قبل از زبان ، صدا وجود داشت.
قبل از منطق ، ریتم وجود داشت.
و قبل از اینکه بفهمیم کسی چه می گوید ، سیستم عصبی ما در حال گوش دادن است – به فرکانس ها ، رمزگشایی الگوهای ، اسکن برای تهدید یا ایمنی ، تنظیم یا تنظیم.
اما اگر یاد بگیریم که گوش کنیم – نه فقط به بیرون ، بلکه از درون – ما شروع به شنیدن آنچه بدن ما می داند می شنویم.
این ریتم اهمیت دارد.
این صدا معنی دارد – در زیر کلمات.
که حتی بدون کلمه ، بدن پاسخ می دهد.
این جایی است که موسیقی وارد می شود – نه به عنوان سر و صدای پس زمینه یا حواس پرتی بلکه به عنوان ابزاری بیولوژیکی برای تغییر وضعیت و بازگرداندن مقررات.
موسیقی یکی از ماندگارترین ، در دسترس ترین و قدرتمندترین اشکال سرگرمی ما است – و یکی از مؤثرترین راه هایی که ریتم های بیولوژیکی داخلی خود را بازیابی یا مختل می کنیم.
ما ممکن است متوجه آن نشویم ، اما ما در تمام طول موسیقی از موسیقی استفاده کرده ایم تا با انرژی خود مطابقت داشته باشیم ، روحیه خود را تغییر دهیم ، ما را به مبارزه بپردازیم یا وقتی کلمات کوتاه می شوند ، خودمان را در کنار هم نگه داریم.
موسیقی و فیزیولوژی
قبل از اینکه موسیقی سرگرمی باشد ، فیزیولوژی است.
سیستم عصبی انسان با فرکانس ، ریتم و لحن کاملاً تنظیم شده است – نه به همان اندازه سالم ، بلکه به عنوان سیگنال ایمنی یا تهدید است.
مدتها قبل از تفسیر اشعار یا شناسایی ملودی ، بدن ما قبلاً پاسخ داده است.
ما فقط موسیقی را نمی شنویم. ما آن را احساس می کنیم
از منظر polyvagal ، موسیقی یک کانال مستقیم به سیستم تعامل اجتماعی (SES) است – یک سکوی عصبی متشکل از اعصاب خاص جمجمه ای که عضلات صورت ، صدا ، گوش میانی و سر را به موازات قلب و تنفس تنظیم می کند. این سیستم حاکی از نحوه گوش دادن ، صحبت کردن ، ارتباط و هماهنگی است.
صدا از طریق گوش وارد می شود اما نفس ، ضربان قلب ، بیان صورت ، صدا و آمادگی برای اتصال یا محافظت را شکل می دهد.
برخی از فرکانس ها ، به ویژه موارد موجود در محدوده آواز انسان ، به عنوان اطمینان بخش و تسکین دهنده تعبیر می شوند.
برخی دیگر – کم صدای بلند یا اوج های تیز – می توانند تهدیدات زیست محیطی را تقلید کنند.
ریتم و سرعت بر قدم زدن داخلی ما تأثیر می گذارد: الگوهای قابل پیش بینی می توانند برانگیختگی را کاهش دهند ، در حالی که ضربات سریع یا نامنظم ممکن است بسیج یا تحریک شود.
لحن عاطفی ، ساختار و کانتور صدا به طور مستقیم بر نحوه سازماندهی فیزیولوژی ما تأثیر می گذارد.
وقتی به انواع مختلفی از موسیقی گوش می دهیم احساس می کنیم زیرا ریتم ها ، تمپوس ها و فرکانس های موجود در موسیقی ، ریتم های بیولوژیکی داخلی ما را تغییر می دهد.
الگوهای ضربان قلب و تنفس ما در رابطه با موسیقی که به آن گوش می دهیم تغییر می کند.
ما این غریزه را می دانیم.
ما به طور شهودی از موسیقی برای تغییر وضعیت یا پایدار بودن حالت استفاده می کنیم.
بدن در بسیج مزمن ممکن است هوس ضربات پر انرژی کند.
یک سیستم نزدیک فروپاشی ممکن است به سکون محیط برسد.
برخی از افراد موسیقی را با قصد انتخاب می کنند: آماده شدن برای یک تمرین ، آرامش قبل از خواب یا انتقال از یک لحظه استرس زا. برای حل و فصل اعصاب خود قبل از صحنه یا پیاده روی به دادگاه در مرکز.
برخی دیگر این کار را به صورت انعطاف پذیر انجام می دهند – برای موسیقی برای نگه داشتن خود ، بسیج ، پرانرژی یا شلوغ و یا مطابقت با حالت های غم ، جدا شدن یا غرق شدن.
از آنجا که این پاسخ در زیر آگاهی اتفاق می افتد ، بدن ما از صدا برای ارزیابی ریسک یا استقبال از استقبال استفاده می کند – مدت طولانی قبل از اینکه انتخاب کنیم چگونه احساس کنیم.
در هر صورت ، موسیقی بیش از ایجاد روحیه انجام می دهد – این یک وضعیت فیزیولوژیکی را در زیر روحیه تطبیق و تقویت می کند ، یا ما را به حالت دیگری تبدیل می کند که روحیه ما را تغییر می دهد.
موسیقی به عنوان یک ابزار عملکرد
ما این را به وضوح در محیط های با کارایی بالا مشاهده می کنیم.
ورزشکاران المپیک با هدفون در عرصه های پرخاشگر وارد می شوند و به ریتم هایی که آنها را برای انجام آنها آماده می کند ، تنظیم می کنند و از انتظارات و فشارهای ناشی از طرفداران و منتقدین دور می شوند.
بسیاری از ما به یاد می آوریم که مایکل فلپس در حال قدم زدن روی عرشه شنا – صندلی پایین ، هود به بالا ، هدفون در جهان است که جهان را به بیرون می کشاند و بدن او را در آن قرار می دهد.
علوم اعصاب ضروری می خواند
اتاق های قفل پالس با لیست های پخش که تمرکز ، شدت و انرژی را بسیج می کنند.
در استادیوم ها ، ضربات هماهنگ یک آهنگ می تواند هزاران نفر را برای بالا بردن عملکرد تیم میزبان برطرف کند.
این فقط مربوط به اعتیاد به مواد مخدره نیست. ورزشکاران از موسیقی برای تراز کردن فیزیولوژی خود با خواسته های لحظه ای استفاده می کنند – در حالی که وقت آن رسیده است ، یا در هنگام قله فشار ، خود را پایه گذاری می کنند.
موسیقی به نوعی مترونوم عصبی تبدیل می شود و سرعت داخلی آنها را برای مطابقت با کار مورد نظر سازماندهی می کند.
اینها بیش از آیین ها هستند – آنها ابزاری برای تغییر وضعیت فیزیولوژیکی ، برای بهتر یا بدتر هستند.
بدن قبل از اینکه ما آگاهانه تصمیم بگیریم که چگونه می خواهیم پاسخ دهیم یا اینکه حتی موسیقی را دوست داریم ، به موسیقی پاسخ می دهد.
از آنجا که این پاسخ عملکردهای موزیک بازتابنده – نه شناختی – به عنوان نوعی زبان عصبی است.
یک کد مخفیک که مستقیماً با مغز ، بدن و سیستم عصبی صحبت می کند که حس خود را از خود ، آمادگی ما برای درگیر شدن و ظرفیت ما برای اتصال شکل می دهد.
ما می توانیم به سرعت با اطمینان ، بازیگوش ، یا پر انرژی ، یا آرامش ، یا بی نظیر یا بی نظیر احساس کنیم – با توجه به صداهای اطرافمان و موسیقی که انتخاب می کنیم.
موسیقی می تواند آنچه را که قبلاً احساس می کنیم تقویت کند – یا به ما کمک می کند تا چیز جدیدی پیدا کنیم: ریتم ، نفس ، دسترسی به خودمان.
این هم آینه و هم راهنما است.
راهی برای بازگشت به خودمان
در لحظه های فشار ، قطع ارتباط یا فرسودگی ، موسیقی چیزی ضروری را ارائه می دهد:
یک مسیر بازگشت به مقررات.
بازگشت به اتصال.
بازگشت به انسجام.
موسیقی نقطه ورود به مکالمه با سیستم عصبی ما است.
ترانه هایی که ما به آنها کشیده شده است ممکن است وضعیت فعلی ما را منعکس کند – یا ممکن است آنها به طور شهودی ما را به سمت آهنگ راهنمایی کنند که بهتر از لحظه متناسب باشد.
این فقط چیزی نیست که ما به آن گوش می دهیم – اینگونه است که سیستم عصبی ما چگونه گوش می دهد.
هر لحن ، ریتم و رزونانس از طریق یک سکوی عصبی که برای تشخیص ایمنی ، ما را برای اتصال آماده می کند ، فیلتر می شود یا ما را برای محافظت فرا می خواند.
موسیقی به گفتگو بین صدا و حالت تبدیل می شود – زبانی که ما را به سمت خودمان باز می گرداند.
تمرین: از موسیقی برای تغییر حالت استفاده کنید
این چک مختصر مبتنی بر موسیقی را امتحان کنید:
- بدن خود را در جایی که هست ملاقات کنید.
آیا شما آشفته ، مسطح ، مضطرب ، متمرکز یا جدا شده اید؟ نیازی به تغییر آن نیست – فقط در هر کجا که هستید با خود ملاقات کنید.
- آهنگی را انتخاب کنید که یا با وضعیت فعلی شما مطابقت داشته باشد یا یک تغییر ملایم ارائه دهدبشر
- با بدن خود گوش دهید.
با پخش موسیقی ، چه چیزی در نفس ، بیان صورت ، وضعیت ، حرکات یا لحن عاطفی شما تغییر می کند؟
- اجازه دهید موسیقی شما را راهنمایی کند– برای رفع یا زور تغییر ، بلکه برای کشف چگونگی شکل گیری صدا ریتم داخلی شما نیست.