[ad_1]
استفان بورگوئن، کارشناس فرانسوی قاتلان زنجیرهای که خود را توصیف میکند، در دنیایی از باورهای ساختگی زندگی میکرد. او در حین ساختن فیلمهای درجه پایین، چیزهایی را که مخاطب را به خود جذب میکند، آموخت: شوک، سکس و ناراحتی. در دنیای جنایات واقعی، او متوجه شد که بازی در نقش یک قربانی طرفداران، حمایت مالی و طرفداران را به خود جلب می کند. بنابراین، او داستانی (با تغییرات متعدد) درباره یافتن دوست/دوست دختر/همسرش در لسآنجلس قتل/سر بریده/تکهکرده شده تعریف کرد – هر سناریویی که کار میکرد. او با یک دست، مسحور حساب “من بیچاره” خود شد، و با دست دیگر، پلیس، اف بی آی و برخی از مستندسازان را متقاعد کرد که او یک متخصص قانونی در مورد افراطی ترین مجرمان جامعه است. او داستانهای خود را با اعتبارنامههای جعلی تأیید کرد و از طریق سرقت ادبی و کلاهبرداری، شغلی پردرآمد برای چندین دهه ایجاد کرد.
اینطور نیست که درباره همه چیز دروغ گفته باشد. این کلید بود. او با چند قاتل زنجیرهای مصاحبه کرد (ما کلیپهایی از او با جرارد شفر و اوتیس تول میبینیم) و او آنچه را که میتوانست از انتشارات کارشناسان واقعی به دست آورد. او همچنین با جان داگلاس، پروفیل اف بی آی مصاحبه کرد. تشریح حقیقت در مورد تخصص او سخت نبود: هشت مصاحبه او به 30 و سپس 70 مصاحبه تبدیل شد. هیچ کس بررسی نکرد که آیا هر یک از اینها درست است یا اینکه مصاحبه ها دارای ارزش بالینی هستند. این برای سال ها ادامه داشت، زیرا بورگوین به عنوان مرجع اصلی فرانسه در قتل های زنجیره ای تبلیغ می شد. او از یک فیلمساز به جرم شناس تبدیل شده بود. او ادعا کرد که توسط واحد علوم رفتاری FBI تایید شده است. چه طنزی که دوست/دوست دختر/همسر خودش توسط یک قاتل زنجیره ای سلاخی شده است. او ادعا کرد که با تولید ده ها کتاب، این حادثه بود که او را به مطالعه این هیولاها برانگیخت. با این حال، “به احترام”، او از قربانی یا قاتل نامی نمی برد. این اشتباه او بود.
در اوایل سال 2020، گروهی از طرفداران این ناهماهنگی ها را مشاهده کردند. آنها متوجه شدند که داستان دوست دختر دروغ بوده و برخی از کارهای بورگوین ساختگی یا سرقت علمی بوده است. آنها گروهی به نام 4ème Oeil Corporation (چشم چهارم) تشکیل دادند تا او را به خاطر فریب دادن آنها پاسخگو بدانند. سه سال او را تعقیب کردند تا پاک شود، عذرخواهی کند و توضیح دهد. او از دزدی ادبی، افسانهسازی و ادعاهای نادرست امرار معاش کرده بود. او از قربانیان واقعی بهرهکشی میکرد و برای سود خود به آنها صدمه میزد. او عقاید دیگران، حتی تجربیات آنها را دزدیده بود. لورن کالینز همه اینها را در آن مستند کرد نیویورکر. اکنون نات ژئو یک سریال سه قسمتی درباره تحقیقات خود در مورد حرفه بورگوین، سقوط او، پیشینه او و امتناع او از رها کردن دروغ در همان ابتدای کارش ساخته است. او به برخی از فریب ها اعتراف کرد، از جمله اینکه با چارلز منسون مصاحبه کرده است. عذرخواهی کرد. اما او به انتشار ادامه داد.
