توسط برت لیون
همه ما از آن عبور می کنیم، هیچ کس مصون نیست، و هیچ چیز نمی تواند به اندازه شرمی که اغلب با پیری همراه است، شرم جهانی در جامعه ما ایجاد کند. مردم ممکن است به دلیل ویژگی ها، باورها یا رفتارهای مختلف شرمنده شوند، اما همه ما با افزایش سن در معرض شرم گفتاری یا ناگفته قرار می گیریم و این از زمانی شروع می شود که به سختی شروع به لذت بردن از بزرگسالی کرده ایم. در اواسط دهه 30 زندگی ما در حال حاضر شروع به تجربه تغییرات کرده ایم. در فرهنگی که جوانان را پرستش میکند، ما واقعاً متوجه آن میشویم، و من مشتریانی را در 30 سالگی دریافت میکنم که شروع به صحبت در مورد پایان یافتن زندگیشان میکنند، «من باید این کار را میکردم، باید آن کار را انجام میدادم، زندگیام را تلف کردم». آنها به سختی 35 سال دارند!
در حالی که بسیاری از جوامع با افزایش سن برای افراد احترام عمیقی قائل هستند و نقش حیاتی را برای سالمندان می بینند، جامعه ما همچنان جوانان را می پرستد. در جامعه ای که اگر برای همیشه جوان نباشیم، با پیشرفت طبیعی از دست دادن تون عضلانی، مو، حافظه کوتاه مدت و بسیاری دیگر از عملکردهای فیزیکی و ذهنی روبرو هستیم، چه کنیم؟
چیزی که این مخمصه را ترکیب می کند این است که این فقط جامعه نیست که این را نشان می دهد، بلکه درونی نیز هست – ما این پیام ها را از محیط اجتماعی خود جذب کرده ایم. در دهه 60 و 70 زندگی خود باید با کلیشه های ریشه دار که جذب کرده ایم کار کنیم. ایدههایی مثل اینکه به چراگاه رفتهایم، زندگی به پایان رسیده است، قرار است روی صندلیهای گهوارهای خود بنشینیم، و دیگر هیچ کاربرد سازندهای در جامعه نداریم. این مجموعه ای ویرانگر از کلیشه ها است که برای بسیاری از افراد مسن که خرد زیادی انباشته اند و هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارند، واقعاً منطقی نیست.
شرم احساسی است که مشکلی در من وجود ندارد، که طبیعی است وقتی دچار زیان های اجتناب ناپذیری می شویم که اغلب با روند پیری همراه است: از دست دادن جسمی، از دست دادن عاطفی، از دست دادن حافظه، و از دست دادن دوستان و خانواده، همه در مواجهه با یک مشکل. جامعه بی تفاوت و شرمنده بیایید ببینیم چگونه با روند پیری خودمان راحتتر شویم، تا شرم ناشی از پیری را کشف و درمان کنیم.
تبدیل شرم سمی به شرم سالم
ماه گذشته 81 ساله شدم. به من گفته شده که خیلی جوان تر از سنم به نظر می رسم. من در جوانی توانسته ام “گذر” کنم. از این که از مردم بپرسم فکر میکنند من چند ساله هستم و از آنها میخواهم اواسط دهه 60 را حدس بزنند، لذت بردم. من آن را به عنوان یک تعریف میدانم، که هم احساس خوبی دارد و هم نشاندهنده شرمندگی من از پیری است، مانند اکثر مردم فرهنگ ما.
من به عنوان یک متخصص در کار با شرم، به مفهوم “شرم سالم” اعتقاد پیدا کرده ام، که در آن مایلیم محدودیت های خود را ببینیم و بپذیریم و درک کنیم که همه ما انسان هستیم و همه ما محدودیت هایی داریم. همه ما نقاط قوتی داریم و همه ما نقاط ضعفی داریم و این نقاط قوت و ضعف در طول زمان متفاوت است و تغییر می کند. مفهوم شرم سالم در کتاب جدید من با عنوان “در آغوش کشیدن شرم: چگونه از مقاومت در برابر شرم دست برداریم و آن را به یک متحد قدرتمند تبدیل کنیم” برجسته شده است. به دلایل شخصی بسیاری، در مورد نحوه برخورد با شرمندگی که به نظر می رسد همیشه با پیری در جامعه ما همراه است، بسیار فکر کرده ام و ایده هایی به ذهنم رسیده است.
با رسیدن به سنین بالاتر، مهم است که به گذشته نگاه کنیم و با گذشته، حال و آینده صلح کنیم. اگر زمانی پیش بیاید که ما نیاز به شفای شرم داشته باشیم، به عنوان سالمندان است. از برخی جهات، وظیفه واقعی ما با بالا رفتن سن این است که شرم سمی را که ممکن است جامعه برایمان ایجاد کند، و ما خودمان را به شرمساری سالم وارد می کنیم، تبدیل کنیم، که هم شامل فروتنی در مورد محدودیت هایمان می شود و هم یاد می گیریم که شرم ما از موقعیت چه می خواهد. تا به ما بیاموزد برای رسیدن به شرم سالم در مورد پیری خود، باید با آنچه اتفاق افتاده، اتفاقی که در حال رخ دادن است و آنچه خواهد افتاد، صلح کنیم.
ما باید بتوانیم با شکوه و با وقار پیر شویم و اجازه ندهیم تصورات یا قضاوت های دیگران ما را تعریف کند، ما را کنترل کند، ما را ضعیف کند، یا شأن ما را تضعیف کند. در حالی که مطمئناً با افزایش سن متحمل خسارات دردناک زیادی می شویم، همچنین می توانیم با کمک، پرورش و حمایت از دیگران، هدایای قابل توجهی از جمله خرد، شفقت، و حس مولد به دست آوریم.
برای خودم و برای دانشآموزان و مشتریانی که به آنها کمک میکنم، مدتها به این فکر کردهام که چگونه با افزایش سن، زندگی بهتری داشته باشیم و قربانی ناامیدی و بیفایدهای که پیری میتواند به همراه داشته باشد، نشویم. من متوجه شدهام که سه وظیفه اصلی میتواند به ما اجازه دهد تا زخمهای قدیمی را التیام بخشیم و با زمان باقیمانده در این سیاره شگفتانگیز، زندگی قویتر و کاملتری داشته باشیم:
به صلح با گذشته
پذیرش حال
برنامه ریزی برای آینده و کنار آمدن با آن
در پست های بعدی هر یک از این وظایف را به طور کامل توضیح خواهم داد.
حق چاپ برت لیون