[ad_1]

رویاپردازی ناسازگار، اشتغال ذهنی به زندگی خیالی است که به دلیل مشکلات شخصی و بین فردی که ایجاد می کند، باعث ناراحتی قابل توجهی می شود. برای مقابله با تنهایی، استرس، غم و عصبانیت استفاده می شود. این میتواند مستلزم چشماندازهایی از موفقیت نامحدود و تحسینی باشد که با انتقاد تضعیف نشده است یا عشقی که وحشتهای غفلت دوران کودکی را نفی میکند، جایی که هر نیازی پیشبینی میشود و با خوشحالی برآورده میشود. کسانی که درگیر خیال پردازی از این نوع هستند، اغلب احساس می کنند که حق زندگی خیالی خود را دارند. گاهی به دلیل خاص بودن ذاتی درک شده و در مواقع دیگر به دلیل زندگی ای که از تروما ایجاد شده است.
لیمرنس، وسواس در مورد اینکه آیا موضوع محبت شما احساسات شما را نسبت به آنها متقابل می کند یا نه، اغلب به صورت دو طرفه با این شکل شدید فانتزی مرتبط است، به این معنی که هر دو به یکدیگر غذا می دهند. ابژه، از این نظر، ایده آل می شود. ایرادات یا نادیده گرفته می شوند و یا با دید مثبت تری قاب می شوند. پرخاشگری به عنوان قاطعیت بازنویسی می شود. عیوب فیزیکی به عنوان منحصر به فرد تغییر شکل می دهند. استحقاق به عنوان جلوتر از زمان خود بازنویسی می شود. بزرگواری به عنوان واقعیت بازنویسی می شود. لوید الکساندر نوشت: “فانتزی راهی برای درک واقعیت است.” با این حال، خیالباف ناسازگار واقعیت خود را بر اساس خیال پردازی خود خلق می کند و تمایل انسان به تلاش برای درک جهان را منحرف می کند. دید خیالپرداز ناسازگار نسبت به چیزها همان می شود که آنها می خواهند. و زندگی ای که معتقدند سزاوار آن هستند به طرز دردناکی نزدیک است. غم و اندوه خود را همراه با هر ظاهری از فروتنی غرق می کنند.
این تصور اشتباه وجود دارد که افرادی که اغلب به این روش ها وسواس می پردازند، نمی توانند محدودیت های خود را بپذیرند یا با متوسط بودن خود زندگی کنند. این تا حدی درست است، اما مشکل شدیدتر است. به نظر می رسد حتی افراد بسیار با استعداد نیز قربانی این حالت های ناکارآمد می شوند. آنقدر نیست که نتوانند حد وسط خودشان را بپذیرند. این است که، اغلب، آنها نمی توانند هیچ درجه ای از آن را بپذیرند. همانطور که آنها موقعیت، عشق یا امنیت به دست می آورند، همه آنها شروع به احساس بیش از حد عادی، بیش از حد خسته کننده و بیش از حد ناپایدار می کنند. سازگاری آنها با موفقیت، حتی آن درجه ای که از نظر بسیاری بسیار مطلوب است، آن را به امری عادی تبدیل می کند. آنها غالباً زندگی بدون محدودیت می خواهند، همانطور که جی گتسبی گفته است، برای همیشه “بالا، بالا، بالا” می روند. بنابراین، مسئله فقط پذیرش عیوب شخصی و یادگیری زندگی با آنها نیست. این یک سوال است که چگونه می توان با ناامیدی های اجتناب ناپذیر همه شکست های آنها زندگی کرد و تمام موفقیت های آنها
لیمرنس از طریق فانتزی تداوم می یابد. با این حال، وقتی خیالپرداز ناسازگار، معشوق خود را به دست میآورد، اغلب خود را ناامیدتر از بدون او میبینند. فرد جوینده موقعیت ممکن است خود را با یک شریک زیبا اما از نظر عاطفی سرد بیابد. و معتاد به عشق ممکن است غرق در نوعی محبت شود که احساس خفگی می کند. در نهایت، راه رهایی از بیحوصلگی و خیالپردازی ناسازگار، شناخت معیارها و انتظارات خود است، که مدام بالاتر میروند، بهعنوان پردهای برای مشکلی عمیقتر: ناتوانی در کنار آمدن با عادی زندگی، که با حس عمیق شرم آمیخته است. (پرستش سلبریتی شکل دیگری از این کار است، زیرا افراد مشهور نسخه های خاص خود را از زندگی های خسته کننده دارند که به دقت پنهان می شوند. بنابراین، به دلیل این شخصیت های ساخته شده، ما به راحتی می توانیم جهان را به دو دسته برنده و بازنده تقسیم کنیم.)
من اغلب از بیمارانم می پرسم: کدام محدودیت ها را می توانید بپذیرید؟ نکته این است که آنها را وادار کنیم تا در نظر بگیرند که واقعاً چقدر می خواهند آنچه را که می گویند انجام می دهند. آیا آن شخص، دستاورد یا آسایش در نهایت آنها را خوشحال می کند یا مانند یک بچه با یک اسباب بازی جدید، آن را در جعبه ای قرار می دهند و به آرزوی دیگری می روند؟ لیمرنس بسیار قدرتمند است زیرا یک جاه طلبی تحقق نیافته است – یک فانتزی بی حد و حصر که در تئوری می تواند به هر جایی منجر شود. برخی، ناخودآگاه، حتی ممکن است خیال پردازی را به واقعیت ترجیح دهند و در حالی که در جستجوی شغل بهتر یا شریک بهتری هستند، دنیا را سرزنش می کنند. هیچ وقت هیچ چیز به اندازه کافی خوب نیست.
بنابراین، چگونه درون نگری می تواند کمک کند؟ اگر محدودیتهای شخصی تنها مشکل نیست، و متوجه میشوید که تقریباً از هر نتیجهای ناراضی خواهید بود، میتوانید به فکر معاوضه باشید. کدام زندگی خوشایندتر است؟ البته، برخی همچنان متقاعد هستند که ایدهآلهایشان آنها را خوشحال میکند، اما نگاه کردن به آنها بهعنوان راهحلهای غیرواقعی میتواند به کاهش برخی از ناراحتیهایی که تمایل دارند ایجاد کنند، کمک کند. نابغه های زیادی بوده اند که عظمت نبوغ برایشان کافی نبوده است. آنها به جای پذیرش هدایای استعدادهای خود، به دنبال شکوه نامحدود بودند. این را امروز می بینیم که متخصصان یک رشته خود را در همه زمینه ها متخصص می دانند.
مشغله خاص بودن شما را از زندگی و شرمتان نجات نمی دهد، صرف نظر از اینکه از چیزهای معمولی می ترسید زیرا نشان دهنده آسیب، غفلت و نفرت از خود است یا به شما یادآوری می کند که چقدر از عظمت فاصله دارید. برخی از ما خاص بودن را با مهم بودن اشتباه می گیریم. ما هنوز هم می توانیم برای کسانی که ما را دوست دارند با وجود ناتوانی ما در بی حد و حصر شدن اهمیت دهیم. سپس می توان استدلال کرد که از این نظر، ما را با عیب هایمان دوست دارند. اما، ابتدا باید باور کنیم که دوست داشته شدن با عیب هایمان امکان پذیر است و پیگیری شایسته ای است. این، خوشبختانه و متأسفانه، به همان اندازه خوب است. این به شما بستگی دارد که آن را باور کنید.
[ad_2]