آیا تا به حال ماساژ را نه تنها آرامش بلکه از نظر عاطفی مجدداً تنظیم کرده اید – مانند چیزی که عمیق تر تسکین یافته بود؟ این پاسخ فقط در عضلات شما نیست. این نشان دهنده یک سیستم بیولوژیکی باستانی است که در میان پستانداران مشترک است: نظافت اجتماعی. آنچه ماساژ در انسانهای مدرن فعال می کند ممکن است یک شرح فرهنگی از این رفتار مراقبت عمیق و محافظت شده باشد.
در شامپانزه ها ، نظافت فقط بهداشتی نیست – این چسب اجتماعی است. این استرس را کاهش می دهد ، اتحادها را جعل می کند و پیوندها را تقویت می کند. جالب اینجاست که این اثرات یک طرفه نیستند. بخشنده نظافت همچنین آرامش فیزیولوژیکی را تجربه می کند و مزایای عصبی دو جهته را نشان می دهد. ماساژ درمانی انسان ، به ویژه هنگامی که کند و ریتمیک باشد ، به نظر می رسد همان سیستم را به نام نورون آینه درگیر می کند.
علوم اعصاب لمس
ماساژ اکسیرهای C-tactile را فعال می کند ، الیاف عصبی برای لمس ملایم و عاطفی بهینه می شوند. این الیاف نه به قشر حسی ، بلکه به انسولین خلفی ، یک ناحیه مغزی که به احساسات و آگاهی جسمی گره خورده است ، می پردازند. این تحریک آبشار تغییرات عصبی شیمیایی را از بین می برد:
- اکسی توسین افزایش می یابد ، باعث افزایش پیوند و اعتماد می شود.
- اندورفین ها و دوپامین آزاد می شوند و باعث ایجاد سرخوشی خفیف و تسکین درد می شوند.
- کورتیزول – هورمون استرس – به طور قابل توجهی در حال قطره است و بدن را به تنظیم پاراسمپاتیک تغییر می دهد.
این الگوهای آینه هایی را که در نظافت بدوی دیده می شود ، آینه می کند و این ایده را تقویت می کند که ماساژ را به یک مدار مراقبت از اجدادی تبدیل می کند.
نظریه قوس: رفتار به عنوان Archetype × Drive × فرهنگ
نظریه Arch چارچوبی را برای درک این موضوع ارائه می دهد. این پیشنهاد می کند که تمام رفتار ناشی از تعامل:
- Archetypes: سیستم های عصبی با تکامل حفظ شده (به عنوان مثال ، مدارهای مراقبت در هیپوتالاموس و خاکستری پریاکودکتال).
- درایوها: انرژی انگیزشی (به عنوان مثال ، نیازهای وابسته ، تسکین تنش).
- فرهنگ: ساختار نمادین رفتار (به عنوان مثال ، تکنیک های ماساژ حرفه ای ، زمینه های درمانی).
از این نظر ماساژ صرفاً یک روند سلامتی مدرن نیست. این فعال سازی یک آرکیپت مراقب است که توسط درایوهای تسکین دهنده انرژی می یابد و از طریق هنجارهای فرهنگی آیینی می شود.
بنابراین تئوری قوس شکاف ذهن و بدن را به هم می زند: اثرات آرامش بخش و عاطفی ماساژ فقط روانشناختی نیست – آنها از نظر فیزیولوژیکی مبتنی هستند و ناشی از سیستم های رفتاری عمیقاً ریشه دار در طی میلیون ها سال است.
Touch Touch نیز از مزایای هدیه دهنده بهره می برد
ماساژ همچنین به نفع پزشک است. مانند شامپانزهایی که از نظافت دیگران تنظیم عاطفی می گیرند ، ماساژ درمانی اغلب در طول جلسات وضعیت آرام و مراقبه ای را گزارش می کند. مطالعات نشان می دهد که کاهش متقابل در کورتیزول و افزایش تنوع ضربان قلب در هر دو مشتری و درمانگر-هماهنگی تنظیم کننده-به احتمال زیاد از طریق نورونهای آینه-از حالتهای عاطفی.
این مزیت متقابل نشان دهنده ویژگی اصلی مراقبت از پستانداران است: به طور متقابل پاداش دهنده است. از طریق لمس ، هر دو طرف سیستم های عصبی و هورمونی را درگیر می کنند که باعث افزایش اعتماد ، آرامش و رفتار اجتماعی می شود.
از نظافت تا آیین
کاری که انسانها با نظافت انجام داده اند از نظر فرهنگی قابل توجه است. ما آن را در شیوه های حرفه ای – ماساژ ، درمان ، پرستاری – در حالی که عملکرد بیولوژیکی آن را حفظ می کنیم ، آیین داده ایم. این لایه فرهنگی مدل قوس است: آرکیپت های ذاتی به اشکال نمادین پوشیده شده اند. این که آیا این یک مادر است که فرزند خود را تکان می دهد یا یک درمانگر که مراقبت از لمس را ارائه می دهد ، سیستم Archetypal یکسان است.
درک این مسئله ممکن است به توضیح دهد که چرا عدم لمس – بیشتر در تنظیمات منزوی یا نهادی – می تواند منجر به اختلال در تنظیم خلق و خو ، استرس و عملکرد اجتماعی شود. ماساژ و شیوه های مشابه ممکن است به فعال شدن مجدد سیستم های مراقبت از خفته کمک کند ، نه تنها آرام بلکه احساس مراقبت از آن را بازگرداند.
نورونهای آینه خواندن ضروری است
نتیجه گیری: داروی Primate
ماساژ بیش از یک لوکس است – این یک مداخله مدرن از یک رفتار بقا اولیه است. این سیستم به سیستم های مراقبت و اتصال باستان باستان ، که به یک هنر شفابخش آیین می شود ، جلب می شود. از منظر تئوری قوس ، ماهیت درهم تنیده ذهن و بدن ما را نشان می دهد ، جایی که فرهنگ بر روی زیست شناسی بنا می شود ، و اسکریپت های باستانی حتی مدرن ترین شیوه های ما را شکل می دهد.
در زمان قطع ارتباط دیجیتال ، آیین های مبتنی بر لمس مانند ماساژ به ما یادآوری می کنند که ما چه کسانی هستیم: پستانداران اجتماعی برای اتصال ، راحتی و مراقبت سیمی شده اند.