وقتی با پایان زندگی خود روبرو می شوید ، طبیعی است که به عقب نگاه کنید. من به عنوان یک پزشک آسایشگاه ، این افتخار را داشتم که در روزهای پایانی خود به زندگی بی شماری گوش دهند. این مکالمات عمیقاً شخصی است که اغلب شامل بررسی وقایع اصلی زندگی یک شخص است – لحظات پیروزی ، شکست و همه چیز در بین. با گذشت سالها ، من متوجه شده ام که کلمه “پشیمانی” ممکن است دقیق ترین توصیف آنچه مردم در این مرحله احساس می کنند نباشد. به گفته دانیل پینک در کتاب خود قدرت پشیمانی، این احساسات بهتر به عنوان ناامیدی توصیف می شوند.
تفاوت بین پشیمانی و ناامیدی عمیق است و درک آن می تواند کلید زندگی یک زندگی پر از هدف باشد – مدتها قبل از اینکه با پایان روبرو شوید.
تمایز: پشیمانی در مقابل ناامیدی
پشیمانی و ناامیدی ممکن است مشابه به نظر برسد ، اما در نحوه شکل گیری منظره عاطفی و روانی ما کاملاً متفاوت هستند. در پایان زندگی ، هنگامی که افراد به آنچه می توانستند بپردازند ، اغلب از پشیمانی خود صحبت می کنند – فرصت های از دست رفته ، رویاهای برآورده شده یا اقداماتی که می خواهند انجام دهند. اما اگر این پشیمانی واقعی نباشند ، چه می شود؟ چه می شود اگر آنها واقعاً ناامید شوند – احساس پتانسیل از دست رفته و آرزوهای تحقق نیافته که بوجود می آید زیرا شخص دیگر آژانس را برای تغییر آنها ندارد؟
در بستر مرگ خود ، هیچ قدرتی برای عمل ندارید. هیچ انرژی ، وقت و هیچ منابعی برای ایجاد تغییر وجود ندارد. این یک موقعیت درماندگی است. آنچه ممکن است احساس کنید پشیمانی واقعی نیست ، بلکه احساس ناامیدی از اینکه شرایط شما دیگر به شما اجازه عمل نمی دهد.
این تمایز بسیار مهم است زیرا به ما کمک می کند تا درک کنیم که پشیمانی فقط زمانی وجود دارد که ما آژانس را برای تغییر چیزها داشته باشیم. در مقابل ، ناامیدی بازتابی از واقعیتی است که دیگر نمی تواند تغییر کند. این احساس از دست رفتن است ، نه به این دلیل که نتوانستیم عمل کنیم ، بلکه به این دلیل که ما به هیچ وجه توانایی انجام اقدامات را از دست داده ایم.
از ناامیدی تا پشیمانی: فراخوانی به عمل
اینجاست که همه چیز جالب می شود. من به عنوان یک مربی متمرکز بر هدف ، من اغلب با افراد جوان و سالم که با کمبود جهت یا معنی در زندگی خود دست و پنجه نرم می کنند ، کار می کنم. من در حالی که به آینده خود تأمل می کنند ، از آنها دعوت می کنم تا خود را در بسترهای مرگشان تصویر کنند ، به زندگی آنها نگاه کنند و از آنچه می خواهند انجام دهند متفاوت است.
اما من فقط در آنجا متوقف نمی شوم. به جای اینکه فقط روی آنچه ممکن است تمرکز کنند پشیمانی، من آنها را به چالش می کشم تا ناامیدی هایی را که ممکن است احساس کنند وقتی متوجه می شوند هرگز انرژی ، شجاعت یا زمان لازم برای پیگیری خواسته های واقعی خود را در نظر بگیرند ، در نظر بگیرند. با تغییر پشیمانی بالقوه به عنوان ناامیدی آینده ، من آنها را تشویق می کنم اکنون عمل کنید قبل از رسیدن به جایی که رویاهای آنها غیرقابل دسترسی می شود.
به یک معنا ، سوال واقعی مطرح می شود: چگونه می توانیم این ناامیدی احتمالی آینده را به منبع انگیزه تبدیل کنیم؟ چگونه می توانیم از ترس از ناامیدی آینده برای ایجاد یک هدف قدرتمند امروز استفاده کنیم؟
لنگرهای هدف: تبدیل ناامیدی به انگیزه
چگونه می توانیم این ایده را از ناامیدی بگیریم و آن را به چیزی مولد تبدیل کنیم؟ نکته اصلی در ایجاد لنگرهای هدف نهفته است – آن لحظات کوچک ، احساسات یا زمزمه هایی که باعث ایجاد حس جهت در زندگی می شوند. هدف به سادگی از هوای نازک بیرون نمی آید. این چیزی است که ما به مرور زمان می سازیم و با تجربیات ، ارزش ها و اهداف منحصر به فرد ما شکل می گیرد.
