20:17 - 2025/02/28

فلسفه درمانی دیوید فاستر والاس

[ad_1] در سال 2008 ، من خودم را در رم پیدا کردم کارآگاهان وحشی توسط نویسنده شیلی روبرتو بولانو. این کتاب فروخته شد ، و منشی دوستانه در کتابفروشی مرا به من داد شوخی بی نهایت در عوض توسط دیوید فاستر والاس. من آن را به همراه یک زن و شوهر دیگ...

فلسفه درمانی دیوید فاستر والاس

[ad_1]

در سال 2008 ، من خودم را در رم پیدا کردم کارآگاهان وحشی توسط نویسنده شیلی روبرتو بولانو. این کتاب فروخته شد ، و منشی دوستانه در کتابفروشی مرا به من داد شوخی بی نهایت در عوض توسط دیوید فاستر والاس. من آن را به همراه یک زن و شوهر دیگر خریداری کردم ، و شاید سه یا چهار سال بعد ، سرانجام آن را تمام کردم – و بیشتر کارهای دیگر والاس.

این لحظه به ظاهر سرنوشت ساز فقط چند ماه پس از خودکشی غم انگیز والاس رخ داد. از آن زمان ، من اغلب در مورد نوشتن در مورد فلسفه زیربنای کار او فکر می کردم. حالا ، من مجبور نیستم. جان باسکین ، نویسنده و روزنامه نگار ، کتابی عمیقاً بصیرت را با عنوان نوشت نارضایتی معمولی: داستان درمانی دیوید فاستر والاسبشر در آن ، باسکین داستان های والاس را به عنوان تعامل با فلسفه بررسی می کند و نشان می دهد که چگونه ادبیات و فلسفه برای رفع وضعیت انسان در هم تنیده است.

بگذارید برخی از زمینه های مرتبط با روانشناسان را به اشتراک بگذارم.

فلسفه به عنوان درمان

کتاب باسکین اولین کسی نیست که کار والاس را از نظر فلسفی تحلیل می کند. مارشال بوسول درک دیوید فاستر والاس (2003) یک مرور کلی عالی ارائه داد اما کارهای بعدی والاس را پوشش نداد. با این حال ، باسکین منحصراً روی داستان های والاس تمرکز دارد و نشان می دهد که چگونه آن را به عنوان نوعی درمان ادبی خدمت می کند – مفهومی که عمیقاً در فلسفه ریشه دارد.

برای باسکین ، فلسفه صرفاً ابزاری برای افشای اشتباهات منطقی یا ساخت استدلال های نظری نیست. با استفاده از لودویگ ویتگنشتاین ، او استدلال می کند که فلسفه می تواند درمانی باشد و به دنبال حل مشکلات با روشن کردن چگونگی فکر کردن در مورد آنها است. ویتگنشتاین مشهور در تحقیقات فلسفی: “یک روش فلسفی وجود ندارد ، اگرچه در واقع روش هایی مانند روشهای درمانی مختلف وجود دارد.” باسکین این ایده را در ادبیات اعمال می کند ، و نشان می دهد که مشکلات والاس در متن تعبیه نشده است بلکه در درون خودمان است – روشهای تفکر و هستی ما.

در این چارچوب ، انتقاد هنگامی که آنچه را که ما از خودمان پنهان کرده ایم ، به جای کشف اسرار دفن شده در کار ، درمانی می شود. به عبارت دیگر ، ادبیات درمانی والاس “با هدف کمک به ما در دیدن بی معنی بودن سؤالات ما” است. این رویکرد بیانگر تمایل والاس برای فراتر از مخالفت های باینری است که بر مباحث دانشگاهی و فکری حاکم است. والاس به جای اینکه یک موقعیت را در مقابل دیگری قرار دهد ، خوانندگان را ترغیب می کند تا با فرضیات خود مقابله کنند و جهان را واضح تر ببینند.

دید اخلاقی والاس

رویکرد درمانی والاس به شدت با اخلاق مرتبط است. فلسفه او به معنای تجویز قوانین اخلاقی یا تشریح آرمان های انتزاعی نیست. این در مورد پرورش یک روش اخلاقی برای زندگی مبتنی بر واقعیت های تجربه بشر است.

کار والاس بارها بر اهمیت توجه و وضوح تأکید می کند. شوخی بی نهایت یکی از عمیق ترین اکتشافات ادبی اعتیاد و افسردگی را فراهم می کند ، و آنها را نه به عنوان مصائب منزوی بلکه به عنوان جنبه های درهم تنیده زندگی معاصر به تصویر می کشد. والاس اعتیاد را به عنوان یک شکست توجه به تصویر می کشد ، تلاشی ناامید کننده برای فرار از درد وجود با بی حسی آن. همانطور که او می نویسد: “که هیچ لحظه مجرد و فردی به خودی خود غیرقابل تحمل نیست.” (شوخی بی نهایت)

این بینش ساده و در عین حال ویرانگر نشان می دهد که اعتیاد و افسردگی اغلب نه از یک واقعه فاجعه بار بلکه از تجمع لحظات غیرمجاز و بی شمار بوجود می آید. رنج واقعی نه در نمونه خاصی از درد بلکه در عدم توانایی حضور در واقعیت نهفته است.

والاس پادشاه کمرنگ بیشتر بر اهمیت اخلاقی و وجودی توجه تأکید می کند. در یک مقطع ، او می نویسد: “تقریباً هر چیزی که شما به آن نزدیک می کنید ، توجه مستقیم به آن جالب می شود …” آیا می تواند این باشد که زندگی که ارزش زندگی ندارد ، زندگی بی احتیاطی است؟ فرض کنید کسالت ، اعتیاد و افسردگی ریشه در عدم توجه دارد. در این حالت ، فلسفه والاس نشان می دهد که یادگیری برای حضور در – به طور مستقیم و بدون حواس پرتی – ممکن است یکی از مهمترین مهارت های انسانی باشد. مفهوم والاس از “توجه” فقط مربوط به تمرکز روی یک کار نیست ، بلکه در مورد حضور کامل در آن لحظه ، درگیر شدن با جهان و دیگران و درک همبستگی همه چیز است.

بیماری زندگی مدرن

پروژه درمانی والاس در زندگی معاصر به ضعف عمیقی می پردازد-همانطور که او آن را صدا می کند شوخی بی نهایتبشر این بیماری ناشی از جدایی ذهن و بدن ، تئوری و عمل ، عقل و احساسات است. والاس این شکاف را هم یک علامت و هم علت بیگانگی که زندگی مدرن را توصیف می کند ، دید. “بیماری زندگی مدرن” همانطور که والاس می بیند ، این یک احساس فراگیر از قطع ارتباط ، عدم تعامل با جهان و دیگران و تمرکز بر موفقیت فردی با هزینه بهزیستی جمعی است.

باسکین به بررسی می کند که چگونه والاس با آمیختن فلسفه و ادبیات به دنبال ایجاد این شکاف بود. این همجوشی به او اجازه می دهد تا آسیب شناسی های روانی و اجتماعی زمان ما را تشخیص دهد. والاس درمانی را ارائه نمی دهد. درعوض ، او ابزارهایی را برای دیدن جهان و خودشان به وضوح به خوانندگان ارائه می دهد. با تغییر دیدگاه خود ، می توانیم به جای اینکه فقط علائم آن را درمان کنیم ، به دلایل اصلی نارضایتی خود بپردازیم.

فلسفه ضروری است

یک نمونه جالب از رمان ناتمام والاس ، پادشاه کمرنگ، که بسیاری از مضامین را در آن مرور می کند شوخی بی نهایت، از جمله اعتیاد و مبارزه برای آزادی. والاس اعتیاد را نوعی تفکر اجباری توصیف می کند ، علامتی از رابطه ناسالم ما با ذهن خودمان. غلبه بر این اعتیاد به نوعی بلوغ نیاز دارد – تمایل به مقابله با مشکلات زندگی بدون تسلیم شدن در برابر ناامیدی یا نیهیلیسم.

همانطور که باسکین می نویسد ، دیدگاه والاس از بلوغ شامل “یک فرد بالغ غیرقابل تحمل است ، که بدون ایجاد بیش از حد از آنها ، از عصبانیت های زندگی رنج می برد.” این امر فلسفه اخلاقی ژیل دلوز را نشان می دهد ، که اخلاق را به عنوان “عدم ارزش از آنچه برای ما اتفاق می افتد” تعریف نکرد. کار والاس از ما دعوت می کند تا این اخلاق را در آغوش بگیریم ، و تشخیص می دهند که مشکلات زندگی موانعی برای از بین بردن نیست بلکه فرصت هایی برای رشد و تحول است.

چرا والاس اهمیت دارد

در هسته اصلی آن ، داستان های والاس در مورد زندگی و مرگ است ، در مورد معنای انسان بودن. این ما را به چالش می کشد که عمیقاً فکر کنیم ، آگاهانه زندگی کنیم و با محدودیت های خود صادقانه و فروتنانه مقابله کنیم.

برای کسانی که هنوز خوانده اند شوخی بی نهایت یا پادشاه کمرنگ، هیچ مقدار تجزیه و تحلیل نمی تواند جایگزین تجربه تعامل با کار والاس مستقیم شود. خواندن والاس دشوار است – فرسایش ، مبهوت و گاهی اوقات حتی کسل کننده. اما همچنین تحول آمیز است. همانطور که ویتگنشتاین ممکن است بگوید ، دنیای کسی که والاس را خوانده است با کسی که چنین نکرده است متفاوت است.

کار والاس بیماری های فرهنگ ما – فشار ، فرسودگی ، اضطراب – را به عنوان خرابی های فردی بلکه به عنوان علائم یک ساختار اجتماعی بیمار تشخیص می دهد. در دنیای امروز ، جایی که مشکلات سلامت روان در حال افزایش است و مردم به طور فزاینده ای احساس قطع می کنند ، بینش والاس از همیشه مرتبط است. باسکین استدلال می کند که داستان های والاس به ما کمک می کند تا این مشکلات را برای آنچه در آن هستیم ببینیم: نه نقص های شخصی بلکه شرایط جمعی که نیاز به یک روش جدید برای تفکر دارد.

در نهایت ، میراث والاس در توانایی او در روشن کردن نارضایتی معمولی زندگی نهفته است و به ما نشان می دهد که چگونه با آن زندگی کنیم. همانطور که باسکین خاطرنشان می کند ، هدف از بین بردن رنج بلکه تبدیل آن نیست – همانطور که فروید گفت ، “بدبختی هیستریک به نارضایتی معمولی” تبدیل شود. به این ترتیب ، کار والاس هم تشخیص و هم فراخوانی برای عمل است و از ما خواست تا با چالش های زندگی مدرن با شجاعت ، وضوح و دلسوزی مقابله کنیم.

داستان های دیوید فاستر والاس راهنمای کاربر یا مجموعه ای از دستورالعمل ها برای نحوه زندگی نیست. این تفکر ، احساس و دیدن جهان را با وضوح بیشتری دعوت می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان