منبع: Greg Rosenke/Unsplash
توسط چارلی هانتینگتون، MA، کاندیدای دکترا و چیکی دیویس، کارشناسی ارشد، دکتری.
تسلیم شدن یعنی دست کشیدن از چیزی. برای اهداف ما، تسلیم به معنای دست کشیدن از تلاش برای کنترل زندگی یا اطمینان از نتایج خاص در زندگی شما است. اما چرا تسلیم؟ تلاش بیش از حد برای کنترل زندگی ما استرس زا و در نهایت بی ثمر است (کول و پارگامنت، 1999). دانستن زمان تسلیم شدن و توانایی انجام آن به طور موثر یک مهارت مقابله ای مفید است (کول و پارگامنت، 1999).
برای بسیاری از افراد، به ویژه آنهایی که تمایلات معنوی دارند، تسلیم کنترل مترادف با تلاش برای پیروی از اراده یک قدرت برتر به جای اراده خود است (ونگ-مک دونالد و گورسوچ، 2000). این ممکن است مانند تشخیص این باشد که اراده کیهان و اراده شما همسو نیست و پذیرش اینکه چگونه چیزها در حال گسترش هستند آسان تر از ادامه تلاش برای تغییر آنها خواهد بود.
به طور متناقض، بسیاری از مردم دریافتند که تسلیم شدن به این طریق به آنها اجازه می دهد تا کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشند (کول و پارگامنت، 1999). این ممکن است به این دلیل باشد که تسلیم همچنان انتخابی است که ما انجام می دهیم.
مثال کلاسیک تسلیم شدن از دنیای بهبودی اعتیاد می آید. بسیاری از افراد از طریق شرکت در برنامه های دوازده مرحله ای به سلامت روانی بهتر و پرهیز از رفتارهای اعتیاد آور دست یافته اند (Kelly, 2017) و تسلیم شدن در قلب این دوازده مرحله است.
برای کسانی از شما که با برنامه های دوازده مرحله ای آشنایی ندارید، آنها الگویی برای بهبودی اعتیاد هستند. اولین قدم این است که معتاد اذعان کند که زندگی آنها چنان از کنترل خارج شده است که هیچ مقدار از تفکر منطقی از جانب او مشکلات آنها را حل نمی کند (تانگنبرگ، 2005). به جای ادامه مبارزه بیهوده برای کنترل رفتارهایشان، معتادان تشویق می شوند که از تلاش دست بکشند – تسلیم این واقعیت باشند که بسیاری از رویدادها خارج از کنترل آنها است و نمی توانند به تنهایی امور را مدیریت کنند.
بسیاری از معتادان زمانی که نه تنها کنترل خود را تسلیم می کنند، بلکه از نیروی خیرخواه بزرگتر از خود می خواهند که مراقب وضعیت باشد، زندگی را بسیار قابل کنترل تر می دانند (پیرس و همکاران، 2008). معتادان در مراجعه به یک منبع خارجی برای کمک، خواه حمایت معتادان همکار، اراده نیروی بالاتر یا راهنمایی یک درمانگر باشد، معتادان نقش فعالی در بهبودی ایفا میکنند و دیگر به تنهایی نمیروند. در این محیط، آنها با تسلیم شدن، مقابله فعال با استرس زندگی را تمرین می کنند که تأثیرات مثبتی بر زندگی آنها دارد (Morgenstern و همکاران، 1997).
جدای از بازپروری اعتیاد، تحقیقات روانشناختی مزایای فراوانی را ثبت کردهاند که از پذیرش چیزها به همان شکلی که هستند و دست کشیدن از تلاش برای کنترل چیزهایی که قابل کنترل نیست به دست میآیند. در واقع، پذیرش چیزها همانطور که هستند جزء اصلی بسیاری از انواع مؤثر روان درمانی است (بلاک-لرنر و همکاران، 2009).
برای مثال، میتوانیم تسلیم شدن را نوعی «پذیرش رادیکال» در نظر بگیریم، یک مهارت درمانی که نشان داده شده است به افراد در مدیریت اختلال استرس پس از سانحه و اختلال شخصیت مرزی کمک میکند (Gorg et al., 2017; Robins et al. .، 2004). پذیرش لحظه حال دقیقاً همانطور که هست می تواند ما را کمتر نگران و تحت فشار قرار دهد و در پاسخ به آنچه زندگی به ما می اندازد مؤثرتر باشد (Knabb et al., 2017)، صرف نظر از اینکه آیا چالش های سلامت روانی قابل توجهی داریم یا خیر.
تسلیم شدن در زندگی روزمره
بنابراین تسلیم شدن برای کسی که با اعتیاد یا مشکل سلامت روانی دست و پنجه نرم نمی کند چگونه می تواند باشد؟ فرض کنید دوستی دارید که واقعاً از همراهی او لذت می برید. با این حال، آنها ممکن است فراموشکار باشند، گاهی اوقات دیر ظاهر می شوند یا برنامه های خود را به طور کلی لغو می کنند. با دانستن محدودیتهای این که چقدر میتوانید شخص دیگری را تغییر دهید، تسلیم شدن احتمالاً یک ابزار مفید در اینجا خواهد بود. شما ممکن است تصمیم بگیرید که ترجیح می دهید قایق را تکان ندهید. در این صورت، باید تسلیم این واقعیت شوید که نا امیدی و ناامیدی گاه به گاه از این شخص است. اگر تصمیم دارید از آنها بخواهید که تغییر کنند، ممکن است مفید باشد که به نحوه پاسخ آنها دلبستگی خود را رها کنید.
چگونه تسلیم شدن را تمرین کنیم
در اینجا دو راه برای تمرین تسلیم شدن در زندگی روزمره وجود دارد (Colombiere, 1980):
1. امروز برای تسلیم برخی چیزها آماده شوید. به برنامه روزانه خود و چیزهایی که در آن نمی توانید کنترل کنید فکر کنید. به عنوان مثال، حتی قبل از اینکه وارد جاده شوید، عصبانیت خود را نسبت به راننده جلویی رها کنید. بپذیرید که در آن جلسه با سرپرست خود مضطرب خواهید بود. قبل از اینکه مغزتان شروع به تلاش برای کنترل این احساسات کند، تسلیم این واقعیت شوید که احتمالاً آنها را خواهید داشت. این ممکن است باعث شود که در هنگام ظهور راحت تر آنها را رها کنید.
2. تسلیم شدن در برابر نیروهای بزرگتر زندگی را تمرین کنید. شما نمی توانید نتیجه انتخابات بعدی را کنترل کنید، آیا همسرتان به بیماری شدید مبتلا می شود یا اثرات طولانی مدت تغییرات آب و هوا. هنگامی که افکاری در مورد این چیزها به وجود می آیند، می تواند آسان باشد که با نگرانی از خود دور شوید زیرا در تعجب هستید که چگونه می توانید رویدادهای آینده را کنترل کنید (یا چقدر کمی می توانید کنترل کنید). تمام تلاش خود را بکنید تا کنترل خود را بر این نوع موضوعات تسلیم کنید.
در مجموع
رها کردن چیزها شجاعت می خواهد. همانطور که در آسیب پذیری قدرت وجود دارد، تسلیم شدن نیز به جرات می خواهد. با دانستن اینکه تسلیم شدن می تواند ابزار مفیدی باشد، اما انجام این کار سخت است و ممکن است طبیعی نباشد، چگونه می خواهید زندگی خود را تغییر دهید؟ در کجای زندگیتان شجاعانهتر است که بگویید: «کنترل خود را بر این موضوع رها کردم» تا اینکه همچنان چنگال خود را محکم کنید؟
همانطور که در مورد این سؤالات فکر می کنید، با خود باز و راحت باشید. تسلیم خلاف شهود است. سخت است اعتراف کنیم که نمیتوانیم به راهحلی بهتر از آنچه تسلیم شدن میدهد فکر کنیم یا راهمان را انجام دهیم. بنابراین وقتی متوجه شدید که روی چیزی گیر کرده اید، به آرامی فکر کنید که آیا رها کردن آن اولین قدم خوب است یا خیر.
نسخه ای از این پست در وب سایت موسسه رفاه برکلی ظاهر می شود.