یک لنگر هدف مانند یک ستاره شمالی است که ما را به سمت یک زندگی معنی دار راهنمایی می کند. این درک عمیق و شخصی از آنچه برای ما مهم است – است که اغلب از طریق تأمل و روند آزمایش و خطا کشف می شود. درک تفاوت بین پشیمانی و ناامیدی به ما امکان می دهد تا مجریان هدف خود را با وضوح بیشتری شناسایی کنیم.
وقتی با ناامیدی احتمالی روبرو هستیم ، می توانیم از خودمان بپرسیم که واقعاً می خواهیم به چه چیزی برسیم ، چه کاری پشیمان می شویم که اگر این شانس را از دست دادیم ، هرگز انجام نمی دهیم. این حس پشیمانی آغاز لنگر هدف ما است. این اولین جیب زدن ، زمزمه ظریف است که به ما می گوید ، “این مهم است. این ارزش دنبال کردن است.”
روند چهار مرحله ای: پشیمانی به هدف
برای کمک به افراد در ایجاد زندگی پر از معنا ، من یک چارچوب ساده چهار مرحله ای را برای حرکت از ناامیدی به زندگی هدفمند ایجاد کرده ام. در اینجا نحوه استفاده از آن برای تغییر زندگی خود آورده شده است:
1. یک بررسی زندگی انجام دهید
اولین قدم این است که در زندگی خود تأمل کنید و خود را در پایان آن تصور کنید. از خود بپرسید: از چه چیزی ناامید می شوید؟ اگر دیگر نتوانید روی آنها عمل کنید ، چه چیزهایی پشیمان خواهید شد؟ این تمرین شما را وادار می کند تا با آنچه مهم است و آنچه پشت سر گذاشته است مقابله کنید.
5. ناامیدی را به پشیمانی تبدیل کنید
هنگامی که در مورد آنچه شما را در بستر مرگ شما ناامید می کند ، شفافیت داشته باشید ، فقط آن را در آنجا ترک نکنید. از این واقعیت استفاده کنید که هنوز وقت و آژانس دارید تا آن ناامیدی را به حس مثبت تبدیل کنید – به معنای مثبت. درک کنید که اکنون زمان عمل است. این حسرت لازم نیست نوع پشیمانی باشد که شما را در پایان زندگی با غم و اندوه پر می کند. این می تواند پشیمانی باشد که زودتر عمل نکرده اید ، و این تحقق باید تمایل شما برای ایجاد تغییر را در حال حاضر ایجاد کند.
3. از پشیمانی به عنوان لنگر هدف استفاده کنید
اکنون که پشیمانی خود را ایجاد کرده اید ، از آن به عنوان یک لنگر هدف استفاده کنید. از خود بپرسید: اگر امروز بتوانم روی آن عمل کنم ، این پشیمانی به نظر می رسد؟ چگونه می توانم زمان را بسازم ، انرژی ایجاد کنم یا شجاعت پیگیری آن را پیدا کنم؟ این لنگر هدف تمرکز روشنی را به شما می دهد – چیزی برای تجمع در اطراف. این نقطه شروع برای ایجاد یک زندگی معنا است.
4. اقدام کنید (صعود)
سرانجام ، وقت آن است که اقدام کنیم. اینجاست که لاستیک با جاده ملاقات می کند. من این مرحله را صدا می کنم صعود – روند تبدیل لنگر هدف خود به مراحل ملموس. اولین کاری که امروز می توانید انجام دهید برای حرکت به سمت زندگی کامل تر چیست؟ در حال حاضر اقدام به جلوگیری از ناامیدی از رویاهای برآورده شده در هنگام عمل خیلی دیر است.
زندگی یک زندگی با هدف: کلید آینده ای برای تحقق
کلید زندگی پر از هدف فقط مربوط به جلوگیری از پشیمانی در پایان نیست. این در مورد استفاده از آن پشیمانی آینده به عنوان یک انگیزه برای زندگی با هدف امروز است. با درک تفاوت بین پشیمانی و ناامیدی ، ما می توانیم بهتر از زندگی فعلی خود حرکت کنیم و از احساس گم شدن در پایان جلوگیری کنیم.
منتظر نمانید تا زندگی با هدف خیلی دیر شود. این ناامیدی ها را به خود جلب کنید ، آنها را به پشیمانی تبدیل کنید که می توانید روی آن عمل کنید ، و از آن پشیمانی ها به عنوان لنگرهایی استفاده کنید که شما را به سمت زندگی تحقق بخش راهنمایی می کند. این رویکرد به شما این قدرت را می دهد که اکنون به سمت عمیق ترین خواسته های خود صعود کنید ، به طوری که وقتی به روزهای پایانی خود رسیدید ، هیچ پشیمانی نخواهید داشت – فقط رضایت از دانستن اینکه کاملاً و با هدف زندگی کرده اید.