جالبترین بخش مستند که در Nat Geo و Hulu موجود است، زمانی است که کالینز به دنبال انگیزه Bourgoin میشود. او از پذیرفتن یک دلیل به ظاهر واضح امتناع می ورزد: اینکه او سعی می کرد با موفقیت های چشمگیر والدینش مطابق با والدین بزرگتر زندگی اش زندگی کند. در عوض، او جنبه تاریکتری از خانواده پیدا میکند که حس بیشتری نسبت به یک بچه ناامن غوطهور در باورهای ساختگی ایجاد میکند.
با این حال، به نظر می رسد محققان مختلف یک نکته کلیدی را از دست داده اند. نشان دادن اینکه یک فرد در مورد زندگی خود دروغ گفته است لزوماً او را به عنوان یک متخصص موضوع از بین نمی برد. شما باید عمیق تر نگاه کنید. ما می بینیم که او به جان داگلاس و میکی پیستوریوس (یک پروفیل افریقای جنوبی) سرقت علمی کرده و از داهیرا سی سوء استفاده کرده است، اما در مورد آشنایی احتمالی او با ذهن قاتلان زنجیره ای چطور؟ آیا کسی مدارک جرم شناسی او را بررسی کرده است؟ ظاهرا نه. اما این چیز جدی است. نیاز به توجه دارد. او با چند قاتلان زنجیره ای مصاحبه کرد. اما آیا او یک محقق جدی بود یا فقط یک دکلره؟ او دقیقا چه کمکی به مجموعه دانش جرم شناسی ما کرد؟
من یک حس دست دوم از پسر دارم. من مستندی درباره مصاحبه بورگوین با المر وین هنلی جونیور تماشا کردم. از آنجایی که با هنلی به طور گسترده مصاحبه کرده ام تا بدانم چگونه او در دهه 1970 با قاتل زنجیره ای دین کورل همدست شد، توانستم متوجه شوم که بورگوین چگونه حقایق را پنهان می کند. اول، او در حال خواندن a زمان-زندگی حساب، که در بهترین حالت سطحی است. سپس او ادعا می کند که دو روز را صرف صحبت با هنلی کرده است در حالی که هنلی می گوید این یک ساعت بوده است. اقدامات بورگوین باعث شد که هنلی در مورد قتل ها صحبت نکند، اما هنلی این شرایط را قبل از ورود بورگوین در مصاحبه آنها قرار داده بود. آنچه بورگوین در مورد هنلی میگوید از نویسندگان دیگری گرفته شده است، که هیچیک از آنها هرگز با هنلی صحبت نکردهاند. در پایان، بورگوین مجبور شد “دور” را از یک کارآگاه ستارهدار بگیرد که عکسهای صحنه جنایت را به او نشان داد. بورگوین با اندکی تصور از کاری که انجام میداد وارد مصاحبه شد و داستانی نادرست ارائه کرد که چیزی به درک ما از همدستان اضافه نکرد. من هیچ منبعی برای مدارک تحصیلی و هیچ مهارت مصاحبه حرفه ای نمی بینم.
با این حال، او به یک مستندساز علاقه داشت.
او جرم شناس نیست او فقط یک دروغگوی سریالی است که از زودباوری مخاطبی که با داستان تقلبی قربانی خود و مصاحبه های پراکنده خود در مورد قربانیان آماده شده است، سوء استفاده می کند. بیرون رفتن این هنرمند کلاهبردار خطر چندانی ندارد، اما این سریال هنوز هم جذاب است زیرا کسانی را که میخواهند نقاب او را از بین ببرند و کسانی را که میخواهند دلیل کلاهبرداری Bourgoin را افشا کنند، دنبال میکند. در فرهنگ جرم و جنایت واقعی، چیزهای بیشتری در مورد چنین مدارا سادهای وجود دارد، اما این برای نوع دیگری از مستند است.
[ad_2]