10:28 - 2024/09/24

قبل از بستری شدن عزیزان چه باید دانست

[ad_1] قصد من از نوشتن این مطلب این است که تجربیاتی را که با پسرم پشت سر گذاشتم، با شروع اولین تظاهرات بیماری او و سفرمان در قسمت های متعدد بعدی به اشتراک بگذارم. من همچنین قصد دارم به عنوان یک والدین و روانپزشک در مورد موضوعاتی که این تج...

قبل از بستری شدن عزیزان چه باید دانست

[ad_1]

قصد من از نوشتن این مطلب این است که تجربیاتی را که با پسرم پشت سر گذاشتم، با شروع اولین تظاهرات بیماری او و سفرمان در قسمت های متعدد بعدی به اشتراک بگذارم. من همچنین قصد دارم به عنوان یک والدین و روانپزشک در مورد موضوعاتی که این تجربیات مطرح می‌کنند، نظراتی ارائه کنم، مانند نحوه عملکرد فرآیند تشخیصی در سلامت روان، نحوه کار با ارائه‌دهندگان درمان، و مسائل دارویی. امیدوارم خواندن این مطلب برای افراد مبتلا به مشکلات روانی و همچنین خانواده و دوستانشان مفید باشد.

بستری شدن در بیمارستان

وقتی بیل را در ایستگاه پلیس برد، پشت میزی کنار دو افسر پلیس نشسته بود. من با آنها نشستم و با او صحبت کردیم.

افکار او “شل” بودند، به این معنی که هر فکر فقط به طور سست به فکر بعدی مرتبط بود. مثل گوش دادن به یک زبان خارجی بود که آنقدر خوب می دانید که بتوانید اصل آن را بفهمید، اما جزئیات از شما فرار می کند.

افسران مؤدب بودند اما به وضوح می خواستند که او هر چه سریعتر از ایستگاه خارج شود. من نگران این بودم که آیا او در حالی که در وضعیتی آشکارا روان پریشی بود، از من راهنمایی بگیرد. به او گفتم برای چند دقیقه ابتدا به خانه می رویم، سپس به دفترم. فراتر از آن، هنوز برنامه خاصی نداشتم.

هنگام رانندگی به خانه، بیل اظهاراتی را بیان کرد که به چیزی که من گفته بودم یا هر چیزی که از راه دور به مکالمه ما مرتبط بود، ربطی نداشت. ماشین را پارک کردم و به او گفتم که برود بالا و دوش بگیرد در حالی که چند تماس تلفنی داشتم.

به روانپزشکی که از بیمارستانی که در آن کار می‌کردم می‌شناختم و اکنون در مطب خصوصی بود، تماس گرفتم، یک متخصص تشخیص خوب و با شخصیت و منطقی. متأسفانه، از آنجایی که او در آستانه رفتن به مرخصی زایمان بود، زمان بندی تعطیل بود. او من را به دو همکار معرفی کرد و من برای آنها پیام گذاشتم.

من همچنین به روانپزشک دیگری فکر کردم که در بیمارستان منطقه دیگری بستری شد. فکر من این بود که شاید بهتر باشد که بیل را در بیمارستانی متفاوت از جایی که کار می‌کردم داشته باشم، زیرا ممکن است درمان او مانند هر بیمار دیگری سخت باشد و کارمندان بدون نگرانی درباره آنچه فکر می‌کنم، تصمیم بگیرند.

گرد آلتمن / پیکسابای

منبع: گرد آلتمن / Pixabay

ملاحظات در بستری شدن

در بیشتر موارد، برخلاف مورد من، نیازی به بررسی این نیست که آیا اعضای خانواده در بیمارستانی که فرد در آن بستری خواهد شد کار می کنند یا خیر. ملاحظات دیگر اما مهم هستند.

به عنوان مثال: چه طرح بیمه ای بستری شدن در بیمارستان را پوشش می دهد؟ این خوب است که از قبل بدانید. اگر بیمار روانپزشک معمولی داشته باشد، آیا آن پزشک در این بیمارستان بستری می شود – یا اگر نه، چه تمهیداتی برای روانپزشک تحت پوشش وجود دارد؟

بیمار چقدر مایل به پذیرش در بیمارستان است؟ اگر بیمار تمایلی نداشته باشد، قوانین محلی وجود دارد که بستری غیرارادی را تحت شرایط خاصی مجاز می‌سازد، که باید شامل یک خطر قریب‌الوقوع برای خود یا دیگران باشد – تقریباً همه کشورها ناتوانی در تأمین نیازهای اساسی خود را به عنوان خطری برای خود تلقی می‌کنند.

سایر عناصر مورد نیاز این است که فرد نتواند تصمیم منطقی در مورد نیاز به درمان بگیرد و بدون چنین درمانی، همچنان از ناراحتی روانی رنج می برد. شواهد ارائه شده توسط خواهان باید شامل دانش شخصی از اعمال یا رفتار خاصی باشد که نشان دهنده خطر واقعی یا فعلی است.

برخی از بخش‌های اورژانس متخصصان سلامت روان را در محل دارند که می‌توانند ارزیابی‌های روان‌پزشکی را انجام دهند و در صورت نیاز افراد را در بیمارستان‌های روان‌پزشکی بستری کنند. همچنین بخش های اورژانسی وجود دارند که متخصصان بهداشت روان در دسترس نیستند.

پزشکان در این مراکز در عوض افراد را ارزیابی می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که از نظر پزشکی پایدار هستند و سپس یک ارزیابی روانپزشکی از طریق بهداشت از راه دور ترتیب می‌دهند یا فرد را برای ارزیابی روانپزشکی به مرکز دیگری ارجاع می‌دهند. بسته به شرایط، ممکن است فرد با آمبولانس برای ارزیابی به یک مرکز روانپزشکی منتقل شود یا اطلاعاتی در مورد اینکه برای ارزیابی روانپزشکی به کجا مراجعه کند، به او داده شود.

مطالب ضروری روانپزشکی

عوامل موثر بر بستری شدن در بیمارستان

یک دلیل مهم برای بستری شدن در بیمارستان این است که فرد دچار جبران ناخوشایند شدید بیماری شده است که تهدید کننده زندگی است و باید با یک درمان فشرده جدید مانند درمان تشنج الکتریکی (ECT) شروع شود، یا اگر تحت یک ترک خطرناک دارو باشد، مانند به عنوان ترک الکل، که می تواند باعث دلیریوم ترمنز (DTs) شود و میزان مرگ و میر بالایی دارد.

علائم DT شامل لرزش یا لرزش، شایع ترین (و کلیشه ای ترین) علائم DT، گیجی و نوعی هذیان مخصوص ترک الکل است. این، همراه با لرزش، جایی است که DTs نام خود را می گیرد. بی قراری یا اضطراب یک علامت رایج است و اغلب می تواند منجر به رفتارهای جنگی یا پرخاشگرانه شود. افراد مبتلا به DT ممکن است علائم روان پریشی مانند پارانویا یا توهم داشته باشند – دیدن، احساس یا شنیدن چیزهایی که واقعا وجود ندارند، کاهش آگاهی از محیط اطرافشان به دلیل اینکه حواس آنها به درستی کار نمی کند، حملات عرق کردن شدید، و خطرناکتر از همه، تشنج، که اگر به وضعیت صرع تبدیل شوند، می توانند کشنده باشند.

سایر ملاحظات مهم این است که اگر فرد به شدت بیمار باشد و تشخیص واضح نباشد، نیاز به انجام کارهای تشخیصی (تصویربرداری از مغز، مشاوره پزشکی و عصبی) باشد، یا اگر رفتار آنها به قدری نامنظم باشد که در حین مصرف دارو به یک واحد قفل شده نیاز داشته باشد. علائم آنها تحت کنترل است.

رویه های بیمارستانی

بیماران برای اطمینان از عدم سرقت، اشیاء با ارزش خود را در انبار قرار می دهند. برای آنها روپوش بیمارستان صادر خواهد شد. در برخی موارد، لباس خیابانی مجاز است. سپس اتاق مشترک و اتاقشان را که معمولاً یک هم اتاقی دارد به آنها نشان داده می شود.

روانپزشک بخش برای بحث در مورد طرح درمان مراجعه می کند و ممکن است بحث در مورد مراقبت های بعدی مناسب در هنگام ترخیص را آغاز کند. ممکن است جلسات خانوادگی ترتیب داده شود تا در مورد برنامه های مشارکت خانواده در طرح درمان بحث شود.

برنامه بیمارستان بر حسب زمان‌های وعده‌های غذایی، گروه‌های کاردرمانی برنامه‌ریزی‌شده (OT) و سایر فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده دیگر توضیح داده می‌شود. پرسنل معرفی خواهند شد. به بیماران فرم هایی برای تکمیل داده می شود که وضعیت عاطفی فعلی و ارزیابی آنها از نیازها و اهدافشان را توضیح می دهد.

برنامه بازدید ارسال شده است. معمولاً یک تلفن سالن برای تماس‌های ورودی و خروجی در دسترس است، بنابراین دادن این شماره به خانواده و دوستان مهم است. بیمارستان‌ها برای حل و فصل وضعیت حاد (مثلاً درمان یک اختلال روان‌پریشی) طراحی شده‌اند، اما نه برای کشف مسائل طولانی‌مدت، مانند کشف چگونگی درمان برای مشکلات شدید خانوادگی.

به طور معمول، بیماران برای یک موضوع حاد مانند روان پریشی شروع به درمان دارویی می کنند و مراقبت های بعدی ترتیب داده می شود. زمانی که فردی برای ترخیص به اندازه کافی پایدار در نظر گرفته می شود، معمولاً یک کنفرانس با تیم سرپایی او ترتیب داده می شود تا برنامه های پیگیری را مورد بحث قرار دهند و قرار ملاقات های سرپایی ترتیب داده می شود.

—-

درست در همان لحظه، بیل از پله ها پایین رفت و از در بیرون رفت. دنبالش دویدم و داد زدم: «بس کن بیل! بس کن ما نمی خواهیم به پلیس برگردیم.» در حیاط جلویی که در حالت کاراته یخ زده بود و رو به خورشید بود به او رسیدم. ژست او تهدیدآمیز بود، و من به طور خلاصه فکر کردم که آیا او ممکن است خشن باشد. کنارش رفتم و تکرار کردم: «بیل، نمی‌خواهم مجبور باشم به اداره پلیس برگردم.»

“بله، مرا به پلیس ببرید.”

دستم را دور او انداختم و گفتم: نگران نباش، همه چیز درست خواهد شد.

حالت او کمی نرم شد. دستم را دور کمرش حلقه کردم تا او را به سمت ماشین راحت کنم و او اجازه داد تا او را هدایت کنند. گفتم: «الان باید بریم. سوار ماشین من شو تا بریم.

در حال حاضر، تنها گزینه شما انجام هر کاری است که می تواند به کسی کمک کند تا برنامه ای برای ایمن نگه داشتن او داشته باشد. بهتر است این کار را با شفافیت کامل انجام دهید، اما اگر درجه خفیفی از فریب لازم است، همینطور باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان