتبار سنجی تجربی برای جنبه های نظریه کنش هوشمند (5) (6).

در اینجا شرح مختصری از هر یک از چهار عامل ذکر شده است که به طور خاص بر نحوه ارتباط آنها با مسئله شوک برچسب سوپر مارکت تمرکز می کند. در بخش پایانی، من به طور خلاصه چگونگی کارکرد عناصر موجود در مدل با هم و همچنین چگونگی تأثیرات متقابل را بررسی می‌کنم.

ج اول: زمینه

من قبلاً این عامل را به عنوان “وضعیت” شناسایی کرده ام. این به این واقعیت اشاره دارد که تقریباً هر رفتاری شامل تلاش برای کنار آمدن با یک مشکل خاص است. در مورد شوک برچسب سوپرمارکت، مشکلی که رای دهنده با آن مواجه است، درک مطالب انتخاباتی است که یک نامزد یا حزب را برای آن تورم سرزنش یا بهانه می کند.

ج دوم: شناخت

همه رفتارها، از جمله تصمیمات سیاسی، دارای یک جزء شناختی هستند که در آن فرد باید تصمیم بگیرد که چقدر به استدلال ها یا حقایق مختلف اهمیت دهد. در حالی که ضریب هوشی یا سطح تحصیلات بدون شک بخشی از معادله است، «هوش رأی‌دهندگان» مفهومی بسیار گسترده‌تر است و شامل مواردی مانند قضاوت اجتماعی، دانش اقتصادی و تاریخی (که به طور گسترده در عموم مردم وجود ندارد)، دانش، و قرار گرفتن در معرض منابع متعدد اطلاعات

ج سوم: همسویی

Conation اصطلاحی است که در گذشته توسط روانشناسان بسیار مورد استفاده قرار می گرفت اما دیگر چندان مورد استفاده قرار نمی گیرد. در فرمول‌بندی‌های قبلی نظریه‌ام، من از این عامل به عنوان «تاثیر/حالت» یاد کردم. اما همبستگی کمی فراتر از عاطفه است و می تواند به عنوان “اراده” توصیف شود، یعنی نیاز یا انگیزه برای عمل به روشی خاص. در مورد تورم مواد غذایی، conation به این موضوع اشاره دارد که چقدر به رفاه مالی یا تغذیه ای اهمیت داده می شود، و چه میزان پریشانی در نتیجه تهدیدهای این رفاه تجربه می شود.

ج چهارم: شخصیت

در فرمول‌بندی‌های قبلی، من به این عامل به عنوان «شخصیت» اشاره کردم. این به صفات، علایق، ارزش‌ها و رفتارهای پایداری اشاره دارد که فرد را به فردی منحصر به فرد تبدیل می‌کند. مطابق با علاقه بلندمدت من به زودباوری انسان، شخصیت توضیح می‌دهد که چرا افراد از نظر اینکه چقدر آسان یا دشوار است دستکاری آنها با اطلاعاتی، خواه درست یا نادرست، متفاوت است، که با ترس یا علایق آنها بازی می‌کند.

کنار هم قرار دادن عناصر

همانطور که گفته شد، نظریه کنش هوشمند از این نظر که یک رفتار خاص (در این مورد، رای دادن) ناشی از هر سه عامل درون فردی است که با زمینه تعامل دارند، نئو روان پویایی است. از آنجایی که قدرت عوامل (که نمی‌توان آن‌ها را به طور کامل برای هر شخص مشخص کرد) در افراد مختلف متفاوت است، استفاده کمی از مدل در این مرحله محدود است. با این حال، من معتقدم که ارزش توضیحی دارد، به ویژه هنگامی که ناراحتی گسترده ای وجود دارد که عوامل معمول گروهی مانند سن یا قومیت را در بر می گیرد. در موردی که ناراحتی رای دهندگان گسترده است، درخواست سیاسی از سوی نامزدی که مقصر آن ناراحتی است، تنها در صورتی موفق خواهد بود که مشکل به رسمیت شناخته شود و به اندازه کافی به آن پرداخته شود. با این حال، همانطور که نمونه های تاریخی مختلف در ایالات متحده و سایر کشورها نشان می دهد، غلبه بر تورم بزرگ به عنوان یک موضوع انتخاباتی یک نبرد دشوار است (7).

حق چاپ استفان گرینسپن

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان